آیات زمینی و آسمانی که در برابر دیدگان انسان قرار دارد، بسیار است. از جمله این آیات آفاقی می توان به شگفتى هاى كائنات و اجرام عظيم آسمانى ،خورشید، ستارگان و ماه و گردش زمين و پديدارى شب و روز و فصل ها و كوه و دريا و جنگل و حيوانات و گياهان اشاره کرد. عظمت و بزرگی اين همه ،خود به تنهایی بیانگر قدرت حقیقی خداوند می باشد که شایسته تدبر و تفکر است٣.از نظر قرآن ، تداوم و بقای آسمان(روم،آیه ۲۵)، آفرینش بی عیب و نقص آسمان(ق/۶)، آسمان سقف نما(انبیاء/۳۲)، آفرینش تدریجی آسمان(اعراف/٥٤)،توسعه دایمی آسمان(انبیاء/۳۰)، آفرینش هفت آسمان(مومنون/۱۷)، احاطه آسمان بر زمین و انسان(نساء/ ۹)، ستون نادیدنی آن(لقمان / ۱۰ و ۱۱) و مانند آن همگی جلوه های از قدرت و احاطه خداوند بر هستی است که قابل تدبر و شناخت حق از طریق آن است.آیات آفاقی دیگر عبارتند از: آشامیدنی ها(نحل/۶۷)، رستاخیز دوباره گیاهان و طبیعت(فصلت/۳۹ و روم/۵۰ و حج/۵ و ۶) ، انواع و اقسام بادها (اعراف/۵۷ و ۵۸)، باران(بقره/۱۶۴) بوستان (انعام/۹۹)، رعد و برق(رعد/۱۲) ، انواع میوه ها چون انگور و انار (انعام/۹۹) ، انار و مانند آن ها…
آیات آفاقی ،جلوه هایی از قدرت الهی هستند که همواره در برابر دیدگان آدمی قرار دارند و یادآور و تذکر دایمی به او هستند تا به خداى خويش متذكر شود.انسان با تعقل و تدبر در این آیات(بقره/۷۳) می تواند به درک حقیقت هستی و خداشناسی نایل شود(فصلت/۵۳) و شناخت دقیق و کاملی از خود و هستی و خدا به دست آورد(انعام/۶۵ و نیز نمل/۹۳) و با اصول دین چون توحید و نبوت و معاد و رستاخیز(فصلت/۳۹ و روم/۵۰ و حج/٥ و ۶) آشنا شود و در مسیر حقیقت و هدایت قرار گیرد.(نازعات/ ۱۹ و ۲۰). بسیاری از مردم چون اهل تدبر و تفکر و نظر دقیق در خود و جهان نیستند، گرفتار خودبزرگ بینی و استکبار می شوند.بسیاری از دانشمندان که در حقیقت اسمان بلکه جانورانی كوچك چون مورچه و پشه تفکر و تدبر کردند، در برابر عظمت حقیقت، سر تعظيم فرود آوردند و بر یگانگی و یکتایی خداوند گواهی داده و در پيشگاه الاهى پیشانی بر خاک سجده ساییدند و اهل عبودیت شدند…
اما آيا انفسى: انسان با نگاهی به خود و تعمق در تحولات و دگرگونى هاى خويش در مى يابد كه خود خالق خويش نيست و خالق و قيومى دارد كه دائماً او را حيات و قدرت مى بخشد و اداره مى كند.قرآن به انسان يادآورى مى كند “و فی انفسکم افلا تبصرون(ذاريات/٢١) يعنى در وجود خود شما (نیز آیاتى است) آیا آن ها را نمىبینید؟! لذا در روایات آمده :(من عرف نفسه، عرف ربه (هر کس خود را بشناسد پروردگار خود را شناخته است)٤. خدا ناباورى بر امام رضا (ع) وارد گردید و پرسيد: چه دليلى بر وجود خدا هست؟ آن حضرت فرمودند:وقتى به جسدم مىنگرم و مىبينم نمىتوانم در طول و عرض چيزى از آن كم كنم يا بر آن بيفزايم و سختىها را از آن دفع كنم و چيزى به سود آن انجام دهم، مىفهمم كه اين ساختمان بناكنندهاى دارد و به او معتقد مىشوم٥.حسين بن خالد گويد آن حضرت در پاسخ مردى كه پرسيد:يا ابن رسول اللَّه دليل بر حدوث عالم چيست؟ فرمود: دليل حدوث عالم ايناست كه تو نبودى و وجود پيدا كردى و حال اينكه مي دانى كه نه خود، خودت را موجود ساختهای و نه كسی مثل خودت تو را تكوين نموده است.هشام گويد :روزى ابن أبى العوجاء(كه منكر خدا بود) بر امام صادق(ع) وارد شد؛ امام از او پرسيد: اى ابن ابى العوجاء، آيا تو مخلوقى يا غير مخلوق؟گفت: مخلوق نيستم.فرمود: اگر قرار بود مخلوق و مصنوع می بودى چگونه بودى؟با شنيدن اين سخن هر کاری کرد نتوانست جوابی بدهد بنابر این برخاست و رفت٦…
