موضوع اقليت ها را بخاطر تخصص حقوقى امير به او سپردم،او گفت: اصطلاح اقليت از نظر حقوقي شامل آن دسته از گروه هاي مذهبي، قومي و زباني است که معمولا از جهت حقوقي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي در موقعيت و شرايط خاص قرار دارند. امروزه با توجه به اهميت بين المللي اقليت ها، اين موضوع به عنوان يک موضوع جهاني و مساله اي براي بسياري از دولت ها مطرح است.تفاوت هایی که اقلیت در یک جامعه را میسازند میتوان در ویژگیهای انسانی از جمله قوميت، نژاد، مذهب، طبقه اجتماعى، جنسيت، ثروت ، سلامت یا گرايش هاى خاصافراد جستجو کرد.اعضای گروههای اقلیت نوعی حس همبستگی گروهی و احساس تعلق به یکدیگر دارند؛ در نتیجه احساسات وفاداری و علایق مشترک بین آنها معمولاً بالا است.اقلیتهای قومی از نظر قومى یا نژادى با گروه اکثریت متفاوت هستند. اقلیتها ممکن است هم از نظر فیزیکی و هم از نظر قومی از گروه اکثریت متمایز باشند. اهالی هند غربى و آسیاییها در بريتانيا،سرخ پوستان و سياهان امريكا از اینگونه اقلیتها هستند كه اگر از نظر ویژگیهای نژادی مانند رنگ پوست از اکثریت متمایز باشند، اقلیت نژادی نامیده میشوند.در دهه هاى اخير،اين مهم توسط نهادهاي حقوقي و سازمان هاي ذيربط مورد توجه و تاکيد بيشتري قرار گرفته است...
گفتم: آيا اقليت هاى مذهبى هم در همين راستا بررسى مى شوند؟ امير گفت:اقلیت هاى مذهبی گروهی هستند که به مذهبى غیر از مذهب اکثریت اعتقاد دارند كه اگر قانون آن كشور بر اساس فقه اكثريت شكل گرفته باشد، داراى شرايط ويژه اى مى شوند.يهوديان در آلمان، مسلمانان در بريتانيا، پیروان ادیان بهجز اسلام در ايران،اقليت مسلمان اويغور در چين،مسلمانان در ميانمار،اقليت شيعه در الجزائر يا مالزى و… نمونههای اقلیت دینی هستند. در امريكا ازدواج های میانِ ادیان بسیار محدود است. تفاوت بین گروه اقلیت با گروه اکثریت در قوانين كشورها متفاوت است. مسئله حقوق اقلیت برای اولین بار در سال ۱۸۱۴، در كنگره وين که در مورد سرنوشت یهودیان آلمانی و بخصوص لهستانی هایی که برای بار اول تفکیک شده بودند، مطرح شد؛در مجارستان در سال ١٨٤٩ و در استراليا در سال ١٨٦٧ حقوق اقليت ها تصويب شد.پس از جنگ جهانى دوم، اصول قانونی در منشور سازمان ملل و معاهدات بینالملل حقوق بشر گنجانیده شد…
گفتم :اسلام به موضوع اقليت ها چگونه مى نگرد؟ گفت: اولاً اسلام هيچ تبعيض قومى و قبيله اى و كشورى و نژادى و طبقاتى را در باره كل انسان هاى جهان، نمى پذيرد و همه را از يك پدر و مادر دانسته و چون دندانه هاي يك شانه برابر مى شمارد١ و فرقى بين عرب و عجم و سياه و سفيد قائل نمى شود و هيچگاه بخاطر قوم و نژاد و رنگ،مردم را به اقليت و اكثريت،خط كشى نمى كند٢و برترى را فقط بر اساس تقوى قرار مى دهد و در چهارده قرن قبل در منشور وحى و مبناى شريعت و قانون (قرآن) مى فرمايد:گرامى ترين شما نزد خدا،با تقوى ترين شماست(إنّ أكرمكم عندالله اتقيٰكم٣).ثانياً هيچ اجبار و اكراهى در پذيرش دين قرار نمى دهد و انتخاب دين را بر اساس اختيار و اراده افراد مى گذارد و مى فرمايد:اجبار و اكراهى در دين نيست(لا إكراه فى الدين٤).ثالثاً اگر اقليت ها قصد توطئه و كشتار و جنگ و اقدام عليه امنيت مسلمين و اخراج آنها از سرزمين،نداشته باشند آنها را در حمايت خود قرار مى دهد و به مسلمين دستور مى دهد كه با آنان بر اساس مهربانى و اخلاق نيكو و عدالت رفتار نمايند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند٥…
گفتم: تجربه تاريخى چه مى گويد؟ گفت:هماره در طول چهارده قرن اقليت ها در پناه اكثريت مسلمين در كمال صلح و صفا در كشورهاى اسلامى زندگى كرده اند مگر آنكه توسط دشمنان مشترك ،تحريك شده و قصد توطئه داشته يا ابزار مطامع بيگانگان شده باشند وگرنه با دستوراتى كه در قرآن بوده اساس رفتاربا اقليت ها،مهربانى و قسط بوده است.اقليت هائى هم بوده اند كه از رهبران خود در خارج مرزهاى اسلامى،دستور گرفته و ابزار مطامع شوم آنان شده اند كه در اين صورت تحت نظر بوده و چنانچه جرم شان ثابت شده مجازات قانونى شده اند.هشيارى اقليت ها بايد مانع نفوذ دشمنان در ميان آنان شود بطورى كه به منافع هموطنان مسلمان شان ،خللى وارد شده يا موجب خطر براى آنان شوند.همكارى با دشمنان كشور بزرگ ترين چالشي است كه اقليت ها را تهديد مى كند.اقليت ها هماره بايد مواظب و مراقب باشند كه با هموطنان و همنوعان خويش در صلح و يگانگى باشند و همانطور كه مسلمانان موظف به نيكى به آنانند،آنها نيز راه نيكى و صداقت را پيموده دشمنان را ناكام گزارند…
————–
١.پيامبر(ص):الناس سواء كاسنان المشط:مردم برابرند چون دندانه هاى شانه.بحارالانوار ج٧٥ص٢٥١
٢.پيامبر(ص) در حجة الوداع:يا ايها الناس ان ربكم واحد و انّ اباكم واحد؛ألا لا فضل لعربى على اعجمى و لا لاحمر على الأسود الا بالتقوى
٣.سوره حجرات،آيه ١٣
٤.سوره بقره،آيه ٢٥٦
٥.سوره ممتحنه،آيه ٨(لايَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ :خداوند شما را از نيكى و عدل نسبت به كسانى كه با شما به خاطر دين جنگ نكرده و شما را از خانههايتان بيرون ننمودهاند منع نمىكند. همانا خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد)