آزموده


شنيده ايم”آزموده را آزمودن خطاست”، يعني از تجربه ها قبلي درس آموختن و از ناكامي ها پل ساختن براي كاميابي ها و دوبار در يك مورد و موضوع ، شكست را پذيرا نگشتن و در نهايت ” از يك سوراخ دوبارگزيده نشدن “!
ما در تاريخ ديده ايم آنان كه با خدا درافتادند از قابيل و فرعون و نمرود تا قوم لوط و عاد و ثمود به چه سرنوشت و عذابي دچار شدند، پس با خدا نستيزيم و آزموده را دوباره نيازمائيم!
ما تجربه كرده ايم هرگاه به سراغ غير خدا رفتيم دست خالي بازگشتيم پس خطا نرويم و خدا را رها نكنيم!
ما خوانده ايم آنان كه امام خود را در كرب و بلا تنها گذاشتند و ياور خواهي او را پاسخ نگفتند به چه سرنوشتي مبتلا گشتند ، پس امام خود را تنها نگذاريم و دست خود را از دست او جدا نكنيم!

ما آزموده ايم هر گاه دري جز خانه آل الله و اهلبيت رسول الله را كوفتيم نتيجه اي نگرفتيم ، وقتي مسكين و يتيم و اسير را با زبان روزه از رزق خود محروم نمي كنند يعني هيچ كس را نمي رانند چرا ما را برانند! پس جز از اين خانه انتظار خير از خانه ديگري نداشته باشيم و در ديگري را نكوبيم! 
آن “فارس حجاز” كه نداي هر درمانده در راهي را مي شنود چرا نداي ما را نشنود و نخوانيمش كه ” يا فارس الحجاز ،ادركنا”! آن “صاحب الامر”ي كه در داستان انار، محمد بن عيساي بحريني را راهنمايي و شيعيان بحرين را نجات مي دهد چرا امروز نجات ندهد اگر به حبل ولايش متمسك شوند؟!
آن ” صاحب خانه” كه در رؤياي علامه نائيني ايران را “شيعه خانه” خود خواند و اطمينان داد در امواج سهمگين طوفان هاي زمانه، حفظش فرمايد چرا اكنون رهايش كند و ما چرا براي حل مشكلات ، به سراغ ديگري رويم؟! 
اگر او “صاحب الزمان” است كه هست، زمانه چرا به سراغ “صاحب” ديگري است؟!
نديدند هيچ دايه اي مهربان تر از مادر و هيچ بٓدٓلي مطابق اصل و هرگز مطلّا چون طلا نيست؟!
لازم نيست داستان تشرفات و دستگيري هاي حضرتش از همه طبقات را مرور كنيم -كه صدها نمونه به دست مي دهد-كافي است در زندگي خود مرور كنيم كه كي به او متوسل شديم و جواب نگرفتيم؟ كي خدمتش كرديم و او از رسيدگي به احوال ما غافل شد؟ كي صدايش زديم و او پاسخ نگفت؟ او مهرباني و لطف و كرامتش را بارها به تك تك ما نشان داده است،لازم نيست عنايات و الطافش را ناديده بگيريم،

 

آزموده را آزمودن خطاست!

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *