اعتماد

 
 
 
 
 
مي گفت:اوائل به همه اعتماد مي كردم ولي حالا نه! گفتم چرا؟ گفت :براي اينكه دروغ بسيار شنيده ام و دروغ ريشه اعتماد را نابود مي كند، چنانكه بي وفائى و فريب و پيمان شكنى چنين كند…اعتمادى نیست بر یاران این دنیای دون/ عاقبت بیگانه گردد آشنای این جهان…اعتماد يعنى اطمينان، وثوق، تكيه كردن، متكى بودن(چنانكه بر عصا و ستون تكيه كنند)؛ گفتم صادقى نيافتى تا به او اعتماد كنى؟گفت:چرا، گاهى به انسان هاي صادق هم تكيه كردم اما آنها خود محتاج تكيه به ديگري بودند و اعتماد به آنها كارساز نبود؛ به حُسنِ ساخته، زنهار اعتماد مکن/ که در دو هفته مه چارده، هلال شود…چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل / که بر گل اعتمادى نیست گر حسن جهان دارد…
 
 
گفتم: اكنون به چه كسي اعتماد داري؟ گفت: اگر قرار باشد به عمود و ستونى تكيه و اعتماد كنم،آن عمود، جز خدا نيست كه هر عمودي جز او ، قدرتش عاريتى است ،تنها خداست كه مستعان است و مستعار نيست:ما اعتماد بر کرم مستعان کنیم/ کان تکیه عار بود که بر مستعار کرد…به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد / گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید…بر عمر خويش هم اعتماد مكن زيرا هر لحظه ممكن است تمام شود:به عمر عاریتی ، هیچ اعتماد مکن /که پنج روز دگر میرود به استعجال…اعتمادى نیست بر کار جهان/ بلکه بر گردون گردان نیز هم…دل ای حکیم بر این معبر هلاک مبند/ که اعتماد نکردند بر جهان عقّال/ مكن به چشم ارادت نگاه در دنیا /که پشت مار به نقش است و زهر او قتّال …اعتمادىنیست بر شیرازهٔ موج سراب/ دل منه بر جلوهٔ ناپایدار زندگی… 
 
 
گفتم متقابلاً خدا نيز به ما اعتماد كرده كه به ما اختيار داده تا خود نيك و بد را بگزينيم زيرا در پرتو عقل راه را پيدا خواهيم نمود.گفت :آرى او به تو اعتماد كرده تو هم واقعاً به او اعتماد كن ! او در كنار توكل به خودش، دو تكيه گاه و عمود مستحكم هم قرار داده تا با اعتماد و تكيه به آنها به سعادت برسيم.گفتم:قرآن و عترت ؟ گفت:آرى ! گفتم مصداق عترت ،امروز صاحب الزمان عليه السلام است؟ گفت جز او نيست: ز مهربانی آن شاه می شود معلوم/ که بر محبت من کرده اعتماد آن ماه…نمي بينى دلهاي ما به سويش پرواز مي كند و شعله مهرش در قلبهاي ما زبانه مي كشد و ناخودآگاه هوائى او مي شويم…؟
 
 
احساس كرد مي خواهم باز هم از اعتماد بدانم،گفت مگر نفرموده اند:همگى به ريسمان الاهى چنگ زنيد؟( فاعتصموا بحبل الله جميعاً)؟گفتم آري.گفت:مگر نگفته اند:با وسيله بسويش بشتابيد؟(فابتغوا اليه الوسيله ) گفتم :آري.گفت: امروز آن ريسمان و وسيله ،شخص شخيص بقية الله است كه با تكيه به او مي توانى با اطمينان به سوي سعادت روي.به او اعتماد كن تا ببيني چگونه زندگيت از اين رو به آن رو مي شود و هيچ تهديدى حريف تو نيست…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *