دوبار به دنيا نمي آئى ، فقط يك بار فرصت زيستن داري؛ فرصت عمر،گرانبها ترين سرمايه توست كه با آن بايد سعادت جاوداني را به دست آوري و هيچ جايگزيني براي آن نيست: بي عوض داني چه باشد در جهان/ عمر باشد عمر،قدر آن بدان! و اين فرصت هم به سرعت در گذر است : “انتهزوا فرص الخير فإنها تمرّ مرّ السحاب”: فرصت هاي نيك را دريابيد كه چون ابرها در گذرند.،فرصت غنيمت است نبايد ز دست داد ؛تا كه هستي از فرصت هايت بهره برداري كن : ناگهان بانگي برآمد خواجه مرد…
در فرصت عمر، درخشان ترين فراز،ايام جواني است كه دوران نشاط و قدرت و همت و تحرك است و از آن بايد براي بقيه عمر ،سرمايه اندوخت:بهار عمر جواني است مغتنم دارش / كه اين بهار به دنبال خود خزان دارد.جوانا بدان قدر روز جوانى/ مده نقد عمر از كفت رايگانى!پيامبراكرم(ص)،به اباذر فرمود:پنج چيز را قبل از پنج چيز مغتنم شمار:جواني را قبل از پيري؛سلامتي را قبل از بيماري؛غنا را قبل از فقر؛آسايش را قبل از گرفتاري و زندگي را قبل از مرگ.بهره برداري بهينه از فرصت جواني در فرصت عمر،راهبردي ترين اقدام است.
اگر بپرسيم چه بايد كرد كه بهترين استفاده را از فرصت ها برده باشيم پاسخ گيريم :علم آموزي(تعليم و تعلم)،تفكر و تدبر و خردورزي،عبوديت ،احسان و خدمت به خلق،هدايت و ارشاد،دينداري و مرزباني،كسب حلال،تربيت نسل صالح،تلاش و جهاد و مرابطه،حركت بر مدار شرع و فقاهت.اولويت كسب معرفت در همه لحظه ها و آنگاه عمل بر اساس آن معرفت.بدون علم و معرفت ،عمل هم بي ارزش است.ظرف فرصت ها را بايد از اين مظروف ها پر كرد.
اما طلائي ترين بخش از فرصت عمر،آن بخش از عمر است كه مصروف خدمتگزاري به آستان حجت خدا شود.دفاع از حريم ولايتش؛گسترش نام و ياد و راهش؛پيوند معنوي با آستانش؛ نجات گمراهان و هدايت آنها به امامتش و دعاي دائم براي تعجيل در فرجش ،ايجاد آمادگي در خود براي ظهور پيروزش و هر عمل و اقدامي در جهت كسب رضايتش…چرا كه رضاي او رضاي خدا و ولايتش ولاية الله است…
