تنى چند از رندان و شوخان ،عزم كردند كه حكيم نابينائى را دست اندازند و مزاح كنند! او را به مجلس نسوان بردند و گفتند اينجا مجلس رجال است و شما در فوايد تعدد زوجات سخن بگوئيد! او نيز چنين كرد، در حال نسوان بر او شوريدند و هريك با ابزارى او را به باد كتك گرفتند و كفش ها بود كه بر سر او فرود مى آمد! شوخان نيز بر حال حكيم همى مى خنديدند…سخنوري كه مخاطب نشناسد و به مقتضاى حال سخن نگويد چونان همان حكيم نابيناست كه هم مطلب را تباه مى كند ،هم خود را به زحمت مى افكند و هم ملعبه شوخان و منتقدان مى شود…
مخاطب شناسى،از اصول بنيادين ارائه هاي پژوهشي و نگاشته هاي علمى است:براي چه كسانى و در چه جايگاه و موقعيت و كدام ظرف زمانى و مكانى، مطلب خويش را ارائه مى كنند:هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد/ در خورند همگان نيست خطابات بلند….اگر مخاطب كودك و نوجوان است،زبان كودكى بايد گشود و اگر عالمان و فرهيختگانند،به زبان و اصطلاحات علمى بايد سخن گفت و اگر مخاطبان عموم مردم اند،به سادگى و در خور فهم عموم بايد سخن راند و مقاله نگاشت ، چنانكه پيامبران به ميزان فهم و عقل عموم ، با آنان سخن مى گفتند نه به مقتضاى علم و عقل خويش (نحن معاشر الأنبياء نكلم الناس علي قدر عقولهم لا على قدر عقولنا )…
از اينجاست كه عالمان و پژوهشگران، پيش از هر خطابه يا نگارش مقاله،مخاطب خويش را مشخص مى كنند آنگاه دست به قلم مى برند يا زبان به خطابه مى گشايند. لذا موسسات نشر فرهنگ نيز پنج سطح از مخاطبان را تعريف نموده و براى هرگروه متناسب با سطح آنها،آثار علمى را منتشر مى كنند و سطح و مخاطب هر نوشتار را نيز بر آن اثر،درج مى نمايند و هنگام سفارش اثر به نويسندگان نيز سطح مخاطب را براي او مشخص مى سازند تا او متناسب با سطح مخاطب ،اثر و كتاب خويش را پديد آورد.اين رويكرد فنى موجب مى شود كه هر تير دقيقاً بر هدف نشيند و هر سخن مخاطب خويش را بيابد و اثربخشى در بالاترين سطح خود ظاهر شود…
نويسندگان حوزه دين و انديشه، به اين راهبرد، نياز بيشترى دارند؛چون اگر سخن بيجا و بي هدف گويند هم مخاطب و هم فرصت را از دست داده اند و چه بسا نتوانند براي بار دوم با مخاطب روبرو شوند و آن مفهوم بنيادين و مقدس را با او در ميان گذاشته و جبران مافات كنند؛ و نيز چه بسا مخاطب ، خاطره ناخوشي از ارائه اول پيدا كند كه بعدي ها نتوانند آن را اصلاح نمايند.امروز شاهديم كه بعضي كليپ ها از خطباي زمان و مخاطب ناشناس، دست به دست مى چرخد كه موجب مضحكه منتقدان و عموم مردم مى شود.نبايد با جهل نسبت به مخاطبان،ارزش مطالب و مفاهيم ولائى و مهدوى را پائين آورد و آنها را از پيوند معنوى و قلبى با امام بدليل ارائه نامتناسب و غير فنى محروم نمود.ائمه عليهم السلام از چنين كسانى گلايه نموده و فرموده اند:موجب زينت ما باشيد نه مايه طعنه و سرزنش و شماتت دشمنان(كونوا لنا زيناً و لا تكونوا لنا شيناً)…
