آبرو به معناى اعتبار، حرمت، شرف، وجاهت، عِرض و واژگان مرتبط با آن كرامت، عزت، محبوبيت و نقطه مقابل آن بي اعتبار نمودن، تمسخر، ذلت،مهين و هون( به معناي تحقير و خوار كردن) و خزي و فضاحت و ايجاد تنفر نسبت به شخص يا گروه است.
یکی از بالاترین سرمایه های انسان ها،” آبرو “ست.هر انسانی از آشکار شدن ضعف ها و عملکردهای زشت خود در هراس است. از دست رفتن وجهه و آبرو، سرآغاز بسیاری از هنجارشکنی ها، بزهکاری ها و گناهان و نيز افتادن از چشم مردم و انزوا و ركود و خواري است.
قرآن كريم، انسان را موجودى برخوردار از كرامت و شرافت ذاتى دانسته[: «وَ لَقد كَرّمنا بَنى ءَادَم”(اسراء/٧٠) ] كه خداوند آن را به او بخشيده و هرگز راضي به نقض كرامت انسان آبرومند و شريف و عزت مند نيست.
واژه آبرو در ارتباط با دیگر مفاهیم روانشناسی نظیر اعتماد به نفس، عزتنفس و حرمتنفس مورد بررسی قرار میگیرد. در واقع آبرو پدیدهای اجتماعی است که چهره بیرونی روابط اجتماعی را معلوم میکند.
آبرو چیزی نیست که کسی با آن متولد شود بلکه مفهومی اکتسابی است که بر جریان رشد شخصیت به همراه هویتهای فردی و اجتماعی انسان شکل میگیرد و شکلگیری آن در گروی پارهای رفتارها و مقررات اجتماعی است. ما بسیاری از کارها را گرچه برایمان جذاباند، انجام نمیدهیم چون نگران آبروی شخصی، خانوادگی،قومي و قبيله اي،ملي،گروهي،تيمي و…هستيم…
انسان باشخصيت ، نخست در پي آبرومندي نزد خالق و سپس خلق است.او پيش و بيش از هر چيز در پى كسب منزلت نزد خداوند است و در اين صورت است كه خدا به صورت يك سنّت تغييرناپذير به او محبوبيّت و منزلت والاى اجتماعى نيز خواهد بخشيد:
“إِنَّ الَّذينَ ءَامَنوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ سَيَجعَلُ لَهمُ الرَّحمنُ وُدّا”
آنانكه ايمان آورند و كارهاى شايسته انجام دهند، خداى رحمتگستر، محبّت آنان را در دل مردم قرار خواهد داد».(مريم/٩٦)
در منابع ديني ما شديد ترين عقاب ها براي كسي قرار داده شده كه با آبروي انسانها بازي مي كنند و حرمت شان را مي شكنند واين كار آنها در حكم اعلان جنگ با خداشمرده شده است زيرا عرض و آبروي مومن به مثابه جان و خون او محترم و ريختن آبرويش همچون كشتن اوست.
خود انسان نيز بايد با عزت نفس و مناعت طبع و تعفف و احتياط، از هر كاري كه آبرويش را به مخاطره مي افكند همچون لودگي و تكدي و رسوايي و قرارگرفتن در مواضع تهمت و همنشيني با فاسدان و فاجران بپرهيزد.
در قرآن كريم گر چه وصف زيباي «وَجِیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ و من المقرّبين» ( آبرومند در دنيا و آخرت و از مقرّبان) تنها براى حضرت عیسى(ع) آمده و در مورد شخص دیگرى این صفت گفته نشده است( آل عمران/ ٤٥) اما این عبارت در روایات به عنوان یک دعا جنبه عمومی دارد و هر کسی براساس مراتب معنوی میتواند آنرا از خدا بخواهد:
“اللهم انِّی أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ- بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أُقَدِّمُهُمْ بَیْنَ یَدَیْ صَلَاتِی وَ أَتَقَرَّبُ بِهِمْ إِلَیْکَ فَاجْعَلْنِی بِهِمْ وَجِیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ”؛خدایا! من به وسیله محمد و آل محمد به تو روى آوردم و آنان را پیش از نماز به درگاهت وسیله نمودم و بدانها به تو تقرّب جستم،پس مرا به واسطه آنها در دنیا و آخرت آبرومند ساز و از مقرّبان خود نما.(الكافي ج ٢، ص٥٤٤)
از همين روست كه آل الله را آبرومند درگاه الاهي دانسته و خطاب به يكايك آنها در دعاي توسل مي گوئيم:
“يا وجيهاً عند الله اشفع لنا عند الله،
اي آبرومند در بارگاه الاهي، مرا نيز شفاعت كن .
اين است كه به عنوان وظيفه ،ديروز و امروز و هر ساعت و هرلحظه در اين روزگار امامت قطب عالم امكان حضرت صاحب الزمان _ كه قله وجاهت و كرامت و عزت و شرافت است _ به ذيل عنايتش متوسل و متمسك مي شويم و به آن صاحب وجاهت و آبرو در بارگاه الهي عرض مي كنيم:
“يا وجيهاً عند الله” ، ما را آبروي دنيا و آخرت عطا كن و برايمان دعاكن كه از مقربان شويم…
