امير كه مهندسي شهرى خوانده بود از نقش و وظائف و رسالت شهرداران براى ما گفت: شهرداران،بالاترين مقام اجرائى شهرها هستند كه سامان اين امور در مسئوليت آنهاست: تدوین راهبردهاى توسعه پایدار شهری،حفاظت از محیط زیست و توسعه فضاي سبز،مقابله با فقر و تقویت اقتصاد شهری به ویژه بخش های محروم،توسعه انـسانی براى رساندن شهر به استانداردهاى لازم ، تأمین زیرساخت ها، تنظیم نحوه بهره برداری از زمـین، تأمین مسکن و ارائه خدمات شهری، احداث خیابانها و کوچه ها و میدان ها،رسيدگى به مجاری قنوات و نهرها و رودخانه ها و آب و فاضلاب، تنظيف و توسعه معابر، تامين روشناٍئى ، ایجاد بناها و نيازمندى هاى شهر چون مدارس، پارك ها، كتابخانه ها، موزه ها، حفظ و مرمت مساجد و مدارس و ابنيه ملى و عتيقه، ايجاد نمايشگاه هاى تجارى و هنرى، مديريت ساخت و سازها،توسعه و نوسازى معابر و خيابان ها،نظم بخشي اصناف و بازارها واعطاى جواز كسب براى آنها ،ايجاد سرويس هاى بهداشتى،گورستان ها، و مراقبت در انتظام آنها، مدیریت ترافیک شهری،حفاظت از آب و هـوا، صدا، بازیافت مواد زاید،رسیدگی به امور مدارس،رسیدگی به امور فرهنگی، جوانان و ورزش و صدها ماموريت ديگر…
گفتم: مسئوليت سنگينى دارند! آيا پيشوايان دين توصيه هائى به آنها فرموده اند؟گفت:امير مومنان علي(ع) براي به فعليت رساندن وظيفه عمران آباداني زمين، دولت را موظف به آباد كردن زمين ميداند. از اينرو، در ابتداي نامه خود به مالك اشتر، يكي از وظايف اصلي او را آباد كردن مصر برمي شمارد:”اين دستوري است كه بنده خدا علي به مالك بن حارث اشتر در فرمانش به او صادر كرده است و اين فرمان را زماني نوشت كه وي را زمامدار و والي مصر قرار داد تا مالياتهاي آن سرزمين را جمع و گرد آورد. با دشمنان آن سرزمين بجنگد و به اصلاح آن همت گمارد و به آباداني شهرها، قصبات و روستاها و قريههاي آن بپردازد. مالك! بايد نگريستن تو به آباداني زمين بيشتر از ستاندن ماليات باشد، كه ستاندن ماليات جز با آباداني ميسر نميشود و آنكه ماليات ميخواهد ولي به آباداني نميپردازد، شهرها راويران و بندگان را هلاك ميكند و كارش جز اندك، راست نخواهد بود…١”
گفتم:امروز يكى از وظايف عمده شهردارى ها،امور فرهنگى است،در اين زمينه چه رسالتى دارند؟گفت:غير از امور عمرانى و رفاهى،شهرداران وظيفه مهمى در حوزه فرهنگ دارند.غير از امور اصلى فرهنگى كه تقويت و پشتيبانى مدارس و كتابخانه ها و امثال آن است،شهرداران بايد نماى شهر را هم فرهنگى كنند. تراكت ها،ديوار نوشت ها،نمادها و مجسمه ها در ميادين، تابلوهاى شهرى،بزرگداشت روزهاى مذهبى،وقايع ملى،برگزارى همايش ها و نشست هاى هم انديشى و ميزگرد براى تعاطي افكار،روزنامه شهرى،راديو ،تلويزيون و كانال هاى ارتباطى در فضاى امواج يا رسانه هاى اينترنتى و سايبر و…به نوعى كه وقتى كسى از خارج به اين شهر مى آيد،تحت تأثير فرهنگ ارائه شده در اين بسترهاى تبليغى شهر قرار گيرد؛ مردم خود شهر هم با ديدن اين عناصر و نمادهاى فرهنگى ، بالنده شوند و ارتقاء يابند…
گفتم:شهر پاك و حلال كه بعضى مطرح كرده اند،چگونه شهرى است؟گفت: شهرى كه از نمادهاى فساد و حرام در آن خبرى نيست:عرضه مشروبات الكلى و قمار و مظاهر فحشاء حداقل بطور علنى مشهود نيست؛ساختار اقتصاد شهر بر اساس ربا و اختلاس و احتكار و رانت و اسراف و ويژه خوارى و …نيست.اين چنين جامعه اى، جامعه پاك و به قولى شهر پاك و حلال است.هرچقدر شهرداران موفق شوند شهر را به سوى چنين شهر آرمانى ببرند،شاهكار كرده اند.براى وصول به اين هدف،فقط همت شهرداران كفايت نمى كند، بايد عزم ملى هم به كمك بيايد تا با مشاركت همگانى شهرى داشته باشيم پاك و قابل زيست معنوى و ايمانى.فضاى معطرى كه دوست مى داريم به آن برسيم تا به گونه جامعه آرمانى و حكومت جهانى مهدوى، در اين شهر مومنان، عزيز باشند و عدالت بر فراز باشد و همه خداباور و با ايمان و عاقبت انديش و با تقوى باشند.شهر منتظران به چنين شهرى شبيه است و شهر پاك است…
——————
١.نهج البلاغه،نامه ٥٣.
