در همايش بين المللى “اشتراكات اديان ” كه با حضور همه نمايندگان اديان برگزار شد از همه آنها خواستند در يك جمله پيام اصلى دين خود را بيان كنند.نوبت به نماينده اسلام رسيد.گفت: پيام اصلى اسلام،همان است كه پيامبر ما در آغاز دعوت خويش بيان نمود و آن شهادت بر توحيد(لا اله الّا الله)و كنار زدن انواع شرك هاست. پيامبر ما در ابتداى دعوتش فرمود:”أدعوكم الى شهادة ان لا اله الا الله و خلع الانداد و الاصنام”يعنى شما را دعوت مى كنم به گواهى دادن بر اينكه جز الله خدائى نيست و كنار زدن همه شريك ها و بت هائى(كه به جاى خدا برگزيده ايد).
رئيس جلسه گفت:آيا اين پيام همه اديان ابراهيمى نيست؟ نماينده اسلام گفت:آرى، اين پيام همه اديان الاهى است. همه پيامبران آمده اند تا مردم را به خداى فطرى دعوت كنند و از شرك باز دارند زيرا بر اثر اضلالات شياطين و هواهاى نفسانى،انسانها بتدريج از مسير توحيد منحرف شده و شركائى براى خدا قائل گشتند. پيامبران مبعوث شدند تا دوباره آنها را به مسير توحيد باز گردانند…
رئيس جلسه پرسيد:شما مى خواهيد بگوئيد اين پيام اصلى همه اديان الاهى است و در حقيقت اديان غير الاهى مردم را به غير خدا ارجاع داده اند؟ او پاسخ داد:بله،لذا مى بينيد گاهى امثال فرعون و نمرود را به خدائى پذيرفتند و آنها را مالك و صاحب اختيار و رازق خويش پنداشتند و گاهى بت هائى ساختند و آنها را معبود خود گرفتند و بر آنها سجده نمودند و گاهى هم بر اوهام و افكار و خدايان ذهن ساخته خود نام خدا نهادند و از توحيد منحرف شدند…تمام اين خدايگان ها همان “انداد”-شريك ها و همتايان-اند كه پيامبر فرمود بايد همه آنها را خلع كنيد و بركَنيد و كنار زنيد و گواهى دهيد كه پروردگارى جز “الله” نداريد(لا اله الا الله).متأسفانه امروز در دنيا هستند اديانى كه رهبران آنها مردم را به جاى خدا ،به سوى خود دعوت نموده و مى گويند ما خداى شمائيم و بايد به ما توجه كنيد و ما را قبله خود قرار دهيد و وقتى هم مرديم،به سوى قبر ما در حيفاى اسرائيل نماز بخوانيد..!
يكى از حضار پرسيد:اگر اينگونه است،چرا ما شاهد اعتقاد به تثليث (سه خدائى)در مسيحيت و ثنويت( دو خدائى) در زرتشتيان،هستيم؟ او پاسخ داد نه تعاليم عيساى مسيح دلالتى بر سه خدائى دارد و نه تعاليم زرتشت مطالبى بر دو خدائى.اين ها افزوده ها و تحريف هائى است كه بعدها توسط ديگران به تعاليم آنها وارد شده است.نمى شود پيامبرى كه از سوى خداوند براى هدايت انسانها آمده، از چند خدا يا سه خدا يا دو خدا سخن گويد! مطلبى كه نه وجدان و فطرت ما مى پذيرد و نه عقل ما:تثليث به معناى خداى پدر،خداى پسر و خداى روح القدس، يا دو خدائى اهورامزدا و اهريمن، با روح توحيد ناسازگار است.هرچه جز خداست،خدا نيست و مخلوق و مصنوع خداست…
همان فرد دوباره پرسيد:عباراتى در تورات و انجيل دلالت بر اين دارد كه عُزير يا عيسى ، پسر خدا هستند،شما مى گوئيد اينها افزوده هائى به اين متون است؟ نماينده اسلام پاسخ داد:دوستان يهودى و مسيحى ما بايد پاسخ دهند اما من به گواهى همه دين پژوهان مى گويم كه تورات و انجيل در زمان خود دو پيامبر يعنى حضرات موسي و عيسى عليهما السلام نوشته نشد و ده ها سال بعد توسط شاگردانشان گردآورى و نوشته شد و بر اثر رويداد هاى تاريخى و از بين رفتن اين متون، چند بار بازنويسي شد. بنابر اين احتمال افزوده شدن يا تغيير يافتن دور از انتظار نبوده است.اما اگر از باور قلبى و فطرى هر يهودى و مسيحى فعلى سوال كنيم هيچكدام آنها پيامبر را جاى خدا نمى نشانند و آنها را آفريدگار و خالق و مدبّر جهان نمى شمرند.چنانكه گفتم پيام رسالت همه پيامبران الاهى،توحيد و نفى انداد و همتايان براى خداى يكتاست…
