محور آموزش و تربيت ،بايد بر ستون بنيادين فطرت انسانى نهاده شود،هرگونه انحراف از فطرت،نه پايدار است و نه سازگار با نهاد انسانى.انسان زيبائى و راستى را دوست دارد و با نهاد او عجين است، نهاد انسانى با زشتى و دروغ مخالف است و آنها را بر نمى تابد.هرگونه آموزش و پرورشي كه بخواهد با زيبائى و راستى مقابله كند خروج از فطرت است و به جائى نمى رسد.انسان ذاتاً خداگرا و خداجوست؛هر گونه تلاش آموزشي و سازمانى كه با اين نهاد انسانى درافتد،ناصحيح و ناپايدار است؛بسيار كسان در طول تاريخ سوار بر قدرت و فشار با فطرت انسانها ستيز كردند و موفق نشدند.نظام كمونيست كه نيمى از قدرت جهان را در اختيار داشت با اين فطرت در افتاد و مظاهر دينى را نابود كرد اما انسانها در خلوت فطرت خويش ، خدا را رها نكردند و آن نظام هم پس از هفتاد سال فروريخت…
اين نهاد فطرت،كه هويت اصلي انسان است ، نوعاً بر اثر حب و بغض ها و رقابت ها و حسادت ها و تعصب هاي قومى قبيلگى حزبى و…محجوب مى شود و همچون گوهري كه در بقچه اي قرار گيرد مخفى مى ماند و همچون گياهى كه آبيارى نشود لاغر و نحيف و بى ثمر مى گردد.كار انبياء،آشكار كردن اين گوهر و شكوفا كردن و به ثمر نشاندن اين گياه است.شكوفا كردن عقول و اداي پيمان فطرت. تعبير زيباي “إثاره” يعنى شكوفاكردن و نماياندن و به بار نشاندن ،تعبيرى در خور اين معناست كه امير مومنان سلام الله عليه براي اين ماموريت پيامبران ارائه فرموده اند: پيامبران را در ميان ايشان برانگخت و انبياء را پى در پى گسيل داشت تا ميثاق فطرتشان را ادا كنند و گنجينه عقولشان را شكوفا نموده و نعمت فراموش شده را به آنان يادآورى نمايند(فبعث فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه ليستأدوهم ميثاق فطرته و يثيروا لهم دفائن العقول و يذكروهم منسيّ نعمته)…
از آنجا كه اساس همه شناخت ها و معرفت ها،خودشناسي و خالق شناسى است،در آموزش هاي اوليه بايد روي آنها برنامه ريزي نمود. همين كه فرد را متوجه كنيد كه وجود تو خيال و وهم نيست و واقعى است و تو مى يابى كه خودت خالق خويش نيستى و كسي هست كه تو را آفريده و بطور دائم مى گرداند و مى چرخاند،فطرتش را بيدار نموده ايد و عقلش را شكوفا كرده ايد.اين تذكرات در شرايط بعدي به لزوم ارسال رسل و حجج الاهى و معاد خواهد رسيد كه اگر فطرت او توسط حجاب هاي مادي و علمى محجوب نباشد ،سخن شما را خواهد پذيرفت…
بزرگ ترين ياور معلمان و مربيان دينى ،همين ويژگى انسانهاست كه بر فطرت خداشناسي آفريده شده اند و چراغ عقل در درونشان روشن است.بر اين دو اگر پدر و مادر و محيط و ديگران،پرده نيفكنده و محجوبشان ننموده باشند بسيار خوب و زود تذكرات فطري شما به بار خواهد نشست و آنها به مبانى دينى معتقد خواهند شد و تا آخر يعنى نبوت و امامت و مهدويت و معاد با شما خواهند آمد و بر مبانى دينى استوار خواهند ماند و البته بايد به توفيقات الاهى و عنايات مهدوى متوسل گشت تا امداد آنها اين راه را از وجود موانع مختلف مصون دارد…
