یکی از اهداف بعثت پیامبران ،تزكيه و تعليم است:”همان طور که در میان شما، فرستادهای از خودتان روانه کردیم، [که] آیات ما را بر شما میخواند و شما را پاک میگرداند [تزكيه مى كند]و به شما کتاب و حکمت میآموزدو آن چه را نمیدانستید به شما یاد میدهد[تعليم مى دهد](كَما أَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ)١.در آيه اى ديگر وضعيت مردم را پيش از بعثت انبياء تشريح مى فرمايد كه امّى و درس ناخوانده بودند و هيچ نمى دانستند و خداوند با ارسال پيامبران خويش به تعليم و تربيت آنها پرداخت:”او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند و آنها را تزکیه کند و کتاب و حکمت بیاموزد، هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند”(هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَكِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ)٢…
تزكيه و تعليم به عنوان يكى از اهداف ارسال پيامبران در چهار آيه قرآن به صراحت آمده است.در سه مورد تزكيه بر تعليم مقدم است٣ و در يك مورد تعليم بر تزكيه مقدم است٤.در همه موارد نيز تلاوت آيات الاهى مقدم بر تزكيه و تعليم است.مى توان تحليل كرد كه پيامبران از طريق تلاوت آيات الاهى و ابلاغ پيام وحى، به تزكيه و تعليم مردم اقدام مى نمودند.بحث زيادى در طول زمان بوده در مورد اينكه كداميك از تزكيه و تعليم بر ديگرى مقدم است و پيامبران نخست به تربيت مى پرداختند يا به تعليم و طرفداران هر يك دلائلى ذكر مى نمودند اما قرآن كريم هرسه عمل يعنى تلاوت و تعليم و تزكيه را توأمان يادكرده و نشان مى دهد انبياء به هرسه مورد اهتمام داشتند تا در اين فرايند،خروجى و ره آورد آن ، انسان مهذّبى گردد كه الاهى است و در زندگى شيوه دينى را اختيار نموده و به شريعت پاى بند است و امور خود را با وحى الاهى تنظيم مى نمايد…
پيامبران،بهترين معلمان و مربيان بشر بوده اند زيرا بدون هيچ منّتى اين وظايف را انجام داده و بخاطر مقاومتى كه در برابر آنها مى شده،سخت ترين مصائب را در اين راه تحمل نموده و رسالت خود را انجام مى دادند.دانشى كه آنها به انسان ها مى آموختند چون از منبع وحى سرچشمه مى گرفت از هر نقص و كاستى كه معمولاً در علوم بشرى وجود دارد، پيراسته بوده و حقايق عينى و غيبى را شامل شده و موجب ارتقاء انسان ها بوده است .اين كه انبياء به هيچ مدرسه اى نرفته و أُمّى بوده اند به اين خاطر بوده كه تنها از چشمه سار وحى بنوشند و غير متعلم از بشر باشند كه علوم شان شائبه هيچ انحرافى را نداشته باشد و راهگشاى حق و سعادت باشد.لذا پيامبر(ص)فرمود من تربيت شده و أدب آموخته خدايم و او بسيار نيكو مرا تربيت نمود”(أدّبني ربي فأحسن تأديبى)٥…
به همين خاطر، راهكارهاى انبياء براى تهذيب نفس و تربيت اخلاقى و آراسته شدن به زيور تقوى، بهترين شيوه تربيتى شمرده شده است به نوعى كه همان انسانهاي خشن و لجوج و جاهل و متعصب و گمراه،در اثر آن تربيت الهى كه توسط انبياء انجام مى شد تبديل به انسان هاى مهذّب و ايثارگر و فروتن و مهربان و با تقوى مى شدند كه سرگذشت آنها در منابع تاريخى موجود است.لذا خداوند كه بر هيچ نعمت خود بر بشر منت ننهاده اما بر ارسال رسل بخاطر نتايج فوق العاده اى كه در زندگى انسانها داشته اند ،منّت نهاده و فرموده:”به تحقيق خداوند بر اهل ايمان منت نهاد آن گاه كه رسولى از خودشان بر آنان برانگيخت تا آيات خدا را بر آن ها تلاوت كند، و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد، هر چند كه پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند”(لَقَدْ مَنَّ الله عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلال مُبين)٦…
——————
١.بقره/١٥١.
٢.جمعه/٢.
٣.آل عمران/١٦٤؛بقره/١٥١؛جمعه/٢.
٤.بقره/١٢٩.
٥.بحار الأنوار،ج١٦،ص٢١٠و ج٦٨،ص٣٨٢و كنزالعمال،ج٧،ص٢١٤،ش١٨٦٧٣.
٦.آل عمران/١٦٤.
