فال

 
 
از زيباترين غزل هاي حافظ شيرين سخن كه سرشار از موج اميد و نشاط است و در طول روزگاران جان خوانندگانش را طراوت و اميد بخشيده است غزلي است كه با اين مطلع آغاز مي شود:مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد…
 
اين غزل مالامال از شور انتظاراست براي آن موعودي كه با نفس مسيحايي اش مردگان روزگاران سياه غيبت را  زنده  مي كند و انفاس خوش او حيات آفرين است: مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید/که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید/ از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش/زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید/ زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس/ موسی آنجا به امید قبسی می‌آید …
 
ضمن سپاس از شاعر بزرگ ادب فارسي كه شعر بلندش در طول اين قرن ها جان ايرانيان را با اميد و انتظار نواخته است ، سخني با او داريم در مورد بيت دوم غزل كه مي گويد :” از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش/زده ام فالي و فرياد رسي مي آيد”…
 
عرض ما اين است كه آمدن آن موعود مسيحانفس ،چيزي نيست كه با تفأل و فال نقش بسته باشد بلكه يك وعده قطعي خداوندي است كه توسط پيامبرانش در كتب آسماني همچون تورات و انجيل و قرآن ذكر شده و حتماً اين وعده الاهي تحقق خواهد يافت و با آمدن حضرات عيسى مسيح و صاحب الزمان عليهماالسلام اين برگ از صحيفه تاريخ رقم خواهد خورد.نمونه  اين آيات :”وعدالله الذين آمنوا…” و “ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان لارض يرثها عبادي الصالحون” و بيش از حدود دويست و بيست آيه ديگر كه در منابع روايي به آمدنش تأويل شده است…
 
جاي بحث در مورد فال و تفأل اينجا نيست اما تفأل اگر جايگاهي هم داشته باشد در بحث مهدويت جايگاهي ندارد زيرا وعده قطعي خداست و حتماًتحقق خواهد يافت.زمان آن هم بدائي است يعني دست خداست كه حتي يك شبه آن را رقم زند و نقش مردم در اين رويداد،آمادگي و دعاست كه خود آن حضرت فرمود براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه فرج شما در آن است.
 
بنا براين از شاعر شيرين سخن اجازه مي خواهيم تا فال را حذف كنيم و اين بيت را اينگونه بخوانيم:
 
از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوست/ وعده فرموده كه فرياد رسي مي آيد!

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *