صلح

 
 
 
 
 
يك حرف عاقلانه بگويم،اجازت است؟/كاى نور ديده، صلح به از جنگ و داورى ؛ چو يار بر سر صلح است و عذر مى طلبد/توان گذشت زجور رقيب در همه حال ؛ گفتم دل رحيمت ،كى عزم صلح دارد؟/گفتا مگوى با كس تا وقت آن درآيد! ؛ تا قهر را برهم زند آن لطف اندر لطف تو/تا صلح گيرد هر طرف،تا محو گردد جنگ ها؛ بيا كه نوبت صلح است و دوستى و عنايت/به شرط آنكه نگوئيم از آنچه رفت حكايت!؛اگر پيل زورى وگر شيرچنگ/به نزديك من، صلح بهتر زجنگ…صلح یعنی همزیستی  مسالمت آمیز، سازش عادلانه و ترك مخاصمه و جنگ و از بین بردن نفرت و تفرقه و دشمنی بين دو نفر يا دوگروه يا دو كشور است.متأسفانه عليرغم توصيه همه اديان،نهادهاي جهانى و تصويب اسناد بين المللى و تلاش بى وقفه خردمندان و انديشمندان و صلح طلبان، همچنان شاهد افزایش جنگ و خشونت در سراسر جهان هستیم.بايد همگان سلاح‌ها را کنار گذاشته و بهره خود از موفقیت را در یک جهان سالم به اشتراک بگذارند. صلح موضوعى است كه بايد همگان در هر روز و هرکشوری برای آن تلاش کنند…
 
خداوند همه انسان ها را از يك پدر و مادر شمرده و آنها را به صلح و دوستی فراخوانده و مسلمانان را برادران دینی هم دانسته و موظف کرده که درگیری‌های کوچک و بزرگ موجود در جامعه و خانواده را برطرف کرده و به ایجاد صلح و دوستی بپردازند. صلح و دوستی با دیگران یکی از راه های اصلی انس و صمیمیت و يكپارچگى جامعه است. صلح واژه ای قرآنی است و درحدود ١٤٠ آیه آن پیرامون صلح است. از دیدگاه قرآن، صلح و اسلام دو واژه ملازم یکدیگر تلقی می شوند.خود اسلام از ريشه سلم” به معنای آرامش یا همان امنیت مصطلح امروزی است.لذا مى فرمايد: “اى كسانى كه ايمان آورده ايد،همگى در صلح و آرامش زندگى كنيد١”.گام نخست صلح،همبستگى بر اساس باور توحيداست:”همگى به ريسمان الاهى چنگ زيد و پراكنده نشويد٢”؛و گام دوم، صلح اجتماعى است: “در میان خود صلح و صفا به راه اندازید٣”؛و گام سوم صلح با غير مسلمانان است:”[اى پيامبر]اگر مخالفان طرفدار صلح و آرامش شدند و بال خود را برای آن پهن كردند، تو نیز بال خود برای صلح بگشا و برخدا توکل کن٤”(چو زنهار خواهد،كرم پيشه كن/ببخشاى و از مكرش انديشه كن)…
 
جنگ نه تنها با فطرت سلیم انسان سازگار نیست، بلکه مخالف قانون جهان هستی است. کسانی که می‌کوشند جنگ را چیزی موافق طبع بشر قلمداد کنند در واقع مى خواهند به متجاوزان اجازه توسل به زور برای رسیدن به هدف‌ های توسعه طلبانه خود دهند و اصل تنازع بقاى جنگل را به جاى تعاون بقا بر جامعه انسانى حاكم كنند. چنانكه ديديم خداوند پيامبر خود را مامور مى كند كه اگر دشمنان،تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی؛و نيز”اگر از [جنگ با]شما کناره گیری کردند و با شما پیکار ننمودند و پیشنهاد صلح دادند، خداوند به شما اجازه نمی‌دهد که متعرض آنان شوید٥”(اگر صلح خواهد عدو،سر مپيچ)؛و نيز: “اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند، البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار کنید و اگر قومی بر دیگری ظلم کرد، با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا بازآید. پس هرگاه به حکم حق برگشت، با حفظ عدالت میان آنان را صلح دهید و همیشه (با هر دوست و دشمنی) عدالت کنید که خدا بسیار اهل عدل و داد را دوست می‌دارد٦”(رها كن جنگ و راه صلح بگشاى/صلاح آميز و مهر و لطف بنماى)…
 
وقتى اصل روابط انسان ها بر صلح استوار است،مبارزه با هرچيزى كه اين صلح را مخدوش نمايد،ضرورى است لذا يكى از آموزه هاى دينى،صلح دادن نزديكان و مومنان( اصلاح ذات البين)در مواقع اختلاف و منازعه است و اين در درجه نخست وظيفه بزرگان قوم و سپس وظيفه يكان يكان مومنان است: “تقوای الهی پیشه کنید و روابط میان خودتان را اصلاح کنید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید اگر مؤمن هستید٧”. امیر مؤمنان (ع) در آخرین وصایای خويش در بستر شهادت به فرزندانش فرمود:من از جد شما پیامبرخدا شنیدم که می‌فرمود: اصلاح رابطه میان مردم از انواع نماز و روزه‌ مستحب برتر است٨”و نيز فرمود:”نهایت سعادت این است که انسان برای اصلاح مردم تلاش کند٩” كه هرگونه اصلاح اجتماعی از جمله صلح در برابر جنگ را شامل می‌شود. از نگاه امام صادق(ع)، اصلاح ذات البین به قدری اهمیت دارد که حاضر است جهت رفع اختلاف از اموال خود هزینه کند تا صلح و آشتی برقرار نماید؛ آن جا که به شاگرد خود مفضل فرمود:” هنگامی که میان دو نفر از پیروان ما مشاجره‌ای ببینی [که مربوط به امور مالی است]، از مال من غرامت بپرداز [و میان آنان آشتی برقرار کن]”١٠؛(تا قهر را برهم زند آن لطف اندر لطف تو/تا صلح گيرد هر طرف تا محو گردد جنگ ها)… 
 

—————————–

١.سوره بقره ،آيه٢٠٨.

٢.آل عمران،آيه ١٠٣

٣.سوره انفال،آيه ١. 

٤.سوره انفال،آيه٦١.

٥.سوره نساء،آيه٩٠.

٦.سوره حجرات،آيه٩.

٧.سوره انفال،آيه١.

٨.رک. تفسیر نمونه، ج٧، ص٨٤، ذیل آیه ١سوره انفال.

٩.تفسيرپيام قرآن،ج١٠،ص٣٧١

١٠.اصول کافی، باب اصلاح ذات البین، حدیث ٢.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *