گفتم:چرا اينقدر “دروغ” مذموم و نكوهيده است؟ گفت:چون دروغگو ،به شخصيت انسان اهانت و واقعيت را از او دريغ مى كند.انسان ذاتاً و فطرتاً به راستى ميل دارد و هر سخنى را راست مى پندارد و باور مى كند زيرا انتظار ندارد به او دروغ بگويند.وقتى شيطان در بهشت به آدم و حوا به دروغ گفت كه اگر از اين ميوه بخوريد جاودان مى شويد،آنها باور كردند و خوردند،چون انتظار دروغ نداشتند. اين شد كه با دروغ شيطان،از بهشت رانده شدند… گفتم:چرا دروغ از گناهان كبيره است؟گفت:زيرا نشانه نفاق است كه منشأ همه گناهان است.گفتم:اگر به عنوان مزاح و شوخى و تفريح باشد،چه؟ گفت:هرگز مجاز نيست و حق نداريد براى تفريح هم دروغ بگوئيد.امير مومنان عليه السلام فرمود:انسان حقيقت ايمان را نمى چشد مگر آنكه دروغ را رها كند،چه دروغ جدّى و چه شوخى…
گفتم: از معاشرت با دروغگويان بگو.گفت روا نيست با آنها همنشينى كنى بلكه دستور است با راستگويان باشى( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ).گفتم: رابطه دروغ با ساير گناهان چيست؟گفت،دروغ ، همچون كليد است براي ورود به همه گناهان ديگر.امام يازدهم فرمود: همه كارهاي زشت در خانه اى قرار گرفته كه كليد آن را دروغ قرار داده اند(جعلت الخبائث كلّها في بيت وجعل مفتاحها الكذب).گفتم: خدا دروغگويان را دوست دارد؟ گفت: نه تنها دوست ندارد بلكه آنان را لعنت نموده است(أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ)…
گفتم: آيا دروغ فقط در رابطه با مردم است كه واقعيت را از آنان پوشيده دارند؟ گفت : نه، گاهى افراد به خدا دروغ مى بندند و سخنان كذبى را به او نسبت مى دهند و به طمع مال و مقام به دروغ خود را پيامبر يا امام و خليفه و نماينده او معرفى مى كنند و سخنان خود را به عنوان آيات الاهى جا مى زنند تا كسانى را بفريبند و چند روزي بر آنها سوار شوند كه اين بدترين دروغ هاست.اين مدعيان دروغين ممكن است چند روزي با دروغ و فريب ،عده اى را منحرف سازند ولى هرگز رستگار نمى شوند و آنچه در دنيا بدست آورند ،بهره اى اندك است و عذاب دردناك در انتظارشان خواهد بود(إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ * مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم)…
گفتم: آيا مى توان جامعه اي را از شرّ دروغ و زشتى هاي آن رهائى بخشيد؟ گفت: بله تا اندازه اى ولى نه بطور كامل.وقتى مربيان جامعه،زشتى ها و آثار سوء دروغ را تبيين كنند و عقول انسانها را نسبت به مفاسد دروغ شكوفا نمايند، فرهنگ جامعه از دروغ فاصله مى گيرد چنانكه فطرتاً هم از آن بيزار است و نسل ها با راستگوئى تربيت مى شوند.اما ريشه ها و ريسمان هاي دروغ وقتى خشك مى شود كه آن موعود الاهى ظهور نمايد و اساس دروغ را منهدم كند و مدعيان دروغينى كه ادعاي نجات جهان كرده اند در حاليكه خود ريشه همه ستم ها و دروغ ها هستند را كنار زند كه آنگاه فرد و جامعه جز به صدق و راستى نگرايد.اين است كه دستور داريم با آن امام راستى و ايمان خود را همراه كنيم و براي ظهورش دعا كنيم و بخوانيم: “أين قاطع حبائل الكذب و الافتراء”: كجاست قطع كننده ريسمان هاي دروغ و افتراء…
