حقانيت

 
 
 
 
 
در كتابخانه بود؛ در كنار هزاران جلد كتاب؛چكيده دانش هزاران نويسنده ؛به اينجا راهنمائيش كرده بودند تا جواب پرسش هايش را بگيرد.آيا اينجا مي توانست به او كمكي كند؟ دغدغه او اين بود:”حق” كجاست؟”حق ” با كيست؟
 
پيش هركس رفته بود،خود را حق مي دانست و ديگران را باطل.هريك هم براي خود فلسفه اي داشتند و به كتاب هايي ارجاع مي دادند؛تشخيص هم مشكل بود؛به ايندكس ها و فهارس و فيش هاي موضوعى كتابخانه مراجعه كرد،اگر دوبرابر يك انسان معمولي هم عمر مي كرد نمي توانست همه اين كتاب ها را بخواند؛آثار خستگى در چهره اش نمايان بود.از خود پرسيد: آيا تشخيص “حقانيت”، اينقدر دشوار است؟انسان هاي ديگر چه كردند يا چه مي كنند؟
 
كتابدار،به فراست،مشكل او را فهميد و با مهربانى به سراغش آمد.گوئى با امثال او قبلاً بسيار برخورد داشته است:
 
– سلام!مي توانم كمكي كنم؟ اگر موضوع پژوهش تان را بگوئيد منابع مرتبط را معرفي مي كنم.لبخند او بر دلش نشست و گفت:ممنونم.در جستجوي”حق”هستم و مي خواهم بدانم چگونه پيدايش كنم؟كتابدار بلافاصله گفت:چقدر عالي.روزي منهم براي همين هدف اينجا آمدم.اجازه بده اول يك چاي با هم بنوشيم و دستش را گرفت و به اتاق مجاور برد و دو فنجان چاي خوشرنگ ريخت و روي ميز گذاشت و گفت:با توت موافقيد يا كشمش يا پولكى؟گوئى مدتهاست او را مي شناسد.تشكر كرد و نشست…كتابدار گفت:پاسخ سوال شما در كتابخانه وجود خود شماست!
 
“ما پيامبرى در درون خود داريم به نام عقل.اوست كه ما را به حقيقت مي رساند”. و ادامه داد:اگر به هيچ كتابخانه اي هم دسترسي نداشته باشي،عقل به تو مي گويد تو خود خويشتن را نيافريده اي و آفريننده اي داري و او كه تو را از وقتى نطفه بودي تا به حال متحول كرده تو را بدون راهنما رها نكرده بايد به سراغ آنها بروي و اين پيامبر درون تو را به پيامبران بيرونى مي كشانند و آنها به تو مي گويند حق چيست و كجاست! سوال كرد: پيامبران واقعي چه نشانه هايي دارند تا از دروغين ها تشخيص دهم؟گفت:خود عقل به تو كمك مي كند.دروغين ها زود رسوا مي شوند زيرا نه بيّنه (معجزه)دارند نه به خدا فرامي خوانند و نه عاري از خطايند و پر از تناقض در قول و فعل اند …
 
– پس اين همه كتاب كتابخانه به كار من نمي آيد؟! – براي آن پرسش اول به كتابخانه عقل و فطرتت مراجعه كن حتماً جواب خواهى گرفت؛گاهى به تجربه هاي پژوهشگران سابق در تعميق همان پاسخ درونى نياز داري آن وقت است كه ما در خدمت شمائيم!-گفت امروز حق در كدام رهبر الاهى متجلى است؟كتابدار كه چهره اش افروخته شده بود گفت:آن كه قلبت به سوي او پر مي كشد و تو را دوست مي دارد و به فكر توست و تو را به اينجا كشانده است و اگر از ژرفاي دل صدايش بزنى پاسخ مي دهد و خليفه خدا در زمين است و صاحب زمان و امير دوران.او “حق ” است كه آمده است و ديگرانند باطل : جاء الحق و زهق الباطل،انّ الباطل كان زهوقاً…
 
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *