احسان

 

 

 

در نيكيِ نيكى كردن به مردم،آنقدر اديبان سخن گفته اند كه نتوان به شماره آورد و كتاب ها و مقالات و اشعار در اين موضوع چنان بسيار است كه فهرست آنها هم، كتابى قطور خواهد بود:دانی که خدا چرا تو را داده دو دست؟من معتقدم که اندر آن سرّی هست/یک دست به کار خویشتن پردازى/بادست دگر ز بی کسان گیری دست؛توكز محنت ديگران بى غمى/نشايد كه نامت نهند آدمى… اما سخن ما اكنون چيز ديگرى است و آن رابطه نيكى و احسان با بزرگى و مهترى است.يكى ديگر از موجبات و اسباب بزرگى،احسان و نيكى كردن است. آنكه احسان ، منش او گردد، نزد مردم بزرگ شود و مهترى يابد.«ابن یمین» در دعوت به خدمت و همدلی و همدردی با همنوعان گوید:من بگویم که مهتری چه بُوَد؟!/گر بخواهی زمن نیوشیدن/همگنان را زغم رهانیدن/در رعایات خلق کوشیدن…مردم ،نيكوكاران را ارج مى نهند و بر صدر نشانند و نامشان به نيكى برند و از كارهاى خيرشان قصه ها براى كودكان خويش گويند و چون قهرمانان از آنها ياد كنند…

اميرمومنان(ع)،احسان را يك توفيق الاهى مى شمرد كه به برخى از بندگان عطا شده است :”خداوند، برخی از انسان ها را براى خدمت به مردم آفريده و  آنان را مورد توجّه مردم و شایسته نیکوکاری قرار داده و مردم در نیازمندی هایشان به آنان روی می آورند؛ آنان در روز قیامت، ایمن و آسوده اند١”.شاهديم بعضى ها مى خواهند احسان كنند اما یا مجال نمی یابند یا عمرشان کفاف نمی دهد، یا وسوسه شیطان نمی گذارد، یا دلبستگی به دنیا و تنبلی و بی حوصلگی مانع پدید می آورد، یا امروز و فردا می کنند، یا عوامل دیگر مانع این کار خیر می شود؛لذا فرصت های خیررسانی را بايد غنيمت شمرد و از دست نداد. امام باقر(ع)فرمود:هر گاه تصمیم به کار نیکی گرفتی، درنگ مکن و در انجام آن بشتاب؛زيرا نمی دانی که چه پیش خواهد آمد!٢”.آن کسی را بستایید که اندر همه عمر/بهر آسایش مردم قدمی بردارد/نيك مرد آنكه نگردد دل او هرگز شاد/مگر از خاطر کس، بار غمی بردارد…

هر کس خادم مردم باشد و به آنها احسان كند، سبب محبوبیّت نزد دیگران و حکومت بر دلها و نفوذ در جان ها می شود.به فرموده پيامبر اكرم(ص)”دل هاى انسان ها چنين سرشته شده که هر که به آن ها نیکی کند دوست بدارند و هر که به آنان بدی کند، دشمن بدارند٣”؛اميرمومنان هم فرمود:”هر کس نیکی خویش را به دیگران نثار کند، دل ها به او گرایش می یابد٤”.احسان كنندگان به مردم،فاتح دژ دل ها مى شوند و بر كشور قلوب حكم مى رانند و بزرگى مى يابند.تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن/ به دمی، یا درمی، یا قلمی یا قدمی…بسيار ديده شده كه صاحبان عقايد باطل ،ابتدا با سلاح احسان در دل افراد راه پيدا كرده سپس آنها را به عقيده خويش درآورده اند و هم اكنون نيز همين شيوه را دنبال مى كنند.فسوسا كه ما با همه تاكيدهاى آئينى كه بر احسان داريم، مردمان را از خود مى رنجانيم و در سختى ها وا مى نهيم و تنها مى گذاريم تا طعمه خوبى براى فرصت طلبان غريبه شده و ربوده شوند…

آرى ،احسان سبب و ابزار بزرگى و نفوذ در دلهاست و ضرب المثل هم گويد :”الانسان عبيدالاحسان” يعنى انسان دربند و بنده احسان است و امير مومنان(ع) در همين معنا فرمود:الْإِحْسَانُ يَسْتَعْبِدُ الْإِنْسَانَ٥” ؛احسان،انسان را به اطاعت و بندگى سوق مى دهد؛و طبيعتاً نخستين كسى كه از اين احسان بهره مند مى شود خود احسان كننده است كه قرآن مى فرمايد:اگر به مردم احسان كنيد به خودتان احسان كرده ايد:”إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ٦”…هرچه كنى به خود كنى/گر همه نيك و بد كنى! و البته از بهترين احسان ها،احسان معنوى هدايت است؛يعنى نعمت هدايت را بر جان انسانها نشاندن و پيوند آنها را با خالق،برقرار نمودن و ايشان را با پيشواى معصوم آشنا كردن كه ارزش اين احسان از هرچه خورشيد بر آنها مى تابد،گرانبهاتر شمرده شده است…

———————-

   

١. کنز العّمال، ج٦،ص٥٨٨.

٢. کافی، ج٢،ص١٤٢. 

٣.من لا یحضره الفقیه، ج٤،ص٣٨١. 

٤.غررالحکم، حدیث٨٦٤٢.

٥.عيون الحكم و المواعظ: ٢٤،ح٢١٤. 

٦.سوره اسراء، آيه ٧.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *