فئه و گروه

 

 

 

“چه بسيار گروه اندك كه به اذن خدا بر گروه انبوه غلبه كرده است”(كم من فئة قليلة غلبت فئةً كثيرةً باذن الله١)؛فئه،به معناى بخشى از مردم،دسته و قطعه اى از جماعت و گروهى كوچك از مردم است.کلمه «فئه» در قرآن کریم جمعا ۱۰ بار، و به دو صورت مفرد (فئة) و مثنی (فِئَتان‏ و فِئَتَيْنِ)به كار رفته است٢.يكى از آن موارد:”براى او غير از خداوند،فئه اى(گروهى)نبود كه ياري اش كنند و نه خود توان يارى جستن داشت(وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً٣).در اين آيه هر دو واژه فئه و زحف به كار رفته است:”‌ای کسانی که ايمان آورده‌اید! هنگامی که با انبوه کافران (زحف)در میدان نبرد رو به رو شوید، به آنها پشت نکنید (و فرار ننمایید) و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند- مگر آنکه هدفش کناره گیری و عقب نشينى از میدان برای حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به فئه و گروهی (از مجاهدان) بوده باشد- (چنین کسی) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جایگاه او جهنم است و چه بد جایگاهی است ٤”…

در روايات نيز فئه به همين معنا به كار رفته است:پيامبر اكرم(ص) در پيشگوئى غيبى به عمار ياسر فرمود: “فئه باغيه يعنى گروه ستمگر و متجاوز كه عليه امام زمان شان قيام كرده باشند، تو را خواهند كشت٥”. نيز اميرمومنان(ع) در مقام بيان فضايل خويش و علمش به حوادثى كه در آينده به وقوع مى پيوندد،مى فرمايد:”سوگند به آن كه جانم به دست او است ممكن نيست از آنچه كه بين امروز تا قيامت روى مى دهد، ويا در باره گروهى (فئه اى)كه صد نفر را هدايت و صد نفر را گمراه كنند از من بپرسيد جز آن كه از دعوت كننده و رهبر و آن كسى كه زمام اين گروه را به دست دارد… به شما خبر خواهم داد٦” مى دهم.همچنين فرمود:”جهاد بر دو قسم است: جهاد با كفار، تا اسلام آورند، وجهاد با سركشان وخارجيان كه عليه امام وقت،طغيان كرده اندبه اين منظور كه به دين اسلام بازگردند٧”.در همه اين موارد،فئه به گروه و دسته اى از مردم،اطلاق شده است…

 

“زحف”، هم چنانكه در همان آيه آمد به معناى روبروشدن و درگير شدن با دشمن است:”اى كسانى كه ايمان آورده ايد،چون با انبوه كافران روبرو شديد،پشت به آنها نكنيد و هزيمت منمائيد…”(یـاایها الذین ءامنوا اذا لقیتم الذین کفروا زحفـاً فلا تولوهم الادبار).در اسلام فراراز زحف و روبرو شدن و درگيرشدن با دشمن ،نکوهش شده و حرمت آن چون گناهان کبیره محسوب گشته‌است.استثناي آن هم عقب نشينى تاكتيكى براى ملحق شدن به فئه پشتيبان براى حمله مجدد است.در جنگ ها هميشه اين شيوه مدّنظر فرماندهان بوده است كه در موقعيت هائى از آن استفاده مى كرده اند و آن بدين نحو بوده که جنگجویان به عنوان یک تاکتیک جنگی از برابر دشمن مى گریزند و او را به دنبال خود مى کشانند و ناگهان ضربه غافلگیرانه‌ای بر پیکر او وارد مى سازند یا به صورت جنگ و گریز دشمن را خسته کنند و نهايتاً بر او پيروز مى شوند…

بهانه كمى تعداد(فئه قليله)نبايد مومنان را از درگيرى با متجاوزان باز دارد كه خداوند فرموده چه بسيار گروه هاى كوچك كه بر گروه هاي بزرگ به اذن الاهى پيروز شده اند.فرار از ميدان،صحيح نيست.اميرمومنان(ع)فرمود:ترس و وحشت از جهاد با کسانی که مستحق جهادند و از کسانی که در راه گمراهی همدیگر را یاری می‌کنند، موجب گمراهی در دین و از دست دادن دنیا با ذلت و خواری است و همچنین فرار از «زحف» هنگام نبرد موجب آتش جهنم است٨”.امام رضا(ع)نيز فرمود:”خداوند به این دلیل فرار از جهاد را تحریم کرده که موجب سستی در دین و تحقیر برنامه‌ پیامبران و امامان و پیشوایان عادل می‌گردد و نیز سبب می‌شود که آنها نتوانند بر دشمنان اسلام پیروز شوند و دشمن را به خاطر مخالفت با دعوت به توحید پروردگار و اجرای عدالت و ترک ستمگری و از میان بردن فساد کیفر دهند٩”…

———————

١.بقره/٢٤٩.

٢.انفال/٤٨ و آل عمران/١٣ونساء/٨٨.

٣.كهف/٤٣.

٤.انفال/١٥-١٦.

٥.بحارالانوار،ج٢٢،ص٣٥٤.

٦.نهج البلاغه/خطبه٩٣.

٧.بحارالانوار،ج١٠٠،ص٩

.٨.کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۸.   

٩.صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج۲، ص۴۸۱، باب ۲۳۳.    

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *