اقتصاد

 
 
 
 
 
آيا همه چيز از كوچه اقتصاد مى گذرد؟ آيا سلاح اقتصاد از تانك و موشك و بمب،مؤثرتر است؟آيا اقتصاد سرمايه دارى كارساز است يا اقتصاد اشتراكى؟ آيا جنگ سرد،جاى خود را به جنگ اقتصادى و سلاح تحريم داده است؟ مناسبات دين با اقتصاد چيست…؟اين مقدمه را گفتم تا مسعود بحث خود را در مورد اقتصاد، ارائه دهد.مسعود: بله اين سوالات سعيد و ده ها سوال ديگر در مورد نقش اقتصاد در همه حركت هاى زندگى امروز ،مطرح است و دنياى ما درگير مسائل اقتصادى است.عده اى به قيمت كشته شدن مليون ها انسان،به كارخانجات توليد تسليحات نظامى خود رونق مى دهند و سودهاى كلان مى برند؛عده اى گندم مازاد خود را به فقيران كشورهاى ديگر كه از گرسنگى مى ميرند،نمى دهند و آن را به دريا مى ريزند تا قيمت آن در بازار پائين نيايد؛عده اى از طريق اقتصاد،به استثمار و غارت منابع مردم جهان سوم مشغولند و با شكاف طبقاتى،چهره جهان را هر روز غمگين تر مى كنند.آيا راه حلى براى اين اقتصاد مشمئز كننده و تبعيض آفرين ، وجود دارد…؟
 
گفتم:علم اقتصاد،به اين سوالات جواب نمى دهد؟مسعود گفت:قرار بود علم اقتصاد پاسخ دهد، مکاتب اقتصادی کلاسیک، نئو کلاسیک، مکتب کینز ،بازار آزاد کلاسیک‌ ها، كارآفرينى نئو کلاسیک‌ ها ، پیروان مکتب شیکاگو در زمینهٔ نقش آموزش، طرفداران فیزیوکراسی در خصوص کشاورزی و مکتب سوداگران (مرکانتلیسم) در زمینه مازاد صادرات؛سوسياليست ها در موردعدالت اقتصادى،كاپيتاليست ها در مورد رفاه اقتصادى وهزاران تئورى پرداز و عالم اقتصادى با گرايش هاى متفاوت ، راه حل هاى خود را بگويند اما وضع جهان همين است كه مى بينيم و هر روز هم بدتر مى شود…گفتم:چرا؟ گفت:به نظر من،براى اينكه از معنويت فاصله گرفته ايم؛خدا و دين را رها كرده ايم…گفتم مگر دين براى اين معضل پيچيده و معماى دشوار اقتصاد در جهان ما،راه حلى هم دارد؟ گفت: بله،اما كسى باور ندارد؛گوش نمى دهد؛عمل نمى كند.مثلاً حرمت ربا را مطرح مى كند،آيا اساس اقتصاد و بانكدارى امروزى حاضر است ربا را از معاملات و مبادلات خود حذف كند…؟!
 
گفتم:در مورد اين آموزه هاى اقتصادى دين ،توضيح بيشترى بده ،مسعود گفت:دين در مورد ربا، اسراف،احتكار، كنز،انحصار، إتلاف ، اضرار به غير، اتراف ، كم فروشي،و ده ها عنوان مكاسب محرمه و نيز در مورد شكل صحيح بيع و اجاره و مضاربه و مساقات و صدها فرع فقهى مرتبط با اقتصاد ،تعيين الگوى مصرف، و نيز مسئوليت اجتماعى در اقتصاد چون ايثار و صدقه و انفاق و احسان و قرض الحسنه و اطعام مساكين و زكات و خمس و وقف و …كه افزون بر نقش جهت دهی فعالیت‌ های اقتصادی به سمت اهداف اقتصادی، موجب تهذيب نفس انسان  و تکامل آن به سمت خدای متعال هستند، حرف دارد و جهت گيرى فعاليت هاى اقتصادى را مشخص مى نمايد،اما به آن اقبال نمى شود و مى گويند خودمان فكر مى كنيم و قانون مى گذاريم و اوضاع اقتصادى را بهبود مى بخشيم؛آن وقت همين بلبشوى اقتصادى مى شود كه شاهدش هستيم :شكاف طبقاتى،اختلاس،رانت،حيف و ميل اموال عمومى و دست اندازى به منابع ملى و…
 
گفتم:اينكه گفتى از خدا دور شديم منظورت چه بود و كاركردش در اقتصاد چيست؟ مسعود گفت:خدا ما را آفريد و همه نعمت ها را هم براى ما خلق فرمود و راهكار استفاده آن را هم از طريق شريعت بيان فرمود،اگر توجه كنيم اوضاع اقتصادى مان هم اصلاح مى شود.آيه اى در قرآن(سوره اعراف آيه ٩٦) اين اصل را خيلى زيبا توضيح مى دهد:اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب برکات زمین و آسمان را بر آنها گشوده بودیم( وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأْرْضِ).ايمان و تقوى،مى تواند همه بركات زمينى و آسمانى را جذب كند و برعكس اعراض از ياد خدا مى تواند معيشت تنگ را رقم زند(و من اعرض عن ذكرى فإن له معيشة ضنكا).اين سخن خالق ماست ؛البته آزمون ها هم به جاى خود هستند كه گاهى منكران،تمتع دنيوى مى يابند تا آزمون شوند و مومنان در سختى قرار مى گيرند تا خالص گردند.اما ارتباط با خالق،ايمان و تقوى و عمل به دستورات الاهى،گشايش اقتصادى را به همراه خواهد داشت…
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *