بسياري از افراد براي تحصيلات عاليه به غرب مى روند تا در دانشگاه هاى آنجا مدارج بالاتر را طى كنند يا در فرصت هاي مطالعاتى شركت نمايند.معمولاً دانشجويان ايرانى در اين دانشگاه ها خوش مى درخشند و با هوش و استعداد بالائى كه دارند مورد توجه واقع مى شوند و پس از اتمام تحصيل ،در همان مراكز آكادميك ، شغل هاي خوبي به آنها پيشنهاد مى شود تا از وجود آنها براي كشور خود بهره ببرند و بعضاً مى پذيرند و همانجا مى مانند.اين شيوه غربيان است كه فرهيختگان را از كشورهاى در حال توسعه جذب كنند و افتخارات آنها را براي خود ثبت نمايند.فعلاً در پى بحث پديده “فرار مغزها” نيستيم (كه در موقع خود بايد به آن پرداخت)بلكه قصد آن داريم كه در نقش آفرينى افراد در فرصت هاي آكادميك بحث كنيم كه مى تواند منافع زيادى را براي فرهنگ ما داشته باشد…
در غرب دانشگاه ها تا اندازه زيادى با زندگى پيوند دارند و آموزش ها و پژوهش هاي آنها بر خلاف دانشگاه هاي كشورهاي جهان سوم، كاربردى است و بين دانشگاه و صنعت و سياست و ساير ابعاد اجتماع تعامل و داد و ستد وجود دارد.اگر فرهيختگان مسلمان بتوانند در اين مراكز آكادميك صاحب كرسى و مقام شوند مى توانند تأثيرگذار باشند و بويژه در علوم انسانى روي دانشجويان شان و ديگران، نقش هاي هدايتى ايفا كنند.همچنين يافته هاي جديد خود را براي ازدياد آگاهى علمى كشور اصلى شان ترجمه و در اختيار مردم خود گزارند و به اصطلاح علاوه بر نقش هاي هدايتى،مردم كشور خود را هم ارتقاء دهند و دين خود را به مام وطن ادا كنند و موجب افتخار باشند.
چه بهتر كه برنامه كارى خود را نوعى تنظيم كنند كه هر چند وقت يكبار براي دوره كوتاهى به كشور خود باز گردند و يك ترم يا نيم ترم يافته هاي خود و ديگر دانشمندان غربى را در اختيار هموطنان گزارند يا از طريق برنامه هاي مجازى و ويدئو كنفرانس اين نقش را ايفا كنند.علاوه بر آن با ارتباط با ديگر فرهيختگان در همان محيط،هم با آنها تبادل علمى داشته باشند و هم به قدر ميسر محتواهاي فرهنگ دينى را مستقيم يا غير مستقيم با آنها در ميان گزارند. ظرفيت تاثير بخشي افراد دانشمند و فرهيخته به خصوص با عناوين علمى و آكادميك بسيار بالا خواهد بود.
متأسفانه اغلب كرسي هاى علمى در حوزه اسلام شناسي در دانشگاه هاي مهم غرب به تسخير جريان هاى خاص و بعضاً سكولار يا حتى غير مسلمان در آمده است.متون درسي بعضى رشته هاي اسلام شناسي توسط غير مسلمانان و با نگاه هاى خاص نوشته شده است.استاد راهنماى بعضي از همين رشته هاي علوم انسانى يا تاريخ اسلام و اسلام شناسي ،افرادى با صبغه غير اسلامى هستند و طبيعتاً بر دانشجويان و تحقيقات شان تأثير گذاشته و يا نتيجه تحقيقات دانشجويان براي مراكز سياسي معاند براي بهره بردارى در اسلام زدائى ارسال مى شود.كمترين نتيجه حضور اساتيد مسلمان و متعهد در اين مراكز،جلوگيرى از آن فرايند و مهندسي معكوس براي توسعه فرهنگ اسلامى و ولائى و مهدوى از طريق آن ظرفيت هاي آكادميك است.ايجاد كرسي هاي جديد براي شناخت تشيع و امامت و مهدويت و منجى پژوهى با اساتيد مومن و عالم بسيار تأثير گذار خواهد بود…
