پيروزي و شكست، دو طرف سكّه زندگى هستند؛ گاهى در اين و گاهى در آن قرار مي گيريد.در پيروزي ها نبايد مغرور و غافل شد و در شكست ها، نبايد سرخورده و نوميد گشت. هم پيروزى و هم شكست ،قانون مندي دارند.
مهم ترين عوامل شكست :اختلاف درونى،عدم اعتقاد به حقانيت و ايمان به هدف، عجب و غرور،سستي،فقدان رهبري و ضعف فرماندهى، از دست دادن فرصت ها،فساد، ترك سنگر،ترس، خيانت،نفاق،تخلف از فرمان و برنامه، توجه به شايعه،فقدان استراتژى و عدم نوآورى و ابتكار و چابكى و نشاط و نقطه مقابل اينها عوامل پيروزي هستند.
در مواقعى كه در موقعيت شكست قرار مي گيريد بايد به دقت آن را ارزيابى كنيد و با تجربه اندوزي از آن شكست به پيروزى پل بزنيد.چرا در امتحان شكست خوردم؟چرا كاسبي جديدم نگرفت؟ چرا مبتلا به شريك خائن شدم،چرا نتوانستم برنامه را به اتمام رسانم؟چرا موفق به هدايت آن فريب خورده نشدم؟ چرا ازدواج موفقى نداشتم؟چرا قادر به كار جمعى نيستم و هماره به كار فردي روى مى آورم؟…پيدا كردن پاسخ براي اين پرسش ها، توقف شكست هاي بعدى بلكه عامل پيروزي اينده شماست.انسان عاقل از يك سوراخ دوبار گزيده نمي شود و دوبار به چاه نمى افتد!
اما عوامل معنوى كه در پيروزي شما دخيل است،توكل ،اميد به نصرت الاهى،دعا و نيايش،تمسك به ولي خدا و اعتصام به حبل ولاي اوست.خدا مومنان را بر دشمنان پيروز مي گرداند(فَاَیَّدنَا الَّذینَ ءامَنوا عَلی عَدُوِّهِم فَاَصبَحوا ظاهِرین)خدا به يارى كنندگان دينش وعده پيروزي داده است(ولينصرنّ الله من ينصره)؛خدا صابران و اهل استقامت و پايداري را بشارت پيروزي داده است(و بشّر الصابرين)؛خدا پروا پيشگان را وعده پيروزي نهائى داده است (والعاقبة للمتقين)؛ آيا اين پشتوانه عظيم معنوي،در كارزار زندگى شما را دلگرم و پرنشاط به سوي پيروزي نمي برد؟
در روزگار غيبت نيز قاعده همين است:محوريت دانش و برنامه ريزي و تلاش و پايدارى همراه با ايمان و توكل واعتصام به حبل الله و تمسك به ولي الله؛ و همزمان دعا و نيايش در طول مسير براي رسيدن به فتحى زود هنگام و نصرتى با عزت و اقتداري با شكوه در سايه سلطنت حقه امام عصر ارواحنا فداه با اين فرازهاي زيباي دعاي افتتاح:( فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها ، برحمتک یا ارحم الراحمین).
