فراموشي جزو خمير مايه انساني است١ و درمانش ياد و ذكر و هشياري و بيداري است!
بر بعضي از فراموشي ها، عتاب و عقاب نمي شويم زيرا اضطراري است٢ اما بر بعضي ديگر مجاز نيستيم و بايد مواظب باشيم دچار نشويم همچون فراموشي خدا و امام و معاد و همچنين فراموشي نصيب خويش از دنيا و مواردي ديگر٣.
اين است كه هماره به ” ياد و “ذكر” مأمور شده ايم٤ و وظيفه رهبران الاهي نيز تذكر و ياداوري و ابلاغ و هشدار است تا فراموشي خطوط قرمز ، دنيا و آخرت ما را تباه نكند٥.
اما چه كنيم كه از فراموشي برهيم:
ايجاد يك سامانه “ياد”( كه يك فعل نفسي است) در خويش، مي تواند ما را از فراموشي رهايي بخشد، اين سامانه را به فراخور شاكله و روحيات و ويژگي هاي خود مي توانيم كشف و به كار اندازيم بدينگونه كه قرارهايي در ساعات شبانه روز با خودمي گذاريم و خود را به انجام آنها ملزم مي كنيم: خواندن آيات يا ادعيه يا متون خاص، گذاشتن تابلوها در معرض ديد، سپردن به دوستان براي يادآوري به ما، گذاشتن آلارم ها در گوشي همراه و ابتكارهايي از اين قبيل مي تواند گزينه هاي خوبي باشد.
در رأس خطرناك ترين فراموشي ها، فراموشي خدا قرار دارد زيرا موجب مي شود شأن انساني خود را هم فراموش كنيم كه كليد همه شوربختي هاست( نسوا الله فأنساهم انفسهم)٦
و بدنبال آن فراموشي راهنماي راه و حجت و آيت الاهي است كه بي او و هدايتش راه را گم خواهيم كرد و اسير گرگ هاي راه( شياطين) شده و فراموش خواهيم گشت.اما اگر با او باشيم و مهرش به دل گيريم و تولايش داشته باشيم، پيامبر خدا بهشت را براي ما ضمانت فرموده است.٧
اين است كه بايد هماره بيدار بود تا دستمان از دست ولي الله بيرون نيايد تا با تمسك به حبل ولايش، از همه خطرات مصون باشيم.انسان هاي موفق كساني هستند كه لحظه اي از امام خود غافل نباشند و او را فراموش نكنند و به او متوسل و متمسك باشند و زبان حالشان اين باشد كه:
نه فراموش شوي ني روي از اين دل ريش/ كه محال است فراموش كنم هستي خويش
من خريدار ولاي تو شدم عهد الست/ مي كنم فخر شب و روز براين مسلك و كيش…
ابداً والله لا أنسي امامي / و قلبي شاهد هذا البيان
هو نوري و ملجائي وكهفي / ولا انساه في طول حياتي
لـلـمنتظر نـحن الفدا/ لن ننساه طول المدى/
فـي الازمـان يـبـقى الصدى/ لن ننساه طول المدى…
________________________________________________
١.بعضي انسان را مشتق از نسيان(فراموشي) و برخي از (انس) مشتق دانسته اند.حتي اگر انسان از انس مشتق باشد بر اثر انس و علاقه مفرط به چيزي، ديگر چيزها را فراموش مي كند.
٢.پيامبراكرم(ص):[مسئولیت] نُه چیز، از امّت من برداشته شده است: خطا، فراموشى، آنچه بِدان مجبور شوند، آنچه نمى دانند، آنچه از توانشان بیرون است، آنچه بِدان ناچار شوند، حسادت، فال بد زدن، و تفکر وسوسه آمیز در آفرینش، تا زمانى که به زبان آورده نشود:
رُفِعَ عن امّتی تِسعَةٌ: الخَطَأُ، والنِّسیانُ، وما اکرِهُوا علَیهِ، وما لا یعلَمونَ، وما لا یطیقونَ، وما اضطُرُّوا إلَیهِ، والحَسَدُ، والطِّیرَةُ، والتَّفکرُ فی الوَسوَسَةِ فی الخَلقِ ما لم ینطِقْ بِشَفَةٍ. (خصال، ص ۴۱۷، ح ۹؛ بحار الأنوار، ج ۵، ص ۳۰۳، ح ۱۴)
٣.سوره قصص ايه ٧٧:«لا تنس نصیبک من الدنیا» بهره خويش از دنيا را فراموش مكن.اميرالمومنين عليه السلام در تفسیراين آیه ی شریفه می فرماید: لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک ان تطلب بها الآخره. يعني فراموش نکن سلامتی و نیرو و فراغت و جوانی و شادابی ات را كه بوسيله آنها، آخرت را به دست می آوری .به عبارت ديگر فراموش مكن كه بايد بوسيله اينها سعادت اخروي را كسب كني.( معانی الأخبار، ص ٣٢٥)
٤.﴿ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا﴾سوره احزاب آيه ٤٢:اي گروه مومنان، خدا را ياد كنيد يادكردني بسيار.
٥.{فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ؛ لَّسْتَ عَلَیهِم بِمُصَیطِرٍ} [غاشیه: 21-22] «مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی و از عذاب خدا بیم بده و به بهشت و نعمت ها نویدشان بده چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آن ها مبعوث شده ای، و تو بر آن ها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمی باشی».
{وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ} (ذاریات:آيه ٥٥)وبراي مومنان ، يادآور باش زيرا ياداوري مومنان را سود مي رساند.
٦. و مانند كسانى مباشيد كه خداى را فراموش كردند و خدا خودشان- يعنى تدبير حال خويشتن- را فراموششان ساخت. اينانند بدكاران نافرمان:
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (سوره حشر آيه ١٩)
٧.قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى (سوره مريم ايه ١٢٦ )آيات من به سوي شما امد اما شما فراموش كرديد. همين گونه امروز خودتان فراموش خواهيد شد.
دو روايت رفيع در لزوم پيوند و همراهي با امام عصر ارواحنا فداه:
عن الرضا عليه السلام عن آبائه عن علي عليه السلام عن رسول الله صلى الله عليه واله في حديث ذكر فيه اسماء الائمة عليهم السلام الى ان قال صلى الله عليه وآله:
ومن أحب أن يلقى الله وقد كمل إيمانه وحسن إسلامه فليتول الحجة صاحب الزمان المنتظر فهؤلاء مصابيح الدجى وائمة الهدى واعلام التقى ومن
أحبهم وتولاهم كنت ضامنا له على الله تعالى الجنة …(مكيال المكارم ج١ به نقل از بحار الانوار)
عن ابي عبدالله عن آبائه عليهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : إن الله تبارك وتعالى أختار من الأيام يوم الجمعة ومن الشهور شهر رمضان ومن الليالي ليلة القدر وأختار من الناس الأنبياء وإختار من الأنبياء الرسل وإختار مني علياً وإختار من علي الحسن والحسين وإختار من الحسين الأوصياء ينفون من التنزيل تأويل القائلين وإنتحال المبطلين وتاويل الجاهلين تاسعهم باطنهم ظاهرهم وهو أفضلهم .(غاية المرام بحراني، باب ٢٣)
