نويد اين بار با سوال ديگرى پيش آمد و گفت: آيا اصلاً امام يازدهم فرزند داشته است؟ آيا فردى به نام مهدى يا همان محمدبن الحسن متولد شده است؟ چه دليلى بر تولد ايشان وجود دارد؟وقتى تولد ايشان مورد ترديد است آيا اصل مهدويت زير سوال نمى رود…؟ اين چيزهائى است كه در سايت ها و شبكه هاى مخالف در مورد تولد موعود آمده است. آيا اين شبهه هم قديمى است و قبلاً مورد بحث قرار گرفته و پاسخ آن داده شده است؟
گفتم: دقيقاً. نظام حاكم عباسي از مدعيان عدم تولد بود چون همه نيروهاى آشكار و مخفي خود را گماشته بود تا چنين فرزندي براي امام يازدهم بدنيا نيايد و اگر آمد ،نابود شود.طبيعتاً مدعى بود فرزند پسري براي ايشان متولد نشده است. پس شبهه قدمتى حدود دوازده قرن دارد.پاسخش هم خيلي روشن است.مهدى عليه السلام مخفيانه و دور از انظار ماموران مخفى حكومت،از مادرى به نام نرجس خاتون متولد شد همان گونه كه موسي مخفيانه و به دور از نگاه جاسوسان حكومت فرعون متولد شد و از معجزه خداوندى در دربار همان فرعون بزرگ شد تا نشان داده شود آنچه خداوند تقدير نمايد،همان خواهد شد…
نويد گفت: چه كسانى تولد ايشان را گواهى كرده يا توانسته اند اين نوزاد امام يازدهم را ببينند؟
گفتم:دليل تولد تو چيست؟جز يك برگه گواهى بيمارستان كه دكتر يا ماما امضا كرده اند و بعد بر اساس همان گواهى، براي تو شناسنامه صادر شده است؟ گفت: بله، همينطور است.گفتم:برگرد به دوازده قرن قبل،گواهى تولد يك فرد آن هم در شرايط مخفى چه مى توانست باشد؟ مامائى كه شاهد تولد او بوده ،خدمتكارانى كه او را مشاهده كرده اند؛گواهى پدر او كه امام معصوم و حجت خدا بوده است؛بعضى از خواص اصحاب كه امام يازدهم ،نوزاد را به آنها نشان داده است؛خود امام كه در جريان نماز خواندن بر پيكر مطهر پدر براي دقايقى حاضر شده و همه او را ديده اند و او نماز ميت را خوانده است؛تاييد پيامبر و يازده امام بر اينكه او حتماً متولد خواهد شد؛گواهى چهار نماينده و وكيل خاص ايشان كه رابط بين او و مردم در زمان غيبت صغرى بوده اند؛ديدار بعضى از علما و مردم كه در طول غيبت كبرى به ديدار ايشان مشرف شده اند؛روايات متواتر كه گفته اند زمين خدا هيچوقت خالى از راهنما و حجت الاهى نخواهد شد ؛نامه ها و دستوراتى كه به شكل توقيعات براى افراد فرستاده و ده ها شاهد ديگر براى اثبات تولد و حيات امام كافى نيست؟!
نويد گفت: واقعاً كه با اين مطالب كه شما گفتيد،ترديد كننده در تولد آن حضرت جز فرد معاند نمى تواند باشد. امروزه تاريخ نويسان گاهى در تاريخ تولد كسانى كه با ما فاصله صدساله دارند و در شرايط تقيه و مخفيانه هم به دنيا نيامده اند ،اختلافاتى را مشاهده مى كنيم؛آنوقت براي تولد امامى كه در شرايط خاص به دنيا آمده اينقدر شواهد داريم و باز منكر تولدش باشند،جز عناد دليلى ندارد…
گفتم: حكيمه خاتون ،عمه امام يازدهم شاهد تولد امام بوده و داستان تولد را به تفصيل شرح داده و او نوزاد به دنيا آمده را خدمت امام برده و تهنيت گفته؛دو خدمتكار خصوصى ابو نصر خادم و ماريه كه ايشان را مواظبت مى كرده اند، گواهى نموده اند ؛خود امام يازدهم ايشان را به گروهى خاص از اصحاب كه نزد ايشان آمده و از امام بعدى سوال مى نمودند نشان داده و آنها سوالات خود را در حاليكه ايشان هنوز در سن خردسالي بودند مى پرسند و جواب مى گيرند همچون سعدبن عبدالله قمى كه با جمعى براى زیارت امام عسكرى(ع)به سامرا رفتند و موفق به ديدار فرزند امام شدند؛داستان نماز بر پيكر امام يازدهم كه جعفر كذاب مى خواست نماز بخواند،امام حضور يافته و او را كنار زدند و خود بر پيكر امام نماز خواندند و شواهد بسيار ديگر كه همگى به تفصيل در كتاب هاى مربوط به آن حضرت در قرن سوم و چهارم امثال كافى و كمال الدين و غيبت نعمانى و غيبت طوسى و…آمده است١ و حتى بزرگانى از اهل سنت چون ابن خلكان و ذهبى و ابن حجر هيتمى و خيرالدين زركلى و…در كتاب هاى خود تولد آن حضرت و قيام او را تاييد كرده اند٢ كه با وجود اين همه شواهد،جاي هيچ ترديد براي هر پژوهشگر و فرد حقيقت جوئى باقى نمى ماند…
————————-
١.بعضى از اين منابع:مروج الذهب، ج 4، ص 199 ـ كمال الدين،ص٣٨١؛ غیبت شیخ طوسى، ص١٤١؛كشف الغمه، ج٢،ص٤٩٩؛ اثبات الهداة، ج٧،ص٣٤٤؛ الزام الناصب، ج١،ص٣٤٢و…
٢.ر.ك.الامام المهدى عند علماء اهل السنة،فقيه ايمانى ؛ینابیع المودة، ج٣،ص١١٤؛الفتاوی الحدیثة هيتمى، ص۳۷؛كنزالعمال،ج١٤،ص٢٦٣؛سنن ابن ماجه،ج٢،ص١٣٦٥؛المعجم الكبير طبرانى،ج١٠،ص٥٥؛عون المعبود فى شرح سنن ابى داوود،ج١١،ص٢٤٣و…
