ارتباطات

 
 
 
 
 
انسان است و ارتباطاتش؛انسانها اجتماعى هستند و اگر ارتباط آنها با ديگران قطع شود،منزوى و كم اثر مى شوند.  در ارتباط و تعامل با ديگران است كه طرح هاي خود را جلو مى بريد؛ديگران را با اهداف خود آشنا مى كنيد؛ابهامات ديگران را در مورد خود برطرف مى كنيد؛از ديگران مى آموزيد و به آنها آموزش مى دهيد؛خبر مى دهيد و خبر مى گيريد و خلاصه اعلام مى كنيد كه نفس مى كشيد و زنده هستيد! نقش روابط عمومى ها و بخش ارتباطات در سازمان ها و تشكل ها همين است و اگر فاقد آن باشند يا وظيفه خود را به خوبى اجرا نكنند يا به ديدگاه هاي ديگران در مورد خود توجهى ننمايند و برنامه و اهداف خود را اطلاع رسانى نكنند، گوئى نيستند!
 
  به عنوان يك تشكل،يك شخصيت حقوقى ،يك نحوه حيات اجتماعى داريد.اين شخصيت زنده براي انجام وظايف و ماموريتش يك جامعه مخاطب دارد،دوستان و همكارانى در بيرون تشكل خود پيدا مى كند كه بايد با آنها تعامل كند و احتمالاً رقيبان و مخالفان يا دشمنانى هم پيدا مى كند كه عليه برنامه هاي او سمپاشى و سياه نمائى مى كنند و اذهان جامعه مخاطب را نسبت به شما مغشوش مى نمايند.وظيفه روابط عمومى يا مسئول ارتباطات ورود به صحنه و تبيين و تشريح موضوع،پاسخگوئى و روشنگرى است.مى پذيريم بعضى اوقات ،مصلحت، بى اعتنائى و سكوت است اما هميشه اين سكوت تجويز نمى شود و بايد با بيان و بيانيه از هويت اين شخصيت حقوقى دفاع نمود…
 
روابط عمومى ها از طريق بولتن و نشريه و سايت و صفحات در پيام رسان ها و شبكه هاي اجتماعى، مصاحبه رسانه اى  و امثال آن با مخاطبان خود ارتباط برقرار مى كنند.بعضى حتى از روزنامه و مجله و رسانه هاي شنيدارى و ديدارى و ماهواره اى برخوردارند.فقدان يك يا چند مورد از اين رسانه ها (حداقل يك وب سايت و كانال پيام رسان)براي روابط عمومى ها قابل توجيه نيست.بايد از انواع آنها در صورت نياز بهره برد تا جامعه مخاطب را از دست نداد و شخص و اشخاصى را براي اين كار گماشت تا ذهنيت تشكل از سوى مخالفان ملكوك نشود…
 
تشكل هاي دينى ممكن است بهانه بياورند كه:” ما براي خدا كار مى كنيم و تعريف و تمجيد يا تعريض و تقبيح ديگران براي ما مهم نيست و كارى به مخالفان و حسودان و رقيبان نداريم؛بگذار هر چه مى خواهند بگويند ما به كار خود ادامه مى دهيم …”! اين تحليل كم كم آنها را به حاشيه برده و مخاطبان توجيه نشده را از آنها مى گيرد.اخلاص در عمل با تبيين و روشنگرى -البته نه به قصد جلوه گرى-منافات ندارد.اصلاً همين روشنگرى مى تواند بدليل اخلاص باشد تا دفع اباطيل مخالفان و جذب قلوب نا آگاهان باشد(ليهلك من هلك عن بيّنة و يحيىٰ من حىّ عن بيّنة).تشكل هاي دينى و مهدوى بايد بدانند براي خود نيستند كه نفع و ضررشان شخصى باشد؛آنها نام خدا و حجت خدا را يدك مى كشند و بايد در برابر سياه نمائى عليه آنان حساس باشند و با ارتباطات،از هويت تشكل دفاع كنند و واقعيت ها را بگويند و البته شجاعانه اگر قصورى هم داشته اند، مسئوليتش را بپذيرند و در صدد جبران باشند…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *