“بدان كه تو تا شش روز دیگر وفات خواهی کرد؛ پس خود را آماده ساز و به كسی برای جانشینیِ پس از خودت [به عنوان وكالت از من] وصيت نكن چراكه غيبت تام(كبري )آغاز گرديده است و مرا ظهوری نخواهد بود، مگر به اذن خداوند. ظهور، پس از گذشت زمانی دراز و سخت شدن دلها و پر شدن زمين از جور و ستم خواهد بود. بزودی كسانی از شيعيانم ادعاي مشاهده مرا مى كنند.آگاه باشيد كه هركس پيش از خروج سفيانى و صيحه، ادعاي ديدن مرا نمايد،دروغگو و افترا زننده است…”
اين آخرين توقيع امام به آخرين وكيل خويش يعنى علي بن محمد سمرى، در آخرين روزهاي دوران غيبت صغري به سال ٣٢٩هجري بود.پيش از او سه وكيل ديگر از سوي حضرت تعيين شده بودند كه مردم از طريق آنها با امام ارتباط داشته و تبادلاتى انجام مى گرفت.آنان عثمان بن سعيد و فرزندش محمد و نيز حسين بن روح نوبختى بودند.آري،بدين ترتيب با اين پيام مهدوى، بر دوره ٦٩ ساله غيبت صغري و موضوع وكلاي خاص آن حضرت در اين دوران، مُهر پايان خورد تا بطور رسمى آغاز دوران غيبت كبرىٰ،اعلام شده باشد.در اين پيام و در همين چند عبارت كوتاه مطالب بلند و مهمى اعلام گرديد كه تكليف قرن ها بعد را مشخص نمود. نخست آنكه باب وكالت خاص بسته مى شود و ديگر كسي نمى تواند تا هنگام ظهور ادعاي وكالت امام را بنمايد .دوم آنكه اذن ظهور و زمان آن در دست خداست؛سوم آنكه زمان غيبت كبرى،دوران دشوارى ها و سخت شدن دلها وافزونى جور و ستم هاست؛چهارم آنكه هيچكس نبايد تا هنگام ظهور ادعاي مشاهده مرا داشته باشد به اين معنى كه هر وقت بخواهد بتواند مرا ببيند؛هركس چنين ادعا كند دروغگو و افترا زننده است…
شرايط غيبت چنان سخت مى شود كه سفير و وكيل مشخصى نمى تواند معين باشد، چون دشمنان حضرت با رصد كردن وكلا خواهند توانست مكان حضرت را بيابند و حضرت را به شهادت برسانند.اين دوران سخت،دوران جولان و ميدان داري ستمگران خواهد بود كه با رفتارهاي فساد افزاي خويش پهنه زمين را از ظلم و جور آكنده خواهند نمود.ديگر آنكه اذن ظهور دست خداست و تنها اوست كه مى تواندآن را رقم بزند؛اين به معناي آن است كه هيچ كس حق ندارد با حدس و احتمال تاريخى براي ظهور معين نمايد.وقتى ظهور،زمان معينى ندارد يعنى هر لحظه امكان وقوع آن هست ،پس هميشه بايد چشم به راه آن بود.صيحه آسمانى هم كه ذكر شده دقيقا هنگام ظهور رخ خواهد داد.براي خروج سفيانى هم مصاديق واقع شده بسيار وجود دارد و تازه بداپذير نيز هست و مانع انتظار هر لحظه اي نمى باشد.
در مورد وقوع “مشاهده” نيز بايد گفت بطور كلى در اين توقيع شريف ، نفى شده است.البته مشاهده از باب مفاعله است و از نظر لغوي به معناي امكان ديدار دوجانبه براي هر دو نفر است كه آن دو هر وقت اراده كنند بتوانند همديگر را ببينند.چنين امكانى با پايان دوران وكالت،براي كسى وجود نخواهد داشت.اما ديدار يك جانبه يعنى تشرف كسانى به محضر ايشان كه با اراده يكسويه امام انجام مى پذيرد،منعى نخواهد داشت و براي بعضى از سعادت يافتگان در دوران غيبت كبرىٰ وقوع يافته است و آنها مصداق مشاهده و وكالت كه هر لحظه اراده كنند بتوانند آن حضرت را ببينند،نبوده و نيست …