امانت داري در پژوهش هاي علمى به اين است كه منشأ تمامى نقل قول ها ذكر شود؛هر مطلبى كه از جائى و يا كسى گرفته شده با ذكر نام و مأخذ آورده شود؛در كلام ديگران،دخل و تصرفى نشود ؛ اگر سخنى مورد نقد قرار مى گيرد سخن ناقد و مطلب مورد نقد كاملاً جدا باشد و مخلوط نشود كه نتوان دقيقاً سخن هريك را از هم تميز داد؛ دشمنى با يك فكر مجوز نسبت دادن هرچيز به آن نيست، همچنين اگر طرف مقابل شما نسبت ناروائى داد و در اين زمينه خطا كرد دليل نمى شود كه شما هم خطا كنيد؛هرچه در اثر خود امانت را بيشتر رعايت كنيد بيشتر محبوب خوانندگان تان مى گرديد زيرا مورد اعتماد آنها واقع شده و سخنان شما براي آنها قابل قبول تر و دلنشين تر مى شود…
امروز در كتاب ها و مقالات علمى،پانوشت ها و پاورقى ها در پائين صفحه يا انتهاي مقاله و ذكر منابع و مآخذ و مراجع در پايان كتاب به يك عادت خوب و اسلوب الزامى تبديل شده است.اين نظم، نشان دقت،استناد و امانت دارى است.پيشينيان ما اين امانتدارى و استناد را به ما آموخته اند.ذكر سلسله رجال يك حديث،به نوعى نشان همين شيوه بود كه سخن به تك تك راويانش نسبت داده مى شد.كتب قدماي ما بسيار بر استناد هر سخن به صاحبش تاكيد داشتند و بدترين نوع سرقت را سرقت علمى مى شمردند.سنت “اجازه روائى”نشانى ديگر از همين شيوه نيكو بود كه شاگرد افاضات استادش را (كه خود از اساتيدش دريافت كرده بود) با اجازه خود او نقل مى نمود…
با رواج وب سايت ها و شيوع اينترنت و گستردگى فضاي مجازى،بسياري از افراد مطالب ديگران را برداشته و اثر خود جا مى زنند و حتى پايان نامه هاي خويش را به همين شيوه سرهم مى كنند و مدرك مى گيرند بطورى كه مراكز علمى نرم افزاري ساخته اند تا اين مونتاژها و سرقت ها را شناسائى و با آن مقابله كند…مواردي هم هست كه كسانى آثار ديگران را به اسم خود جا مى زنند.قانون كپي رايت براي دفاع از حقوق مالكيت معنوي صاحبان آثار است اگرچه هنوز معدود كسانى خود را ملزم به رعايت آن نمى دانند و حقوق صاحبان آثار را پايمال مى كنند.مطمئناً تا در جامعه اى انضباط علمى و حقوق معنوى و مادى افراد محترم داشته نشود و سارقان علمى تقبيح و تنبيه نشوند،آن جامعه رشد نخواهد كرد…
از همان كودكى بايد احترام به حقوق ديگران و امانتدارى و راستى را در نسل خود به يك فرهنگ تبديل كنيم.اگر چنين كنيم فرزندان ما،به داشته هاي خود قناعت نموده و سعى نمى كنند به داشته هاي عاريتى و اموال و آثار ديگران، پُز دهند بلكه سعى مى كنند خود مولّد شوند و به آفرينندگى برسند.در اين صورت است كه پيشرفت در دسترس خواهد بود.بهترين عامل كنترل اين زياده خواهى،ناظر دانستن خدا و وليّ اوست.فرد بايد شرم كند كه در منظر آنها اين خطا را مرتكب شود و به حقوق ديگران تجاوز نمايد و با خود بگويد:گيرم كه خلق را به فريبت فريفتى/با دست انتقام الاهى چه مى كنى؟! عزّت را از خدا بخواهد -كه عزّت و ذلّت دست اوست-و رضايت مولايش را بر هر موقعيت فريبنده دنيوي ترجيح دهد كه لبخند رضايت او بر همه موقعيت ها و جايزه ها و عنوان ها،ترجيح دارد…
