گفت: وقتى در اقليت هستيم وظيفه مان چيست؟ آيا بايد تسليم خواست اكثريت شويم؟خيلى ها به مقتضاي”خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو”، تاب نياوردند و براي راحتى و آسايش و كم كردن مشكلات خود، همرنگ اكثريت شدند.گفتم:اگر حق با اقليت است،چرا بايد از حق عدول كرد و به اكثريت باطل ملحق شد؟ غالباً اكثريت راه خوشي و هوس را برمى گزينند و از راهبري عقل فاصله مى گيرند.قران هم فرموده” واكثرهم لا يعقلون”يا “وقليل من عبادى الشكور”:بيشتر آنها تعقل نمى كنند و كمى از بندگان من شكر گزارند..تو مى گوئى اين اقليت حق مدار هم ترك حق كند و چون اكثريت شود؟! گفت:فشار اكثريت ،شرايط را سخت مى كند و هر كسي طاقت تحمل اين فشار را ندارد. گفتم: اين دليل براي اعراض از حق،كافى نيست،بايد آستانه صبر و استقامت آنان را بالا برد.گفت:چگونه؟گفتم:اينگونه كه خواهم گفت:
وقتى باور كردي كه در مسير هدايتى و خدا با توست از هيچ عامل ديگرى هراس نخواهى داشت كه خود فرموده است:”لا تستوحشوا فى طريق الهدىٰ لقّلة اهله”يعنى در شاهراه هدايت،از كمى رهروان، وحشت نكنيد و دست از مقاومت بر نداريد و حتى نويد داده است كه چه بسا يك گروه قليل و اندك،بر گروه اكثريت پيروز شوند:”كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيره”.گفت:نمونه هم داريم؟ گفتم :فراوان.در جنگ بدر مسلمانان يك سوم مشركان بودند و با مجاهدت و ايمان به عقيده،بر آن اكثريت پيروز شدند.گفت:آيا مى توان يك نسبت عددي معين كرد؟گفتم آري،در قران نسبت يك به ده را معين كرده است:اگر بيست نفر باشيد بر دويست نفر غلبه پيدا مى كنيد.گفت شرطش چيست؟ گفتم ايمان به راه و صبر و استقامت: إن يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مأتين!
گفت:چگونه مى توان اين ايمان و استقامت را در اقليت،نهادينه كرد؟گفتم:نقش اصلى را بايد در تربيت خانوادگى، معلمان شايسته و رسانه ها و سمن ها(موسسات مردم نهاد) جستجو نمود.بايد از يكايك اين عوامل خواست با دقت و وسواس و پشتكار،به وظايف خطير خويش در ساختن نسلى با ايمان و مقاوم،عمل كنند.گفت:با وجود سازهاي مخالف و غلبه رسانه هاي دشمن و وجود زرق و برق هاي دنياي فريبنده ،خيلي كار دشوار است.گفتم :آري ولى كار سخت ،مردان را از ميدان به در نمى كند،اين مجاهدانند كه از پس كارهاي سخت بر مى آيند.كار فرهنگى هميشه ثمر خواهد داد اگر در كوتاه مدت ثمر ندهد در دراز مدت ثمر خواهد داد و ميوه هاي شيرينش را خواهى چشيد…
گفت:شنيده ام ياران صاحب الزمان عليه السلام براي تغيير جهان ظلم به جهان عدل،تعداد اندكى هستند.آيا اين اقليت ،بر چنان اكثريتى فائق خواهند آمد؟ گفتم:اين وعده خداست و وعده هاي الاهى راست است.اولاً چون سخن عدل بر اساس فطرت است چون پيامش به مردم برسد اكثريتى به آن دل مى دهند؛ثانياً موانع هدايت مثل سران ضلالت از پيش رو برداشته مى شود؛ثالثاً كارهاي هدايتى ياران او در غيبت،زمينه هدايت را هموار كرده است؛رابعاً امدادهاي الاهى همراه آنهاست چنانكه در جنگ بدر به ياري مجاهدان آمد…گفت :ما هم مى توانيم در زمره آن ياوران باشيم؟گفتم :چرا نه؟! امام ششم (ع)فرمود هركه شوق ياوري قائم(ع)را دارد بايد انتظار پيشه كند و عملش بر اساس تقوى و همراه محاسن اخلاقى باشد(فلينتظر،وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق)…
