حق فرزند

 

 

فرزندان تو چه حقوقى دارند؟ نخست،حق حيات و امنيت شخصى و اجتماعى است،همان طور كه اصل و نطفه آنها از وجود شماست،بعد از تولد نيز بايد حيات و امنيت آنها را تامين نمود.در دوران جاهليت،فرزندان را به خاطر دختر بودن یا از جهت فقر اقتصادی،از بين مى بردند.خداوند در قرآن به اعراب جاهلى فرمود:”از بیم تنگدستی فرزندان خود رامکشید، ماییم که به آنان و شما روزی می‌بخشیم‌؛همانا کشتن آنها خطا و گناهی بزرگ است١”.قرآن در این‌ موضوع  تا آن ‌جا پیش می ‌رود که محروم کردن کودکان را از حق حیات، چونان شرک به خدا، حرام دانسته و آن را رفتاری نابخردانه، خطایی بزرگ و موجب خسران و گمراهی و خروج از مسیر دین و هدایت الهی می‌شمارد٢.ديگر، حق تثبيت هويت فردى و تابعيت خانوادگى است. پيامبر(ص)فرمود:”از حقوق فرزند بر پدر این است که نسبت فرزندی او را انکارنکند٣”؛امام سجاد(ع)نيز فرمود: “حق فرزندت بر تو این است که بدانی او از تو به وجود آمده است و در نیک و بد زندگی وابسته به تو است‌٤”…

حق ديگر انتخاب نام شایسته‌ براى اوست.امام کاظم‌ (ع)فرمود:” نخستین احسان و نیکی که پدر در حق فرزندش روا می‌دارد، انتخاب نام زیبا برای اوست‌، پس لازم است هر یک از شما نام نیکو برای فرزند خود انتخاب کند٥”. حق ديگر پرورش جسمی نوزاد، یعنی شیردهی به نوزاد است كه در چند آیه مد ت شیردهی دو سال تمام و مدت زمان بارداری و شیردهی جمعاً سی ماه ذکر شده است.در مورد وجوب شيردهى و نحوه محاسبه دوسال و ادامه آن در صورت جدائى و نفقه مادر و حتى مشورت در گرفتن دايه ،آيات به دقت مطالب را بيان كرده و مفسران شرح داده اند. همچنین یادآوری شده است که رعایت حقوق فرزند نباید برای والدین ضرری در پی‌ داشته باشد٧.آیاتی از قرآن نیز تلویحاً بر مهرورزی والدین به فرزندان و اهتمام آنان بر تربیت ایشان تأکید دارد؛به ‌ویژه مادران که با وجود مشقت زیادی که در این راه متحمل می‌ شوند،همواره به فرزندانشان عشق می‌ورزند و بسا که این غریزه مادرانه را به فرزندان دیگران نیز ابراز می‌کنند٨. در برخی آیات نيز، فرزندان اعطای نعمت و مدد الهی به والدین و مایه چشم‌ روشنی ایشان دانسته شده٩ و پدر و مادر به شکرگزاری در برابر این نعمت و پرهیز از شرک امر شده‌؛اگرچه  در آياتى ديگر فرزندان عامل آزمون والدين و حتى دشمنى با ايشان شمرده شده اند١٠…

حقوق مالى فرزندان نيز مهم است. قرآن،بر ارث بردن فرزندان از والدین تأكيد نموده و به چگونگی تقسیم ارث بین ایشان، به تفکیک جنسیت، اشاره کرده ، همچنین میزان ارث زن و شوهر از همسرانشان را منوط به این ‌که فرزند داشته باشند یا نه، تعیین نموده علاوه بر این، پرداخت ارث فرزندان خردسال شخصِ متوفی را قطعى مى شمرد در حاليكه بنا بر سنّت عرب عصر جاهلی تا رسیدن به سن رشد از ارث محروم بودند١١.رعایت عدالت در برخورد با فرزندان حق دیگری است که در روایات به آن امر شده و اعتراض پیامبر(ص)به پدری که فقط یکی از دو فرزندش را در حضور هر دوی آن‌ها بوسید، گزارش شده است١٢.با این‌حال به نظر می ‌رسد در روایات تأیید شده است که والدین برخی از فرزندان خود را، احتمالا به‌سبب وجود بعضی فضائل در ایشان، بیش از دیگر فرزندان خود دوست داشته باشند، ضمن آن ‌که این تمایز نباید ناشی از تفاوت جنسیت باشد١٣؛همچنین است وفا به عهد والدین نسبت به قولی که به فرزندانشان داده‌اند١٤. سیره پیامبر(ص) نیز توصیه‌ به مهربانی و احترام به کودکان بوده حتی در حالت نماز١٥، و نيز بوسیدن و بوییدن فرزندان و فرزندزادگان، بر زانوی خود نشاندن و دعای خیر کردن آنان و سلام کردن به آنان ١٦ سخن به میان آمده است.سیره امامان شیعه با فرزندان نیز چنین بوده است١٧… 

 
حق مهم ديگر فرزندان،حق تربيت است که پدران و مادران به آن امر شده‌اند١٨  و آن را بهترین هدیه پدر به فرزند و بر‌تر از صدقه دادن معرفی کرده‌اند، چرا که وجود فرزند از پدر و مادر است و در هر صورت اعمال وی ناشی از نحوه تربیت ایشان است.هدف نهایی از این توصیه‌ها، صالح شدن فرزندان است زيرا فرزند صالح رزقی از جانب خداوند معرفی شده است١٩.چنان‌ که فرزندی که اهل عبادت پروردگار باشد نیز میراثی دانسته شده که بنده مؤمن پس از درگذشت خود برای خداوند برجای می‌ گذارد تا او را عبادت کند٢٠. برخی دستورهای عملی نیز برای تربیت فرزندان داده شده که ناظر بر آموزش امور دینی و برخی مهارتهای اجتماعی ایشان است، از جمله: یاری کردن به فرزندان در کارهای نیک٢١، راهنمایی او به شناخت خدا و کمک به او در اطاعت از پروردگار٢٢، واداشتن و تشویق ایشان به نماز از هفت سالگی، آموزش قرآن و معارف دین برای مصون ‌ماندن آنان از انحرافات اعتقادی  و شنا و تیراندازی و خواندن و نوشتن٢٣، و نیز تلاش در امر ازدواج ایشان پس از رسیدن به بلوغ٢٤… 

 ————————-

١.اسراء/٣١؛انعام/٥٨و٥٩؛نحل/١٢؛ممتحنه/١٢؛نحل/۵۹.    

٢.انعام/۱۵١و ١٤٠و١٣٧و إسراء/٣١.      

٣.كنزالعمال،ج١٦،ص٤٧٣،حديث٤٥٥١٢.

٤.تحف العقول،ص٢٦٣.

٥.كافى،ج٦،ص١٨.

٦.بقره/٢٣٣؛لقمان/١٤؛احقاف/١٥؛طلاق/٦ و تفاسير ذيل اين آيات.

٧.بقره/٢٣٣.

٨.طه/٤٠؛إسراء/٢٤؛لقمان/١٤؛قصص/٩و١٣؛يوسف/٢١؛

٩.نحل/٧٢؛إسراء/٦؛شعرا/١٣٢و١٣٣؛نوح/١٢.

١٠.اعراف/١٨٩و١٩٠.انفال/۲۸؛تغابن/١٤و١٥؛كهف/٧٤و٨٠.       

١١.نساء/٧و١١و١٢و١٢٧.تفسير تبيان،ذيل آيه ١٢٧نساء.

١٢.من لا يحضره الفقيه،ج٣،ص٤٨٣.

١٣.كافى،ج٦،ص٥١.

١٤.همان.ص٤٩.

١٥.همان.ص٤٨.

١٦.صحيح بخارى،ج٧،ص٧٤و٧٥و٧٦.

١٧.تفسير عياشى،ج٢،ص١٦٦.

١٨.من لا يحضره الفقيه،ج٢،ص٦٢٢.

١٩.كافى،ج٦،ص٢.

٢٠.همان.ص٤.

٢١.همان،ص٥٠.

٢٢.من لا يحضره الفقيه،ج٢،ص٦٢٢.

٢٣.اصول كافى،ج٦،ص٤٧و٤٩.

٢٤.روضةالواعظین، ج۲، ص۳۶۹.

    

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *