چه كسانى منكر معاد و قيامت هستند؟ طبيعتاً كسانى كه خدا ناباورند؛زيرا اگر خدا را قبول مى داشتند،مى دانستند لازمه عدل الاهى، معاد و برپائى قيامت است؛و نيز اگر خداباور بودند،هرگز براي بازگشت دوباره انسان بعداز مرگ،در شگفت نمى شدند زيرا مى انديشيدند كسى كه ابتدائاً مرا خلق كرد،مى تواند دوباره مرا بيافريند. بنابراين موضوع شگفت،سخن آنهاست كه ديده اند خودشان در ايجاد خويش نقش نداشته اند و ديگرى آنها را آفريده اما اكنون خلق مجدد را انكار مى كنند! خداوند به پيامبر(ص)مى فرمايد:”اگر تعجّب مى كنى، پس عجيب گفتار آنهاست (كه مىگويند:) آيا آنگاه كه خاك شديم، آيا به آفرينش تازهاى در مى آييم؟ آنانند كسانى كه به پروردگارشان كفر ورزيدند و همانانند كه غُل ها و زنجيرها در گردن شان باشد و همانانند همدم آتش كه در آن جاودانه اند”(وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ)١…
خداوند شبهه ايشان در امر معاد را نقل نموده وخطاب به پيامبر(ص) مى فرمايد: از انكار نبوّت توسط مردم تعجّب مكن، زيرا آنها از قدرت من، در زنده كردن مردگان نيز در تعجّب اند و آن را باور ندارند! تعجب واقعى از آنجاست كه آنان خلقت خود را فراموش كرده اند؛ مقصود آنها از” تراب” در جمله” أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ” همان خاكى است كه بدن آدمى پس از مرگ بدان تبديل مىشود و ديگر آن هيكل و بدن گوشتى و استخوانى وجود نداشته و معدوم مى شود و چيزى كه بكلى و از اصل نابود شده چگونه مشمول خلقت مىشود و دوباره بصورت مخلوقى جديد برمى گردد؟همچنين در آيه اى ديگر سخن آنان را نقل مى نمايد كه از گم شدن بدن بعد از پوسيده شدن در خاك سخن گفته و از اينكه دوباره آفريده شوند استبعاد نموده اند:“آيا همين كه (پس از مرگ) در زمين (دفن و پوسيده و) گم شديم، آفرينش جديدى خواهيم يافت؟!”(أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ )٢…
خداوند در پاسخ چنين منكرانى مى فرمايد:مگر قبلا كه زنده بوديد از چه خلق شده بوديد؟! آيا غير اين بود كه بدن شما از مواد زمينى بصورت منى و نطفه درآمده سپس علقه شده سپس مضغه گشته و سپس بصورت بدن انسانى تمام عيار درآمد؟!“اگر درباره قيامت شك داريد، ما شمارا از خاك آفريديم (مواد غذايى خاك از طريق غذا به صورت نطفه در آمد) سپس از نطفه، سپس (به صورت) خون بسته شده، سپس (چيزى مانند) گوشت جويده شده كه بعضى خلقت كامل يافته (وبه دنيا آيد) وبعضى خلقت كامل نيافته (و سقط شود)، تا براى شما روشن سازيم (كه بر هرچيز قادريم) وآنچه (از جنينها) را كه بخواهيم تا سرآمدى معيّن در رحم مادران قرار دهيم، سپس شمارا به صورت طفل بيرون مى آوريم، تا به حدّ رشد و بلوغ برسيد و (در اين ميان) بعضى از شما مى ميريد و بعضى به پست ترين مرحله زندگى (پيرى)مى رسيد تا جايى كه دانسته هاى خودرا از دست بدهند.(نيز) زمين را (در زمستان) خشك و مرده مىبينى امّا هنگامى كه باران بر آن مى باريم، به حركت درآيد و رشد كند و انواع گياهان زيبا مى روياند”٣…
روزى يكى از همين منكران، قطعه استخوان پوسيدهاى را از گورستان در دست گرفت و نزد پيامبر اكرم(ص)آمد و بر زمين ريخت و “گفت: چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند؟! اين آيات در پاسخ اين شبهه و سؤال او نازل شد:”آيا انسان نديد (و نيانديشيد) كه ما او را از نطفه اى (بى مقدار) آفريديم؟ پس اينك ستيزه جويى آشكار شده است؟! و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد؛ گفت: چه كسى اين استخوانها را در حالى كه پوسيده است زنده خواهد كرد؟(به او) بگو: همان كسى كه بار اول آن را آفريد، (بار ديگر) آن را زنده خواهد كرد و او بر هر آفريدهاى آگاه است؛و(اوست) آن كه براى شما از درخت سبز، آتش آفريد پس هرگاه بخواهيد از آن آتش مىافروزيد”!(أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ *وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ *قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ*الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ )٤.منكران معاد در برابر اين استدلال،ناتوان مى مانند زيرا خلقت مجدد از خلقت اوليه،براى خداوند قادر،دشوارتر نيست…
————————–
١.رعد/٥.
٢.سجده/١٠.
٣.حج/٥.
٤.يس/٨٠-٧٧.
