آموزه هاى دينى نيز ما را به تأمل در گذشته،ترسيم آينده و تلاش براى وصول به اهداف سعادت محور،ترغيب مى نمايد.كتاب آينده ات بايد چنان مشخص و برنامه ريزى شده باشد كه بتوانى هر روز آن را ورق بزنى و وظيفه امروزت را در آن فرايند، ببينى و طبق آن جلو بروى.مخالفان و رقيبان و دشمنان شما، نقشه ها و برنامه هاى بيست ساله دارند و براى وصول به آن تلاش مى كنند،اگر تو همين گونه نباشى توان مقابله با آنان را نخواهى داشت. اين رهنمودها را امير مومنان(ع)فرا روى ما نهاده است:”اگر از گذشته عمرت که تباهش کردی، پند بگیری، باقی مانده آن را نگه خواهی داشت١” ؛ “هرکس روزها و روزگاران را بشناسد، از آمادگی و ذخیره سازی غافل نمی شود٢” ؛ “گویاترین دلیل و نشانه بر حضورعقل در كارها، تدبیر نیکوست٣” ؛ “چشمِ دلِ انسان خردمند، پایان کارش را می بیند و نشیب و فراز خویش را می شناسد٤” ؛ “مؤمنان، کسانی هستند که آینده خویش را می شناسند٥”…
يكى از آثار آينده انديشى و برنامه داشتن براى همه روزها و سال هاى آتى، كار امروز به فردا نيفكندن است.امروز، برنامه خود را دارد و فردا،برنامه خود را. نبايد در انجام برنامه امروز تعلل كرد و كار امروز را به فردا افكند. امروز و فردا کردن، بازی زیرکانه زمان است که فرصتی را از ما می گیرد و وظیفه ای از وظایف ما را به تأخیر می اندازد در حاليكه فرصت از دست رفته، دیگر به هیچ قیمتی باز نخواهد گشت.امير مومنان(ع) فرمود:”هرکس فرصت را از زمانش به تأخیر انداخت، مطمئن باشد که آن را از دست می دهد٦”؛و نيز “کار هر روز را در همان روز انجام بده؛ زیرا هر روز، کار مخصوص به خود را دارد٧”.و نيز”کار امروز را به فردا میفکن و آن را همان روز به انجام برسان٨”. پیامبر اکرم(ص) به اباذر فرمود: “ای اباذر! از امروز و فردا کردن بپرهیز؛ زیرا تو به امروز وابسته ای، نه به روزهای ديگر٩”. امام باقر(ع)نيز فرمود:”زنهار از افکندن کار امروز به فردا؛ زیرا این رفتار، همچون دریایی است که باعث نابودی افراد می شود١٠”.آرى به قول جامى: خار در دیده فرصت مشکن/کار امروز به فردا مفکن…
آينده انديشى مثبت،روح اميد را نيز زنده مى دارد كه اميد، خود موتور محرك و انگيزه جوشان زندگى است؛در اين معنا هرچه سخن گفته شود،باز هم كم است! آئين ما چنان مشعل اميد را فروزان نگاه مى دارد و آينده اى روشن را با ظهور موعود نجات بخش و جامعه عدل و ايمان و آزادى و شادمانى،نويد مى دهد كه سرسراى دل ها را مالامال از شادى و تحرك مى كند.اين آينده روشن،برنامه اصلاحى امروز ما را رقم مى زند كه در جهت آن رفتار و برنامه خود را تنظيم كنيم.ترسيم اين اميد در اشعار شاعران ما موج مى زند؛ براى نمونه،كافى است نگاهى به حافظ داشته باشيم:مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید/كه زانفاس خوشش بوى كسي مى آيد؛یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور/كلبه احزان شود روزى گلستان غم مخور…نفس باد صبا مُشک فشان خواهد شد/عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد…از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش/زده ام فالى و فريادرسى مى آيد؛ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایى/دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی…
————————–
١.غررالحكم،ج٥،ص١١٥.
٢.همان،ص٤٠٣.
٣.همان،ج٢،ص٢٤٩.
٤.نهج البلاغه،خطبه١٥٣.
٥.بحارالانوار،ج٧٨،ص٢٥.
٨.عيون الحكم و المواعظ،ص١٣٦.
٩.بحارالانوار،ج٧٧،ص٧٥.
١٠.بحارالانوار،ج٧٨،ص١٦٤.
