پس از آن كه حق خدا را ادا كردي، نوبت به اداى حق پيامبر و فرستاده او مى رسد؛مى پرسى حق پيامبر چيست؟قرآن پاسخ تو را مى دهد:”هرچه پيامبر براى شما (به عنوان وحى الاهى)آورده بگيريد و عمل كنيد و هرچه كه شما را از آن نهى كرده و برحذر داشته،از آن دورى نماييد(مَا آتَاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکمْ عَنْهُ فَانتَهُوا١).همه احكام شرعى مثل وجوب روزه، نماز، زکات، وفای به عهد، ادای امانت، جهاد فی سبیل الله، امر به معروف و نهی از منکر، و حرمت شرب خمر، قمار، ظلم، تجاوز و تعدی به حقوق دیگران، قتل نفس و…كه پيامبر(ص) از طرف خدا براى شما آورده، را دريافت كنيد و از هرچه شما را بازداشته،اجتناب نماييد.آیات دیگری در قرآن به اطاعت از پیامبر(ص) و اسوه قراردادن او فرمان می دهد:”مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود برای آن ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى كنند”(لَقَد کانَ لَکم فی رَسولِ اللَّهِ اسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن کانَ یرجوا اللَّهَ و الیومَ الأخِرَ و ذَکرَ اللَّهَ کثیراً٢)؛چنانكه در ابراهيم و همراهان او در برائت جستن از كافران و مشركان نيز الگو و أسوه نيكوئى براى شماست٣…
ديگر از حقوق پيامبر(ص)، حق پيامبرى و هدايت است.اگرچه پيامبران الهي، براي كسب رضاي الهي ، تبليغ مي كنند، و شعار همگان حتي خود پيامبر خاتم(ص) اين است كه من از شما مزدي نمى خواهم و اجر من بر خداست(وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمينَ٤)امّا در عين حال باحفظ اصل كار براي خدا، خدا به پيامبر (ص) دستور ميدهد، محبت به نزديكان خود را از امت بخواهد:”بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوستداشتن نزديكانم [اهل بيتم] و هر كس كار نيكى انجام دهد، بر نيكىاش مىافزاييم چرا كه خداوند آمرزنده و سپاسگزار است”(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ٥)كه «قربي» در لغت به معني «قرابت» و مقصود از «مودت في القربي» همان مودت «ذي القربي» است به معنى محبت و مودت در خويشاوندي،كه همان تكريم بستگان و نزديكان اوست، هنگامي كه اين آيه نازل شد، ياران پيامبر(ص) به او گفتند، اي رسول خدا نزديكان تو كيستند و آنان كه دوستي آنها بر ما واجب شده است، چه كسانند؟ پيامبر(ص) گفت: آنان علي(ع) و فاطمه(س) و دو فرزند آنان است و اين مطلب را سه بار تكرار فرمود٦…
حق ديگر پيامبر بر امت،پذيرش داورى و حكميت و اطاعت از اوست.اين حق را خداوند اين چنين تبيين مى فرمايد:”نه چنين است(كه آنان پنداشته اند)؛ به پرودگارت سوگند، كه ايمان (واقعى) نمىآورند مگر زمانى كه در مشاجرات و نزاع هاى خود، تو را داور قرار دهند، ودر دل خود هيچگونه احساس ناراحتى از قضاوت تو نداشته باشند (و در برابر داورى تو) كاملًا تسليم باشند٧”(فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً).بر اساي اين آيه نشانههاى ايمان راستين سه چيز است: به جاى طاغوت، داورى را نزد پيامبر بردن؛ نسبت به قضاوت پيامبر، سوءظن نداشتن؛ فرمان پيامبر را با دلگرمى پذيرفتن و تسليم بودن…لذا قضاوت از شئون رسالت و ولايت است كه علاوه بر تسليم ظاهرى،بايد قلبى نيز تسليم آنان بود زيرا سرپیچی و نافرمانی در برابر خدا و پیامبر، مایه عذاب دردناک و ذلت و خواری است(وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ٨)…
اگرچه شأن نزول آيه،داستان خاصى است ولى در همه زمان ها مصداق دارد به اين معنا كه در همه امور راضى به حكم و داورى پيامبر و جانشينانش باشيم:ميان زبيربن عوام- از مهاجرين- و يكى از انصار، بر سر آبيارى نخلستان نزاع شد. پيامبر قضاوت كرد كه چون قسمت بالاى باغ، از زبير است، اوّل او آبيارى كند. مرد انصارى از قضاوت پيامبر ناراحت شد و گفت چون زبير، پسر عمه توست، به نفع او داورى كردى! رنگ پيامبر پريد و اين آيه نازل شد. عجبا كه خودشان رسولاللّه را به داورى پذيرفتهاند، ولى سرباز مىزنند! امام صادق عليه السلام نيز فرمود: اگر كسانى اهل نماز و حج و زكات باشند، ولى نسبت به كارهاى پيامبر صلى الله عليه و آله سوءظن داشته باشند، در حقيقت مؤمن نيستند. سپس آن حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند٩…
————————
١.حشر/٢٢.
٢.احزاب/٢١.
٣.ممتحنه/٤.
٤.شعرا/١٠٩.
٥.شورىٰ/٢٣.
٦.مجمع البيان طبرسى،ج٩،ص٢٩.
٧.نساء/٦٥.
٨.نساء/١٤.
٩.كافى، ج١،ص٣٩٠.
