اهميت علم و علم آموزى

 
 
 
 
 
علم ،آن چنان سترگ است كه جوهر قلم عالمان برتر از خون شهيدان شمرده شده است(مداد العلماء افضل من دماء الشهداء)و آموختن آن فريضه و واجب گرديده(طلب العلم فريضة )و خداي بزرگ،دارندگان علم را به درجات و مقامات بر ديگران رفعت و بلندي بخشيده است(يرفع الله الذين آمنوا والذين اوتواالعلم درجات) و دستور است كه از گهواره تا گور دانش بجوئيد(اطلبواالعلم من المهد الى اللحد).امير مومنان عليه السلام، ملاك رتبه گذاري انسان ها را علم قرار داده و فرموده است: مردمان سه گونه اند:عالم،دانشجو( كه در پى علم نجات بخش است)و جاهلان كه همچون پشه هائى با هر باد به اين سو و آن سو رانده مى شوند…
 
علم است كه به انسان ها بينش و شرافت و بزرگى مى بخشد؛علم است كه موجب رهائى مى شود؛علم است كه راه درست زندگى را نشان مى دهد؛علم است كه سعادت دو دنيا را تضمين مى كند؛بدون علم بشريت در تحجر و عقب ماندگى مى ماند و پيشرفتى براي او متصور نيست و در مقابل،جهل است كه او را اسير شياطين و منحرفان و گمراهان مى كند.لذا بيشترين وظيفه پدران و مادران ،تعليم فرزندان و آراستن آنها به زيور علم است.اولياي فرهنگى و تربيتى جامعه نيز براي آگاه كردن و آموختن مبانى علمى به اقشار گوناگون مردم،وظيفه و مسئوليت است.كوتاهى در اين وظيفه،مردم را در معرض غلتيدن به گمراهى و ضلالت قرار مى دهد و موجب خسارات سنگين مى شود…
 
علم ،شاخه هاي گوناگون دارد اما علم زندگى،مقدم بر ساير شاخه هاست:از كجا آمده ام ؟؛ به كجا بايد بروم و نهايت كارم كجاست؟؛ و اينجا كه هستم چه وظيفه اى دارم و بر كدام نهج و طريق بايد راه بسپرم؟(زكجا آمده ام ،آمدنم بهر چه بود؛به كجا مى روم آخر ننمائى وطنم)…”دين” است كه به اين سوالات پاسخ مى دهد و راه زندگى سعادت بخش را معين مى كند لذا آموزش هاي دينى را بايد از كودكى و نوجوانى در برنامه علمى فرزندان قرار داد تا با دانستن آن،روش صحيح زندگى را انتخاب كنند.از اينجاست كه كلاس هاي دينى (رسمى و غير رسمى)ضرورت مى يابد…
 
بايد از طريق آموزه ها در خانه و جامعه و تبليغات و به ويژه رسانه ها،علم و علم آموزى را به يك فرهنگ تبديل نمود و ارزش را به عالمان و فرهيختگان داد نه اصحاب قدرت و مُكنت و جمال و مال و منال! عالم را بايد بر صدر نشاند و از او تجليل نمود نه جاهلان و منصب داران و ثروت اندوزان.اگر چنين شود،فرزندان جامعه راه علم را مى گزينند نه راه شهرت و ثروت و عيش و عشرت را…آن هم علمى كه آنها را به سعادت رساند نه آنكه وبال گردن گردد،علم رهائى بخش؛علمى كه انسان را به منشأ علم و آگاهى يعنى حجت خدا برساند و از سرچشمه دانش او سيراب گرداند…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *