روز

 
 
 
 
اگر روز نبود ، اگرروشنى نبود ،اگر نور نبود …زندگى خاموش بود و خبرى از زيبائي و رنگ و تماشاي جلوه گرى هاى فريباي آفريده هاى گونه گون الاهى نبود…روز است كه مهد و مجلاي زيبائي هاست ؛ روز است كه گرما بخش است؛ در پرتو روز است كه آشنائي ها شكل مي گيرد و دوستي ها بوجود مي آيد و تدبر از طريق رؤيت آيات صورت مي پذيرد و انجام پروژه ها و طرح ها و سازندگى ها ممكن مي شود.
 
روز و شب دو آيت الاهى اند كه زندگى بشر را شكل مي دهند.روز ، نماد روشني و جنب و جوش و تلاش و اقدام و سازندگى و حركت و آفرينش و خلاقيت و… شب نيز نماد آرامش و استراحت و تأمل و نيايش و الفت و انس در كنار خانواده و خويشان و ياران است.خورشيد و زمين كه عامل شب و روزند در تسخير خداي سبحان اند و ذره اي از فرمان تخطى نمى كنند . روز اگر چه از فجر و سپيده دم تا شفق و غروب است اما اوج آن در ساعات مياني و درخشش كامل خورشيد است .خداوند به اين آيت خويش،سوگند ياد كرده و فرموده است:”والنهار اذا تجلّىٰ “:سوگند به روز، آن گاه كه در حال درخشندگى است…
 
اگر چه در آيه شريفه ،سخن از روز  است كه تجلى مي كند و يك نشانه از نشانه هاي قدرت الاهى است،اما به يك آيت ديگر الاهى نيز تأويل شده است و آن خورشيد درخشان مهدوى است كه چون روز تجلى نموده و در پرتو روشناي وجودش،همه چيز قابل رؤيت و ديدار مي شود.از امام باقرالعلوم(ع) در مورد این آیه قرآن «واللیل إذا یغشی والنّهار إذا تجلّی»پرسیدند حضرتش در پاسخ فرمودند:”النهار هوالقائم منّا أهل البیت، إذا قام غلب دولة الباطل. والقرآن ضرب فیه الأمثال للناس، و خاطب اللّه نبیّه به و نحن، فلیس یعلمه غیرنا»يعنى مراد از «روز» [در آیه کریمه]، قائم ما اهل بیت (ع)است. آنگاه که او قیام نمايد بر دولت باطل غلبه خواهد نمود. در این قرآن مثل هایی برای مردم زده شده كه خداوند به وسیله آن ،پیامبر(ص) و ما اهل بیت را مخاطب قرار داده و کسی غیر از ما به آن (راز و رمزها)علم و آگاهی ندارد…همان گونه كه خورشيد عامل حيات ظاهري است خورشيد امام نيز حتى از وراي ابر غيبت منظومه حيات ظاهر و باطن را حيات مي بخشد و وقتي تجلي ظاهري نيز كند،جايي براي هيچ تاريكي نمي گذارد…
 
اگر چه روز من و روزگار مي گذرد/ دلم خوش است که با ياد يار مي گذرد/ چقدر خاطره انگيز و شاد و رويايي است/ قطار عمر که در انتظار مي گذرد/ به ناگهانيِ يک لحظه عبور سپيد/ خيال مي کنم آن تک سوار مي گذرد/ کسي که آمدني بود و هست، مي آيد/ بيا كه روز خدائى، سپيده اميد/ كه بى تو اين شب هجران چه تلخ مي گذرد/ به هر كجا كه عبورت فتاد مهدى جان/ نسيم رحمت پروردگار مي گذرد/ به شوق زنده شدن،عاشقانه مي ميرم/ كه با تو روز من و روزگار مي گذرد…
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *