“همان كه هستي داد،همان كه مادر داد،همان كه غذا داد،همان كه زيبائى داد،همان كه چشم داد،همان كه عقل داد،همان كه قلب داد،همان كه اميد داد،همان كه سلامتى داد،توان داد،صبر داد و هزاران دهش ديگر كه زبان از شمردنش در مي ماند…دوستش دارم كه بي منت داد،دوستش دارم كه مرا بيش از همه دوست دارد،دوستش دارم كه فراموشم نكرده و نمى كند،دوستش دارم كه مونس تنهائى من است ،شفيق است،رفيق است،انيس است،كريم است،رحيم است.همان كه خطاها را مى بخشد،از گناهان درمي گذرد،توفيق عبادت مي دهد،راهنما مى فرستد…”
آنقدر گفت و گفت و نعمت هايش برشمرد كه يكباره اشك بر چشمانش نشست و منقلب شد و امواج الطاف الاهى قلبش را طوفانى كرد و ادامه داد: “تو مهر ورزيدي و من عصيان؛ تو لطف كردي و من كفران؛ منم آن عبد حقير و تو خداي سبحان…”
“او از عالم ذر با من طرح آشنايي ريخته و خود را به من شناسانده بود،فطرتم به معرفت او مفطور بود اگرچه وقتى به اين دنيا آمدم فراموشش كردم،اما هشدار ها و تذكارهاي سفيران او مرا از فراموشي بيرون آورد و تذكرات آنان هشيارم كرد و فطرت،كار خودش را كرد و متذكرم ساخت.وجدانم گواهى داد كه آويخته و وابسته و دلبسته اويم.يادآوري نعمت هايش،الطافش ،إنعامش، احسانش،إكرامش،متوجهم ساخت كه قيوم دارم،نگهدارنده دارم،محوّل و مقدّر و مدّبر دارم كه دائم در قبضه اويم و در پنجه تقدير اويم،از اويم و به سوي اويم .مختارم كرده است پس نه تفويض است و نه جبر؛ قادرم اما به حول و قوّه او ؛ مالكم اما به املكيت او؛ فاعلم اما نه خارج از سلطنت او ؛با اختياري كه او عنايت فرموده مسئول فعل خويشم و اوست مالك روز جزا…”
بسيار ناسپاسم اگر فراموشش كنم،كفران كنم؛عصيان كنم . نه رسم وفاست بلكه جفاست اگر از فرمانش سرپيچم و رو به سوي ديگرى كنم و حاجت به ديگري برم و به جانب ديگر روم و رها كنم وليّ نعمت و خالق و رازق و منعم خويش را…سزاست رسم وفا پويم و راه صفا جويم و در همه حال ثنايش گويم كه اوست قدير وعظيم و كريم و رحيم..
بيانم در مدحش قاصر است و زبانم از وصفش الكن.او خود توسط سفيرانش ،زبانم را به دعا گشوده است تا با كميل و مشلول و افتتاح و عرفه و عديله و جوشن و خمس عشر و…به آستانش روم و با او به مناجات پردازم.هم به مهمانى دعوت كرد ، هم پاي رفتن داد و هم همسخنى آموخت .هم زبانم به دعا گشود و هم از سر لطف دعايم اجابت نمود.معلمم را در مسير عبوديت ،وليّ خويش حضرت صاحب الزمان عليه السلام قرار داد كه عارف ترين و عابدترين انسان در طول اين دوازده قرن است و نيايش هاي او چون افتتاح راهنماى نيايش و عبوديت و دعا و مناجات …
