انسان ها براي امرار معاش بايد كار كنند،غير از كارفرمايان ، بقيه اجير و كارگزار و مزدبگيرند. فرقي هم ندارد كارگزار دولت باشند يا بخش خصوصي.مزد مي گيرند تا مخارج زندگي خويش شامل خوراك و مسكن و لباس و تحصيل و درمان و تفريح و ماليات خود و خانواده را تأمين كنند.كار فرمايان نيز خود به نوعي اجير خويش يا كارفرمايان بالاتر از خود هستند.
يادم نمي رود روزي يكي از همكاران معلم مي گفت وقتي به مخارج و حقوق ماهيانه ام نگاه مي كنم مي بينم بيست روز براي صاحبخانه كار مي كنم و ده روز براي خودم!(تازه آن ده روز هم بخشي براي اداره ماليات است و تتمه براي مخارج خورد و خوراك و پوشاك. و چون كافي نيست بايد يك شيفت كاري جاي ديگري كار كنم و اين است داستان اجير بودن انسان هاي امروزي و ديروزي. نوعاً هم به شكل همان برده هاي قديم بايد از صبح تا شب براي اربابان بدوند تا زنده بمانند…چه در بلوك هاي كمونيستي كه همه برده دولت اند و چه در بلوك هاي كاپيتاليستي كه همه برده سرمايه داران و تراست ها و كارتل هايند و به هر صورت هر جا را نگاه كني همه به نوعي اجيرند و همه جا آسمان همين رنگ است!
چه دولت ، مالك همه چيز باشد يا صاحبان سرمايه،،سهم اجيرها فقط كار است براي انواع اربابان كه فقط اسمشان عوض مي شود.
قديم برده ها را مي فروختند و مالك آنها هر طور مي خواست از آنها كار مي كشيد و امروز هم با اينكه فروختني در كار نيست باز كارمندان بايد برده وار براي ديگران كار كنند تا زنده بمانند…در اين تئوري اقتصادي منابع محدود است و آن منابع هم قبلا در مالكيت ديگران در آمده و راهي هم به سوي تقسيم عادلانه منابع نيست.عده اي هميشه فقيرند و عده محدودي هر روز چاق و چاق تر مي شوند و تبعيض و اختلاف طبقاتي لازمه اين نظام است.آيا نظام ديگري غير از اين نظم متعفن متصور هست؟
آري ،چون موعود جهاني قيام كند همين منابع عادلانه تقسيم شود ضمناً منابع از محدوديت خارج شود و زمين و آسمان بركات خويش ظاهر كنند و مال بالسويه قسمت شود و فقيري باقي نماند و افراد اجير ديگري نيستند بلكه كارگزار خدايند تا به همنوع خير برسانند و دل ها شاداب از مهر شود و تبعيض از ميان برود و امنيت همه جا سايه افكند و نور امام جهان را متلالأ كند و خورشيد وجودش روشني و حرارت بخشد و در يك كلمه “و أشرقت الارض بنور ربّها” ظلمت جهل و ظلم و فساد در سايه انوار الاهي امام به علم و داد و صلاح مبدل شود…
