انسان ، نيازمند أُنس است ،انيس و غمخوار مي خواهد تا با او راز دل گويد و در كنارش آرامش يابد و با حمايتش پشتگرم شود و لذا به دنبال “دوست” مي رود(ازبس که مهر دوست به دل جا گرفته است/جایی برای کینه دشمن نمانده است)اولين ويژگي دوست،صدق و راستي است. دوست اگر صادق باشد ، به مقتضيات دوستي پاي بند است و داراي ايثار و فداكاري ، گذشت نسبت به خطاها،تحمل تندي ها و جفاها،همكاري درگرفتاري ها و نيازمندي ها و همدردي در مشكلات و غم ها و نيز و نيز واجد راستي در كلام و عمل و مهرورزي: از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن/از دوستانِ جانی ،مشکل توان بریدن!
چگونه دوست راستين را از غيرش بشناسي؟امام صادق(ع):”دوستي حدود و شرايطي دارد وهركس اين خصوصيات در او است او را دوست كامل و واقعي بدان : ظاهر و باطنش با تو يكي باشد ؛ آبرو و ننگ تو را مانند آبرو و ننگ خود بداند ؛ مال و رياست او را در دوستي تو تغيير ندهد؛ آنچه خوبي از دستش برآيد در حق تو كوتاهي نكند ؛ در سختي ها و گرفتاري ها تو را رها ننمايد”.پس هشدار كه دشمنت خود را در لباس دوست بر تو قالب نكند…
چنين دوستان خوبي اگر داشتي خدا را شكر كن كه بهترين سرمايه هاي عمر تو هستند.اما بهترين دوستان چون مثل تو انسانند و محدود، همه نياز هاي تو را پوشش نمي دهند.خوشا به حالت اگر خدا را دوست خود قرار دهي كه هر لحظه بتواني با او ارتباط برقرار كني و از او كمك بخواهي و به او پشتگرم باشي و راز دل گوئي و با او نجوا و مناجات كني و با توكل به قدرت لايزال او از هيج مشكلي و دشمني نهراسي و با اتكا به او هر گره اي را باز كني…
ديگر آنكه بالاترين دوستي ات را بعد از خدا،با وليّ خدا قرار دهي كه خليفه خدا در زمين است و صاحب اختيار مُلك و ملكوت.وقتي همه تنهايت گذاشتند و يا كم آوردند و عاجز شدند، به دوستي با وليّ خدا تكيه كن و بدان او والاترين صديق است و اگر با او دوستي و به او خدمت كني هر احسان و خدمتي را به بهترين وجه جبران مي نمايد و پاسخ مي دهد…خوشا به حال امثال شيخ مفيدها كه حضرتش در نامه آنها را دوست مخلص و با وفا ناميدند…
