بخش دوم:محتواى كتاب،١. خدا در اقدس

 
 
 
 
 
برخلاف اديان توحيدى كه همه تاكيدها بر شناخت خدا و توجه به او به عنوان خالق و مدبر و قيوم انسان و جهان است و معرفة الله  اولين اصل و نخستين باور بنيادين آموزه هاى آنهاست ، در اقدس همه تاكيدها بر شناخت و توجه به  انسانى است كه مدعى فرستادگى از طرف او به عنوان دارنده وحى و فرمان است.اولين وظيفه مردم شناخت اين فرد است كه همه كاره جهان است و جايگاه و منزلت او ،منزلت خدائى در عالم خلق و امر و مقامش مقام نفس خداست.اولين وظيفه هركس شناخت اين فرد است كه مظهر وحى و مطلع امر او ناميده شده مى باشد نه شناخت خدا. اين صريح اولين عبارت كتاب اقدس است كه :”إّن اوّل ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحيه و مطلع امره الّذی کان مقام نفسه فی عالم ا مر و الخلق”[اقدس فراز ١] يعنى اولين وظيفه اى كه بر بندگان نوشته شده شناختن كسى است كه محل تابش وحى و محل طلوع امر اوست كه مقام و منزلتش مقام خود خدا در عالم خالق و امر است!
 
 در تمام كتاب اقدس، تاكيد و توجه به اين فرد توصيه شده و مومنان بايد در هنگام عبادت و ذكر و نماز به او توجه نمايند.به عبارت ديگر، قبله ظاهرى و باطنى خدا نيست بلكه اوست؛يعنى هم در ظاهر بايد به سوى او يا قبرش رو كرد و هم در دل بايد به او توجه نمود و با او سخن گفت.به اين عبارت اقدس توجه كنيد:هنگامى كه خواستيد نماز بگزاريد به سوى جايگاه مقدس من رو كنيد( اذا اردتم الصلوة ولّوا وجوهکم شطری الا قدس)[اقدس،فراز٦] و هرگاه شمس حقيقت، غروب كرد به سوى جايگاهى كه ما براى شما تعيين كرديم [يعنى قبر ما] رو كنيد(و عند غروب شمس الحقيقة و الّتبيان المقر الّذی قدرناه لکم).در جاى ديگر مى گويد:اى اهل زمين ،وقتى خورشيد جمال ما غروب كرد، مضطرب نشويد و به يارى امر و بزرگداشت سخن ما نزد جهانيان قيام كنيد كه در همه احوال ما با شما هستيم و شما را يارى مى كنيم و بر اين كار قادر هستيم(يا اهل الارض اذا غربت شمس جمالی و سترت سمآء هيکلی، لاتضطربوا، قوموا علی نصرة امری و ارتفاع کلمتی بين العالمين ، ا ّنا معکم فی کل الا حوال و ننصرکم بالحق انا کّنا قادرين)[اقدس،فراز٣٨]…
 
چنانكه از مطالب كتاب بر مى آيد،معتقدان به اقدس،بر اساس آموزه هاى اين كتاب ،بايد بهاء الله را (كه ادعاى مظهريت خدا را دارد)در جايگاه خدائى بنشانند و سخن او را كه مالك اسماء و صاحب اختيار امور جهان و مطلع امر است،سخن خدائى شمرند حتى اگر در قعر زندان قرار گرفته باشد.به اين عبارت اقدس توجه فرمائيد: “اى جماعت آفريدگان،بشنويد نداى مالك اسماء را كه از سوى زندان بزرگ، شما را ندا مى كند به اينكه خدائى جز من مقتدرِمتكبرِ تسخيركننده و بزرگ و داناى حكيم نيست(يا ملأ  الإ نشآء اسمعوا ندآء مالک الاسمآء ا ّنه يناديکم من شطر سجنه الا عظم  أنّه  لااله إلا  انا المقتدرالمتکبر المتسخر المتعالی العليم الحکيم)[اقدس،فراز ١٣٢].لذا همه كاره جهان ،بهاء الله است،چه زنده باشد و چه از دنيا رفته باشد؛اوست مرجع همه دعاها و خواسته ها و قبله حاجات؛ و شنونده دعاهاي خلق و اجابت كننده آن دعاها فقط اوست…چنان كه محمدعلي قائينى از مبلغين بهائى (م١٣٤٢)هم در درس نوزدهم كتاب “دروس الديانه”نوشته است: “قبله ما بهاييان، روضه مبارکه عکاست که در وقت نماز خواندن قلباً بايد متوجه به جمال قدم و اسم اعظم (بهاءالله) باشيم زيرا مناجات و راز و نياز ما با اوست و شنونده اي جز او نيست و اجابت کننده غير او نه!”… 
 
بحث الاهيات در آئين بهائى،مجالى بيش از اين مى طلبد كه در حوصله اين مختصر نمى گنجد.هرگونه توجيه و تحليل داعيان بهائى در طول اين سال ها براى توجيه عبارات صريح بهاء الله در كتاب اقدس و ديگر نوشتارها در موضوع ادعاهاى خدائى و حتى خدا آفرينى،نتوانسته است گره اى از اين الاهيات بگشايد كه هيچ مناسبتى با اديان توحيدى ندارد. در اديان الاهى ، رسولان و انبياء را تنها رسول و بنده و حامل وحى معرفى نموده و همه دعوت هاى آنان ،دعوت به سوى خداى لا يزال بوده و هماره مردم را فراخوانده اند كه قبله توجه ها به سوى آن آفريدگار بزرگ باشد و چون مسلمانان،هر روز كمينه ده بار در تشهدها ،شهادت دهند كه محمد (ص)فرستاده و بنده خداست(أشهد أن محمداً عبده و رسوله)و خداست كه  ربّ العالمين و مالك روز جزاست و تنها او را بايد عبادت نمود(الحمد لله رب العالمين الرحمن الرحيم مالك يوم الدين…)و او منزه است از هر چه در اوهام آيد(سبحان الله،سبحان ربى الاعلى و بحمده)…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *