“همانا يونس از رسولان بود…او را بر يكصدهزار نفر يا بيشتر فرستاديم١”؛ یونس (ع)از پیامبران بنی اسرائیل و از نوادگان يعقوب بود كه بعد از سلیمان،مبعوث شد و چون در شكم ماهى قرار گرفت،در قرآن با لقب «ذو النّون» و «صاحب الحوت» از او ياد شده است. نام مبارکش در قرآن چهار بار آمده و یک سوره (سوره دهم)هم به نام او است.پدر او «متّی» از عالمان و زاهدان وارسته و شاکر الهی بود، به همین جهت خداوند به حضرت داوود(ع) وحی کرد که همسایه تو در بهشت، «مَتّی» پدر یونس است. داوود و سلیمان به زیارت او رفتند و او را ستودند.ماجرای حضرت یونس، غمانگیز و تکان دهنده است، ولی سرانجام شیرینی دارد. آن حضرت به اهداف خود رسید و قومش توبه کرده و به دعوت او ایمان آوردند و تحت رهنمودهای او، دارای زندگی معنوی خوبی شدند.مردم نینوا ابتدا بت پرست بودند و در همه ابعاد زندگی در میان فساد و تباهی ها غوطه می خوردند.يونس(ع)به عنوان پيامبر براى آنان برانگيخته شد…
او سي و سه سال قوم را به توحيد و يكتاپرستى دعوت نمود اما آنها حاضر نشدند از بت ها دست بكشند و پس از اين مدت تنها دو نفر(تنوخا و روبيل) ايمان آوردند و بقيه مشرك ماندند و او را تهديد به قتل نمودند؛او بسيار اندوهگين شد و براى آنها تقاضاى عذاب نمود.خداوند به او وحی کرد که عذابم را روز چهارشنبه در نیمه ماه شوال بعد از طلوع خورشید بر آنها میفرستم، و این موضوع را به آنها اعلام کن.یونس (ع) موضوع را به تنوخاى عابد خبر داد و هر دو موضوع را به اطلاع مردم رساندند.مردم با تندی و خشونت با یونس و تنوخا برخورد کردند، و یونس (علیهالسّلام) را با شدّت از شهر نینوا اخراج نمودند. یونس همراه تنوخا از شهر بیرون آمد، تا از آن منطقه دور گردند، ولی روبیل كه عالمى حكيم بود در میان قوم خود ماند.بعد از رفتن او روبيل به مردم گفت: ای مردم! موعد عذاب نزدیك شد، من نسبت به شما مهربان و دلسوز هستم، اكنون تا فرصت دارید استغفار و توبه كنید تا خداوند عذابش را از سر شما برطرف كند…
مردم تحت تأثیر سخنان روبیل قرار گرفته و نزد او رفتند و گفتند: ما میدانیم كه تو فردی حكیم و دلسوز هستی، به نظر تو اكنون ما چه كار كنیم تا مشمول عذاب نگردیم؟ روبیل گفت: كودكان را همراه مادرانشان، به بیابان آورید و آنها را از همدیگر جدا سازید، و همچنین حیوانات را بیاورید و بچههایشان را از آنها جدا كنید، و هنگامی كه طوفان زرد را از جانب مشرق دیدید، همه شما از كوچك و بزرگ، صدا به گریه و زاری بلند كنید و با التماس و تضرّع، توبه نمایید و از خدا بخواهید تا شما را مشمول رحمتش قرار دهد.همه قوم سخن روبیل را پذیرفتند هنگام بروز نشانههای عذاب، همه آنها صدا به گریه و زاری و تضرّع بلند كردند و از درگاه خدا طلب عفو نمودند. ناگاه دیدند هنگام طلوع خورشید، طوفان زرد و تاریك و بسیار تندی وزیدن گرفت، ناله و شیون و استغاثه انسانها و حیوانات و كودكان شان از كوچك و بزرگ برخاست و انسان ها حقیقتاً توبه كردند. روبیل نیز شیون آنها را میشنید و دعا میكرد كه خداوند عذاب را از آنها دور سازد. خداوند توبه آنها را پذیرفت و به اسرافیل فرمان داد كه طوفان عذاب آنها را به كوه های اطراف وارد سازد. وقتی مردم دیدند عذاب از سر آنها برطرف گردید به شکر و حمد خدا پرداختند…
اما یونس كه از نینوا دور شده بود به سوى دريا رفت و سوار بر كشتی شده و در آن جا ،به حكم قرعه به دريا انداخته شد و ماهی بزرگى او را بلعید. او در شكم ماهى دست به دعا بر داشت و ذكر يونسيه را خواند(لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ٢)؛خداوند نيز دعاي او را اجابت نمود و فرمود:”پس دعايش را مستجاب نموديم و او را نجات داديم و همينگونه،مومنان را نجات مى بخشيم(فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ٣)… جالب آنكه خداوند در قرآن فرمود:”اگر نبود كه او از تسبيح كنندگان بود، تا روزى كه مردم برانگيخته مى شوند(روز قيامت)او در شكم ماهى باقى مى ماند(فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ ، لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلى یوْمِ یبْعَثُونَ٤).مفسران اين آيه را شاهد بر قدرت خداوند بر طول عمر و شاهدى بر امكان طول عمر امام زمان (ع)گرفته اند كه خداوند مى فرمايد،اگر او از تسبيح كنندگان نمى بود،او و ماهى را تا روز قيامت زنده نگاه مى داشتيم!خداى تعالى در چند مورد از قرآن کریم يونس علیه السلام را ستايش كرده و او را از مؤمنين و برگزيدگان و صالحان و در زمره انبياء خوانده كه آنها را بر جهانيان برترى داده است٥.زمانی که پیامبر(ص) در طائف پس از آزار و اذیت در باغی مشغول استراحت بود، از عداس مسیحی، خادم اهالی باغ، درباره شهر محل ولادت وی سؤال کرد. پس از آنکه گفت از اهالی نینوا است پیامبر گفت پس از شهر یونس بن متی هستی. پیامبر(ص) در گفتگوی با عداس یونس(ع) را مردی شایسته، برادر خود و پیغمبر خدا معرفی کرد. این مطالب موجب تعجب عداس شد تا آنجا كه دست و پای پیامبر را بوسید٦…
—————————-
١.صافات/١٤٠-١٤٨.
٢و٣. انبياء/٨٧-٨٨.در اهميت ذكر يونسيه براى رفع حزن و گرفتارى رواياتى آمده است.
٤.صافات/١٤٣-١٤٤.
٥.انبياء/٨٨؛قلم/٥٠؛ انعام/٨٧ و صافات/١٤٠و…
٦.مقریزی،إمتاع الأسماع، ج۹، ص۱۸۰.
