تمام ايمان،تمام شرك !

 

داستان جنگ خندق و هنرنمايي جاوداني اميرمؤمنان را حتماً شنيده ايد؟ بسياردرس آموز وخاطره انگيز و زيباست .خوب است يك بار ديگر با هم مرور كنيم:

اين بار مشركان ستيزه جوي عرب،با ساز و برگ جنگي فراوان و با پهلوانان اسطوره اي كه نامشان لرزه بر اندام هر جنگجوئي مي انداخت همچون “عمرو بن عبدود” به كارزار آمده بودند تا كار اين دين الاهي و مؤمنانش را يكسره كنند و ديگر نامي از اسلام و مسلمانان باقي نماند.سپاه مشركان پشت خندق ، قرار مي گيرند و محاصره مدينه يك ماه ادامه مي يابد و روحيه مؤمنان به ضعف مي گرايد.عمرو سرانجام در يك روز تاريخي ،اسبش را نهيب زد وبا يك مهارت شگفت همچون تير تركش از خندق پراند و به مقابل سپاه اسلام رساند و فرياد “هل من مبارز “زد و هماورد طلبيد.هيچكس توان پاسخ نداشت. پيامبر فرمود: چه كسي به نبرد او مي رود، هركس برود بهشت را براي او ضمانت مي كنم. هيچكس پاسخ نداد و تنها علي عليه السلام كه تازه جواني بود، فرمود: من!

پيامبر دوباره  فرمود از شما كيست كه به هماوردي “عمرو” بشتابد؟ باز هم جز علي(ع) كسي برنخاست.عمرو رجز خوانيش را افزونتر و نعره هاي وحشت افزايش را بيشتر كرد و كنايه زد: تا به كي بايد منتظر شما باشم آيا شما به بهشت اعتقاد نداريد؟! آیا یکی از شما نیست که من او را به بهشت بفرستم و یا او مرا به دوزخ روانه کند؟!»سپس اشعاری حماسی خواند و ضمن آن گفت:«بس که فریاد کشیدم و در میان جمعیت شما مبارز طلبیدم،صدایم گرفت!» پيامبرخدا سه باره دعوت خود را تكرار نمود: كيست به نبرد او رود؟ باز هم فقط علي اظهار آمادگي نمود و گفت : من يا رسول الله! پيامبر به علي فرمود: اين “عمرو” است! امير مؤمنان پاسخ داد: من هم علي هستم!

پيامبر سرانجام موافقت کرد و شمشیر خود را به او داد،و عمامه بر سرش بست و برای او دعا نمود و وقتي به ميدان مي رفت يك جمله جاوداني و تاريخي در باره او فرمود: «برز الاسلام کله الی الشرک کله » يعني “تمام اسلام” در برابر “تمام شرك” قرار گرفته است .علي، نماد و تجسّم “تمام اسلام” و عمرو كه خود را بنده بتي به نام وٓدّ نام نهاده، نماد و تجسّم “تمام شرك” بوده و پيروزي هريك ،پيروزي ايمان يا كفر است.

در اين مصاف تاريخي كه سرنوشت اسلام رقم مي خورد، ابتدا علي عليه السلام با ضربت عمرو بر سر مباركش زخمي مي شود ولي نبرد را ادامه داده و با شجاعت تمام با يك ضربت تاريخي آن اسطوره كفر و شرك را به زمين مي افكند.گرد و خاكي برپا مي شود.سپاهيان هر دو طرف با التهاب تمام به ميدان چشم دوخته اند.ناگهان تكبير علي عليه السلام بلند مي شود و پيام پيروزي مي دهد. پيامبر (ص) تكبير مي گويد و شادي و شعف تمام سپاه اسلام را در بر مي گيرد و دشمن از صحنه گريخته و شكست را مي پذيرد و محاصره مدينه را پايان داده و با ذلت مراجعت مي كند. همه مورخان آن سخن پيامبر را نقل و شرح كرده اند كه به صراحت ، اميرمؤمنان را نماد و تجسم همه ايمان و اسلام معرفي فرمود١. 

مي خواهيم بگوئيم امروز هم فرزند او بقية الله نماد ” تمام اسلام”است كه در مقابلش “تمام استكبار و شرك و كفر” قرار گرفته است وخداوند اراده فرموده اين نماد ايمان را بر نماد كفر پيروز گرداند اگر چه كافران را خوش نيايد!( ليظهره علي الدين كله ولو كره الكافرون- ولو كره المشركون).

در انتظار آن روز تاريخي دوم هستيم تا فرزند علي عليه السلام ، پيروزي”تمام اسلام” را بار ديگر همچون جدّ بزرگوارش به نمايش بگذارد كه حقيقتاً ديدني خواهد بود!

١. تنها به برخي از منابعي كه اين واقعه تاريخي را نقل نموده اند اشاره مي كنيم:

كشف الغمة ج1 ص205 وإعلام الورى ص194 ومناقب آل أبي طالب ج3 ص136 وشرح نهج البلاغة للمعتزلي ج13 ص261 و 285 وج19 ص61 والطرائف لابن طاووس ص35 و 60 وكنز الفوائد (ط دار الأضواء) ج1 ص297 و (ط مكتبة المصطفوي ـ قم) ص137 ومجمع البيان ج8 ص343 وبحار الأنوار ج20 ص215 و 273 وج39 ص3 ونهج الحق ص217 وشجرة طوبى ج2 ص288 والعثمانية للجاحظ ص324 و 333 وتأويل الآيات ج2 ص451 وينابيع المودة ج1 ص281 و 284 وغاية المرام ج4 ص274 وشرح إحقاق الحق (الملحقات) ج6 ص9 وج16 ص404 وج20 ص140 و 625 وج31 ص234. إمتاع الأسماع ج1 ص232 وشرح إحقاق الحق (الملحقات) ج8 ص371. الإرشاد للمفيد ص59 و 60 و (ط دار المفيد ) ج1 ص100 و 101 وحبيب السير ج1 ص361 وكشف الغمة ج1 ص203 وإعلام الورى ص194 و (ط مؤسسة آل البيت) ج1 ص381 والدر النظيم ص164 والمستجاد من الإرشاد (المجموعة) ص70 وبحار الأنوار ج20 ص255 وأعيان الشيعة ج1 ص264 و 395 ، كنز الفوائد (ط دار الأضواء) ج1 ص297 و (ط مكتبة المصطفوي ـ قم) ص137 وبحار الأنوار ج20 ص215.  البداية والنهاية ج4 ص106 و (ط دار إحياء التراث العربي) ج4 ص121 عن البيهقي في دلائل النبوة، عن ابن إسحاق. وراجع: السيرة النبوية لابن كثير ج3 ص204 ومجمع البيان ج8 ص343 و (ط مؤسسة الأعلمي) ج8 ص131 وبحار الأنوار ج20 ص203 وج25 ص203 و 204 و 239 وج 41= = ص89 مناقب آل أبي طالب ج3 ص135 و 136. وتاريخ الخميس ج1 ص486 و 487 وعيون الأثر ج1 ص61 و 62 و (ط مؤسسة عز الدين ـ بيروت) ج2 ص41 والروض الأنف ج3 ص27 ودلائل النبوة للبيهقي ج3 ص438 و 439 وتاريخ مدينة دمشق ج42 ص78 وشرح إحقاق الحق (الملحقات) ج18 ص104. وراجع أيضاً: السيرة النبوية لدحلان ج2 ص6 و 7 والسيرة الحلبية ج2 ص319 و 320 وشرح نهج البلاغة للمعتزلي ج13 ص261 والإكتفاء للكلاعي ج2 ص167 و 168 وديوان أمير المؤمنين علي «عليه السلام» ص67 والمستدرك للحاكم ج3 ص32 و 33 والمناقب للخوارزمي ص104 و ينابيع المودة ص95 و 96 وكنز الفوائد للكراجكي ص137.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *