“دين،دين محمد (ص) است و هدايت مردم [پس از پيامبر]در اختيار على اميرمومنان(ع)است، زيرا اين مقام شايسته و زيبنده اوست و اين مقام در نسل او تا روز قيامت باقى است(الدّينُ لمحمّد صلى الله عليه وآله وسلم والهدايةُ لعَلِيٍّ أمير المؤمنين عليه السلام، لأنها لهُ وفي عَقِبِه باقيةً إلى يومِ القيامة)…
خاتميت از ويژگى هاي دين اسلام و پيامبري آن است.اين دين هدايت انسانها تا روز قيامت را به عهده دارد.اگرچه باب نبوت به وجود شريف حضرت ختمى مرتبت،محمد مصطفى ، ختم مى شود اما باب امامت گشوده مى شود تا هدايت خلق را در ادامه نبوت تا آخرالزمان به عهده گيرد و اين مقام در على عليه السلام نهاده شده و پس از او در فرزندانش،ائمه هُدىٰ ازامام مجتبىٰ تا حضرت بقية الله عليهم السلام كه نشان جاودانگى اين دين مبين است…
دشمنان دين حنيف ، خيلى تلاش كردند كه به نوعى خاتميت اين دين را زير سؤال برند و مدعيان دروغينى نيز پيدا شدند و ادعا كردند پيامبرند و ختم نبوت را منكر شدند؛ اما اگرچه كسانى را با اين ادعاها گمراه ساختند اما به زودى رسوا شدند زيرا نه ويژگى هاى يك پيامبر همچون عصمت و علم و معجزه و …را داشتند و نه حرف جديد و هدايت ويژه اى كه در دين اسلام نباشد، براي گفتن! داستان مدعيان دروغين پيامبرى از مسيلمه كذاب تا باب و بهاء، نشان داد كه شيطان هماره در كار اضلال است و اگر انسان ها تعقل و ايمان را به كار نگيرند در دام ايادي شيطان كه همان آئين هاى دروغين است،گرفتار مى شوند و گمراه مى گردند، چنانكه اقليتى چنين شدند…
اما سرسلسه امامان كه امير هدايت و قائد پرهيزكاران و پيشواي مومنان است ، كسى نيست جز حضرت اسدالله الغالب،علي بن ابيطالب عليه السلام ،خليفه و جانشين و وصي و وارث كمالات و ميراث دار علم نبوى.هماو كه در داستان مباهله،نفس پيامبر خوانده شد و بسيارى از آيات قرآن به كمالات او تأويل گرديده كه تفصيل آن در تفاسير فريقين موجود است همچون اين آيه كه او را به عنوان هادى معرفى فرمود:”انما انت منذر و لكل قومٍ هادٍ” كه پيامبر فرمود: منم منذر و على است هادى امت…در ادامه امامت اميرمومنان، اين مقام در دو فرزندش امام حسن و امام حسين عليهما قرار گرفت و پس از آندو در نه نفر از فرزندان امام حسين از امام سجاد تا امام قائم ادامه يافت…
اما راز اين جاودانگى و رمز خاتميت اين دين در چيست؟ به نظر مى رسد ساز و كار هدايت در اين دين به نوعى است كه توان اداره همه نسل ها را دارد زيرا اولاً بلافاصله پس از نبوت،امامت آغاز مى شود و اين فرايند هرگز منقطع نمى شود و زمين هيچگاه از حجت خالى نمى گردد لذا كمبودي از نظر رهبرى الاهى حس نمى شود چون امامان نيز منصوب از ناحيه خدا هستند و ثانياً منشور اين دين،قرآن است و معجزه جاويد كه حاوي همه مطالبى است كه براي هدايت انسان لازم است و هيچكس نيز عليرغم هماوردطلبى اش نتوانسته است آيه اى يا سوره اى همانند آن بياورد و ثالثاً اين أُمت نيز عليرغم امت هاي گذشته به چنان رشدى رسيده اند كه در سايه تعقل و هوشمندى ، بدون ديدن پيامبر و امام و فقط با ديدن آثار ، حقايق را در مى يابند و اطاعت مى كنند.چنانكه در مورد امت آخرالزمان در روايتى، پيامبر اكرم آنها را ستود كه قومى هستند كه با علم و ميراث مكتوب(سوادٍ على بياض)به ايمان مستحكم دست يافته اند.و در مورد اصحاب قائم (ع) نيز فرمودند:آنان چنان به يقين رسيده اند كه غيبت امام براي آنها به منزله مشاهده است…
