پدر و پسر

چه شگفت اند آن دو:

يكي خيبر شكن وان  ديگر طاغوت افكن

يكي امام اول و ديگري امام آخر

يكي اول الوصيين وان ديگر خاتم الوصيين

يكي يار و مدافع پيامبر وان ديگر احياگر دين پيامبر

صبرشان زياد،يكي ٢٥ سال و ديگري دوازده قرن

هر دو مظهر و مجلاي صفات سبحاني  :

علم و حلم و لطف و مهرباني!

هردو زخم خورده از قاسطين و مارقين و ناكثين

هردو خورشيد،

هردو مهتاب،

هردو دريا،

هردو جاويد

اما يكي شاهد و ديگري شهيد

اولي منتظر وقت ظهور و دومي منتظر اذن خروج

همه ميراث رسولان ، پيامبر و اوصيائش نزد اوست

نشان از همه دارد:

دعوتش محمدي،صولتش حيدري،عصمتش فاطمي،حلمش حسني، شجاعتش حسيني،عبادتش سجادي،…

و هيبتش عسكري و غيبتش الاهي است…

 

دل سوخته و فرق شكافته و چهره خونين پدر در محراب ،

پسر را صدا مي زند

ذوالفقار پدر، 

پسر را صدا مي زند

خون مظلوم،

 منتقم را صدا مي زند

و شيعه درهمه اين قرن ها،

 منتظَر را صدا مي زند

بيداران شب قدر هم

 تقدير ظهور را صدا مي زنند…

شود كه اين صداها،اجابت الاهي را رقم بزند؟

اين شما و اين شب قدر…

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *