رجعت ، در امت هاى پيشين نيز اتفاق افتاده كه قرآن به چند مورد آن اشاه كرده است: نخست داستان عزير پيامبر است كه خداوند او را يك صدسال ميراند و سپس زنده كرد تا آيتى بر معاد باشد:”يا [مانند داستان آن] كسى كه بر شهرى گذشت كه سقف ها و ديوارهايش فرو ريخته بود، [در دل] گفت چگونه خداوند [اهل] اين [شهر] را پس از مرگ شان زنده مىكند؟ آنگاه خداوند او را [به مدت] صد سال ميراند، سپس زندهاش كرد، [ و به او] گفت چه مدت [در اين حال] ماندهاى؟ گفت يك روز يا بخشى از يك روز [در اين حال] ماندهام! فرمود: چنين نيست، صد سال [در چنين حالى] ماندهاى![اكنون] به خوردنى و نوشيدنىات بنگر كه [با گذشت زمان] ديگرگون نشده است، و به درازگوشت بنگر، و [بدين سان] تو را مايه عبرت مردم خواهيم ساخت، و به استخوان ها بنگر كه چگونه فراهم شان مى آوريم، سپس بر آنها [پرده] گوشت مىپوشانيم؛ و هنگامى كه [حقيقت امر] بر او آشكار شد، گفت مىدانم كه خداوند بر هر كارى تواناست”١…
دوم داستان مردمى است كه از ترس مرگ به بهانه بيمارى طاعون از شركت در ميدان جهاد خوددارى كردند و از خانههاى خود بيرون رفتند؛ خداوند آن ها را ميراند و سپس زنده كرد: “آيا نگاه ننمودي به [داستان] كسانى كه هزاران هزار بودند و از بيم مرگ از خانه و كاشانه خويش به در رفتند، كه خداوند به آنان گفت بميريد [و مردند] سپس زنده شان كرد، چرا كه خداوند بر مردم بخشش و بخشايش دارد، ولى بيشترين مردم سپاس نمى گزارند”.
(أ لَمْ تَرَ إلَى الَّذينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أحْياهُمْ إنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النّاسِ وَ لكِنَّ أكْثَرَ النّاسِ لا يَشْكُرُونَ)٢. سوم داستان بنى اسرائيل است آن هنگام كه گروهى از آنها بعد از تقاضاى مشاهده خداوند، گرفتار صاعقه مرگبارى شدند و مردند، سپس خداوند آنها را به زندگى بازگرداند تا شكر نعمت او را بجا آورند:” و هنگامى كه گفتيد اى موسى ما [سخن] تو را باور نمىكنيم مگر آنكه خداوند را آشكارا ببينيم! آنگاه [به چشم خود] ديديد كه صاعقه بر شما فرود آمد.آنگاه پس از مردن تان، شما را [ديگر بار] زنده كرديم، تا سپاس بگزاريد”(…ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ)٣…
چهارم،موضوع معجزات حضرت عيسى(ع)است كه مكرر مردگان را از گور برون آورده و زنده مى كرد و يا از گِل پرندگانى مى ساخت و آنها را زنده مى نمود:”آنگاه خداوند گويد اى عيسى بن مريم نعمتم را بر خود و بر مادرت به ياد آور كه تو را به روح القدس يارى دادم كه در گهواره [به اعجاز] و در ميانسالى [به وحى] با مردم سخن گفتى، و ياد كن كه به تو كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم، و ياد كن كه به اذن من از گل چيزى به هيأت پرنده مى ساختى و در آن مىدميدى آنگاه [آن] به اذن من پرنده [اى جاندار] مىشد و به اذن من نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مىبخشيدى، و ياد كن كه مردگان را به اذن من زنده [از گور] بيرون مىآوردى، و ياد كن كه چون براى بنى اسراييل معجزاتى آوردى [آسيب و آزار] آنان را از تو باز داشتم، آنگاه كفرپيشگان ايشان مىگفتند اين جز جادوى آشكار نيست”٤.اين آيات نشان مىدهد كه مسيح(ع) اين معجزه را بارها تكرار نموده بود كه با فعل مضارع(تخرج) از آن باد شده و اين هم نمونه هايي براى رجعت است…
پنجم داستان كشتهاى در بنى اسرائيل بود كه براى پيدا كردن قاتلش نزاع و جدال برخاسته بود، قرآن مىگويد:
دستور داده شد گاوى را با ويژگيهائى سر ببرند و بخشى از آن را بر بدن مرده زنند تا به حيات بازگردد:”و ياد كنيد كه چون كسى را كشتيد و در باره او به ستيزه پرداختيد [و به گردن همديگر انداختيد] و خداوند آشكاركننده چيزى است كه پنهان مىساختيد.آنگاه گفتيم بخشى از بدن گاو را به او [بدن آن كشته] بزنيد [تا زنده شود و] خداوند اين چنين مردگان را زنده مىكند و معجزات خويش را به شما مىنماياند تا بينديشيد”٥. ششم داستان شگفت اصحاب كهف است كه خداوند آنها را سيصد و نه سال در غار به خواب برد(كه خواب،مرگ ناقص است زيرا روح از بدن جدا مى شود)سپس بيدار نمود(وَ لَبِثُوا فى كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً)٦. هفتم و داستان مرغهاى چهارگانه ابراهيم(ع)است كه بعد از ذبح بار ديگر به زندگى بازگشتند تا امكان معاد را در مورد انسان ها براى او مجسم سازند:”و آنگاه كه ابراهيم گفت پروردگارا به من بنماى كه چگونه مردگان را زنده مىكنى، فرمود مگر ايمان ندارى گفت چرا، ولى براى آنكه دلم آرام گيرد، فرمود چهار پرنده بگير [و بكش] و پاره پاره كن [و همه را در هم بياميز]، سپس بر سر هر كوهى پارهاى از آنها را بگزار، آنگاه آنان را به خود بخوان تا شتابان به سوى تو آيند و بدان كه خداوند پيروزمند فرزانه است”٧ ؛و ابراهيم نيز چنين كرد و پرندگان رجعت نموده وزنده شدند و به سوى او آمدند…
———————–
١.بقره/٢٥٩.
٢.بقره/٢٤٣.
٣. بقره/٥٥و٥٦.
٤.مائده/١١٠.
٥.بقره/٧٣-٧٤.
٦.كهف/٩-٢٦.
٧.بقره/٢٦٠.
