وقتي نياز به اثبات صداقت باشد از شما طلب شاهد مي كنند و شما شاهد ( يا گواه) معرفي مي كنيد و او با گواهي يا شهادتش به اثبات يا رد ادعا مي پردازد.سامانه گواهي لازمه دادرسي هاي دنيوي است.اين مربوط به اين جهان فاني است كه بعضي امور را به شهادت گواهان موكول كرده اند .اما براي جهان باقي و بلكه در همه اوقات نيز گواهاني معنوي وجود دارند كه همين كار را انجام مي دهند. به عبارت ديگر أنها از همه كارهاي شما مطلع و آگاه هستند و مي توانند براي همه امور گواهي دهند. آنها عبارتند از: خدا، فرشتگان، پيامبران و امامان.١ به همين خاطر است وقتي مي خواهيم باور هاي خود را در موارد مختلف مثلاً در مورد امامان اعلام كنيم خدا و پيامبران و فرشتگان را به عنوان شاهد معرفي نموده و عرض كنيم : گواه مي گيرم خدا و ملائكه و انبياء را كه من به شما ايمان و به رجعت شما يقين دارم.يا خطاب به حضرت ولي عصر ارواحنا فداه عرض مي كنيم:
“خدا و شما را -اي مولاي من-شاهد مي گيرم كه ظاهر اين اعتقاد من همچون باطن آن است و شما برآن شاهد هستي و اين عهد و پيمان من نزد شماست زيرا شما نظام دين و رهبر پروا پيشگان و عزت موحدان هستيد و خدا مرا به اين باور موظف ساخته است”.
و در زيارت آل ياسين هم خطاب به آن حضرت مي گوئيم: “بر آنچه كه شما را به شهادتش فراخواندم، شهادت ده كه من شما را دوست دارم و از دشمنان شما بيزارم.حق آن است كه شما مي پسنديد و باطل آن است كه شما دشمن مي داريد.معروف آن است كه شما به آن دستور مي دهيد و منكر آن است كه شما از آن ، نهي مي كنيد و جان من مومن به خداي واحد و رسولش و اميرالمومنين و همه شماست و آماده ياوري شما هستم و همه مودت من خالصانه براي شماست.”
راستي كسي كه چنين شاهدان و گواهاني را ناظر بر خود مي بيند به خود اجازه مي دهد در محضر آنها مرتكب خطا شود- به خصوص كه امام را ” عين الله الناظره=چشم بيناي الاهي”بداند-؟!٥
____________________________
١. سوره احزاب، آيه ٤٦ :” يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ” اى پيامبر ما تو را به عنوان شاهد(گواه ) و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم .
و نيز: قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ( سوره ابراهيم/ آيه ٤٣) بگو اي پيامبر كفايت مي كند به عنوان شاهد بين من و شما ، خدا و كسي كه علم كتاب نزد اوست(يعني امام).
٢.زيارت هاي جامعه و وارث و اربعين و…” وَاُشْهِدُ اللهَ وَمَلائِكَتَهُ وَاَنْبِياءَهُ وَرُسُلَهُ اَنّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِيابِكُمْ، مُوقِنٌ بِشَرايـِعِ ديني وَخَواتيمِ عَمَلي…”
٣. زيارت سرداب مطهر: “… اشهد الله واشهدك يا مولاي بهذا ظاهره كباطنه وسره كعلانيته وانت الشاهد على ذلك هو عهدي اليك وميثاقي لديك اذ انت نظام الدين ويعسوب المتقين وعز الموحدين وبذلك امرني رب العالمين “.
٤.فاشهد على ما أشهدتك عليه و أنا وليٌ لك بريءٌ من عدوك فالحق ما رضيتموه و الباطل ما أسخطتموه و المعروف ما أمرتم به و المنكر ما نهيتم عنه فنفسي مؤمنة بالله وحده لاشريك له و برسوله و بأمير المؤمنين و بكم يا مولاي أولكم و آخركم و نصرتي معدةٌ لكم و مودتي خالصةٌ لكم آمين آمين “.
٥. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ النّاظِرَةَ، وَيَدَهُ الباسِطَةَ وَاُذُنَهُ الْواعِيَةَ، وَحِكْمَتَهُ الْبالِغَةَ، وَنِعْمَتَهُ السّابِغَةَ…(زيارت پنجم از زيارات اميرالمؤمنين در مفاتيح الجنان)
