بهترين تعريف براى يك انسان خوب و متعالى، “انسان اخلاقى” يا “انسان اخلاق محور” است و بهترين تعريف براى “اخلاق”،آراستگى به بهترين صفات و كردارهاست.اين بهترين ها هم ،توسط خالق انسان تعيين شده كه او خود متخلق به بهترين صفات ستوده است.لذا مى گويند:به اخلاق الاهى درآئيد(تخلّقوا باخلاق الله). خداوند نيز خلفائى در ميان انسانها گسيل داشته است تا مردم با ديدن اين صفات و اخلاق ستوده در آنها ، ياد گيرند و چنان شوند.او پيامبرش حضرت محمد(ص)را داراى خلق عظيم معرفى نمود(إنّك لعلىٰ خُلُقٍ عظيم) تا أسوه براي همه انسان هاى اخلاق مدار باشد(لقد كان لكم فى رسول الله أسوةٌ حسنةٌ).امامان كه خلفاي الاهى پس از پيامبرند،به اين اخلاق الاهى،متخلق اند و پيروان آنها بايد اخلاق را از آنان بياموزند.آشنائى با اخلاق مهدوى به عنوان آخرين پيشوا ،از اين جهت اهميت مى يابد…
١. قله كرامت
آنان كه با متون دينى مأنوس اند ،با برخى ويژگى هاي اخلاق مهدوى به عنوان يك امام ،آشنا هستند.در زيارت جامعه كه از امام هادي صلوات الله عليه صادر شده،امامان را اصل و ريشه همه كرامت ها معرفى فرموده اند( اصول الكرم) و عادت آنها را احسان و نيكى رساندن و سجيّه و منش آنها را كرامت و بخشش گفته اند(عادتكم الإحسان و سجيّتكم الكَرَم).البته مشخص است كسى كه خليفه الاهى است بايد صفاتش چون صفات مستخلف عنه( يعنى كسي كه از طرف او به جانشينى نصب شده)باشد.اگر خداى متعال ،كريم و محسن است ،خليفه او هم بايد كريم و بخشنده و اهل إحسان باشد.همه امامان از اين كرامت بهره مند بودند و آخرين حجت خدا نيز اهل كرامت است و مامور به احسان،چنانكه در زيارت جمعه به او عرض مى كنيم:و شما اى مولاى من كريم هستيد از فرزندان كريمان و مامور به مهمان نوازى و بخشش(وأنت يا مولاي كريم من اولاد الكرام و مأمور بالضيافة و الإجارة)…
درك مفهوم كرامت،دشوار نيست، همه ما وجدان مى كنيم كه غرق كرامت هاى الاهى هستيم كه بى هيچ قابليتى، مشمول انعام و كرامت هاى خدا شده ايم و الطاف او چون باران بر ما بارش داشته است:نعمت وجود،سلامتى،چشم و گوش و فهم و بصيرت و هدايت و خانواده و دوست و راهنما و امام وهزاران نعمت و احسان ديگر كه قابل شمارش نيست.به قول سعدى…پس در هر نَفَسى دو نعمت موجود و بر هر نعمتى شكرى واجب،از دست و زبان كه برآيد/كز عهده شكرش به درآيد…اگر هماره زبان به شكر گشائيم قادر نيستيم فقط از عهده شكر نعمت امام -كه خدا به ما ارزانى داشته- برآئيم.او هم پدر امت است هم غمخوار و هم دعاگو و نيز راهنما و چراغ راه و پناه و فريادرس و كشتى نجات و در يك كلمه واسطه همه فيوضات و كرامت ها و إحسان هائى است كه از سوى خدا به ما مى رسد…
آيا ياوران و خدمت گزاران حضرت مهدى سلام الله عليه ،نبايد نشانى از كرامت مولاى خود داشته باشند؟ آيا لئيم مى تواند ادعا كند پيرو كريم است؟! آيا نبايد ماموم از امام تبعيت كند و نوكر به ارباب نظاره كند و خدمتگزار شبيه مولايش شود و سربازان به فرمانده مانند و شاگردان به استاد روند و فرزندان، راه پدران پويند؟! اگر ريشه كرامت در وجود حضرت صاحب الزمان (ع)است بايد اين كرامت در منتظرانش قابل مشاهده باشد.فقيران و مسكينان و دردمندان و محتاجان ،بايد نصيبى از كرامت منتظران برند و اگر كسى بخواهد سپاس گويد، گويند:اينها از ما نيست بلكه از مولاست ،اگر خواهيد سپاس گوئيد،سپاس گزار مولايمان باشيد كه ريشه و بنياد كرامت است(اصول الكرم)…
