خداوند در گفتگو با والدين،كريمانه سخن گفتن و “قول كريم”را دستور فرموده:(قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا) و در برابر شاه طغيانگرى چون فرعون ، سخن نرم و “قول ليّن “را توصيه نموده زيرا بايد به هدايت او اميد داشت(اذْهَبَا إِلىَ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى؛ فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یخَْشىَ).همچنين سخن رسا و “قول بليغ را براي موعظه بيماردلان اختصاص فرموده تا مگر در دلشان اثر كند و به راه آيند(أُوْلَئکَ الَّذِینَ یَعْلَمُ اللَّهُ مَا فىِ قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنهُْمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُل لَّهُمْ فىِ أَنفُسِهِمْ قَوْلَا بَلِیغًا).ديگر “قول ميسور” به معناي سخن نرم و اميدوار كننده است كه بايد در گفتگو با آسيب ديدگان و توانخواهان به كار برد تا به رحمت الاهى اميدوار شوند و تسكين يابند(وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنهُْمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَهٍ مِّن رَّبِّکَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّیْسُورًا).سخن مسالمت آميز و “قول سلام” هم به گفتگو با افراد بي بهره از علم ،توصيه شده(وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا) و در هرحال و هر موقعيتى در سخن با مردم بايد از خوش زبانى، كلام نيكو و شايسته و “قول حسن” بهره گرفت( وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا)و گاهى هم از نيكوترين سخن يا “قول أحسن” از كسي كه خود را مسلمان مى نامد ،ياد مى نمايد(وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا و قال إنّنى من المسلمين)…
بيان و سخن، ظرفيت همه اين گونه هاى متفاوت را دارد.گوينده بايد مخاطب شناس،موقعيت سنج و مسلط به انواع بيان ها باشد.سخن غذاي روح است و هر ذائقه اي به يك نوع غذا گرايش دارد.منوى رستوران شما بايد كامل بوده و براي هر ذائقه اي غذاي مناسب آماده داشته باشد.اگر به گفتار درمانى هم اعتقاد داشته باشيد هر گونه سخنى داروي يك عارضه است و اين داروخانه بايد داروي همه عارضه ها را داشته باشد.گويندگان موفقى را سراغ داريم كه هنرمندانه با تسلط به گونه هاي مختلف سخن، اقشار بسيارى را جذب سخن و بيان خويش نموده و با درايتى خاص ، پيوند آنها را با مبانى دينى و ولائى و ساحت قدسى مهدوى برقرار كرده و به راه انتظار حقيقى كشانده اند.راستى امروز چقدر به چنين هنرمندانى نيازمنديم تا متناسب با شرايط زمان و تحولات مردمان،جوانان،مردان و زنان اين دوران سخن گويند و دعوت نمايند…
