“بايد قلبت را سرشار از مهربانى به مردم كنى”…بله، اين سفارش على عليه السلام است به مالك اشتر كه قرار است به عنوان فرماندار مصر،به آن ديار برود(و أشعر قلبك الرحمة للرعيه).راستى،چرا بايد مردم را دوست داشت؟چون همنوع ما هستند؟ چون هم ميهن ما هستند؟ چون مخلوق خداي ما هستند؟چون برادران و خواهران ايمانى ما هستند؟ چون پشتيبان ما هستند؟يكى از اين ها يا همه اين ها.بايد دوستشان داشت…لازمه دوستى هم، محبت و رسيدگى و خيرخواهى و كمك به آنها و دوستى با دوستانشان و دشمنى با دشمنانشان است.طبيعتاً دشمن از اين قاعده استثنا مى شود و نبايد دشمن را دوست داشت.دشمن شما كيست؟ كسي كه مى خواهد شما حذف شويد؛ يا موفق نشويد؛شكست بخوريد؛خرد شويد و نباشيد.بخصوص اگر جنبه عقيدتى هم داشته باشد و بخواهد مرام الاهى شماهم حذف شود.در اين صورت رشته دوستى بريده مى شود.اما كار تمام نيست،ممكن است او را ارشاد كنيد و عوض شود و دشمنى به دوستى بيانجامد.در حقيقت اين استثنا هم بلحاظ همان قاعده است تا رشته دوستى ها گسترده تر شود…
از اين محبت و دوستى و دشمنى به “حبّ فى الله” و “بغض فى الله” ياد مى شود.پس ما همه بنى آدم را دوست داريم مگر آنانكه بنى آدم را دوست نمى دارند و خواستار تيره بختى آنانند! پيامبر ما(ص) آن چنان مردم را دوست داشت و براي هدايت آنها تلاش مى كرد كه به تعبير قرآن ،خويش را در اين راه به مشقت و رنج مى افكند(ما انزلنا عليك القرآن لتشقىٰ).امامان و پيروان آنها هم در مردم دوستى چنين بوده و هستند.مى پرسيد پس چرا اينهمه جنگ بوده است؟پاسخ اينكه همه جنگ هاى پيامبر،تدافعى يا براي كنار زدن دشمنان مردم بوده كه مانع رشد آنها شده اند.ما ذاتاً با هيچ انسانى دشمن نيستيم مگر آنكه آن انسان با اختيار خود،راه دشمنى با مردم و خدا را برگزيند و به روي مردم شمشير بكشد…
بعضي به فريب يا از روي اشتباه ادعا مى كنند دشمن را هم بايد دوست بداريم! اين به معنى از بين بردن حق حيات مردم است كه دشمن در صدد آن است.بايد كسي كه حريم مى شكند و تعرض مى كند و قتال راه مى اندازد تنبيه شود تا از اقدام زشتش دست بردارد.نمى شود صلح كلى بود.نمى شود با دوستان و دشمنان رفتارى يكسان داشت.
مى پرسيد:با دگر انديشان چگونه باشيم؟ دگر انديشان انسانند و بايد دوستشان داشت و براي هدايتشان دلشوره داشت تا به راه آيند.شيوه آن هم دوستىى و گفت و شنود علمى در فضاى محبت آميز و روش جدال نيكوست (و جادلهم باللتى هى أحسن)…
دوستدارترين فرد نسبت به مردم، پيامبر،امام و حجت خداست كه خود را وقف سعادت انسانها كرده و از جان خويش در اين راه مايه مى گذارد.امروز مصداق تمام و كامل آن حضرت بقية الله است كه خداوند در حديث شريف لوح او را رحمت براي جهانيان ناميده است(رحمة للعالمين).او چنان در انديشه مردم است كه هماره به دعا براي آنان مشغول است و بخاطر همين مردم است كه هميشه ظهور خويش را از خدا مى خواهد تا موانع سعادت انسانها را كنار زند و همه جهانيان را خوش عاقبت نمايد.ياران اين امام هم چون مولاى خود،مردم دوست هستند و براي هدايت و خدمت به مردم سر از پا نمى شناسند و هركجا و هر زمان،زمينه باشد، در خدمت حاضرند…
