ادبيات وزين

 

 

 

 

 

همانطور كه بوم و رنگ و قلم براي نقاش شدن كافى نيست، قلم و كاغذ و كلمه براي نويسنده شدن،كفايت نمى كند. نقاش ماهر با ذهن تصوير ساز خويش چنان هنرمندانه رنگ ها را به كار مى گيرد و نقش پردازي مى كند و به تصوير روح مى بخشد و شگفتى مى آفريند كه بيننده را مجذوب و مسحور خويش مى نمايد.نويسنده نيز با خلق معانى، چنان هنرمندانه كلمات را به كار مى گيرد و مقامه خلق مى كند كه خواننده را با خود به يك پرواز معرفتى ميهمان نموده  منظور خويش را در جان او مى نشاند.اين همان، كاخ انديشه است كه فردوسى از آن سخن مى گويد:پی افکندم از نظم کاخی بلند/ که از باد و باران نیابد گزند /نمیرم از این پس که من زنده ام /که تخم سخن را پراکنده ام… 

 

 بلاغت ويژگى ادبيات وزين است و آن، گفتن‌ یا نوشتن‌ کلام‌ فصیح‌ است‌ به‌ مقتضای‌ حال‌ و مقام‌؛ سخنی‌ خوش‌آهنگ‌ و آراسته‌ که‌ معنای‌ واحدى را به‌ اشكال و صور گوناگون به‌ دست‌ دهد.همچنين چیره‌زبانی‌، زبان‌آوری‌، شیواسخنی، رسایی‌ و شیوایی‌، سخندانى و سخن شناسى را بلاغت گفته اند چنانکه سعدى می‌گوید: شبی زیت فکرت همی سوختم /چراغ بلاغت می‌افروختم/پراگنده گویی حدیثم شنید/جز احسنت گفتن طریقی ندید…ادبياتى بليغ و وزين است كه در لذت و شادی و اندوه  شنونده سهیم شود يا چنين حالاتى را براي او خلق كند.مقتضای حال او در نظر بگیرد، گاهى او را مخاطب قرار دهد،گاهى به كنايه،گاهى اختصار، زمانى تفصيل،گاهى حماسه پردازى، زمانى زبان مويه،زمانى خنده ،گاهى طنز،گاهى نقد و خلاصه با حالات روحى خواننده همراه و بر او تأثيرگذار شود…

 

ادبيات ،بر گرفته از ادب است لذا دشنام و اهانت و استهزاء و درشت گوئى و تهمت و بهتان و…نبايد در آن راه يابد.قران اجازت هيچ اهانت و دشنامى  به دگر انديشان و ملحدان را نمى دهد: و آنهايى كه جز خدا را مى‏ خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى و به نادانى خدا را دشنام خواهند داد(وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ).امير مومنان عليه السلام نيز اصحابش را از  دشنام به لشكر باطل شاميان بر حذر داشت و فرمود: من دوست ندارم که شما دشنام دهنده باشید ولى اگر اعمال زشت شان را شرح دهید و احوال آنها را بیان کنید به گفتار صحیح نزدیک تر و براى اتمام حجّت رساتر است. شما باید به جاى دشنام چنین مى گفتید: پروردگارا خون ما و آنها را حفظ کن و آتش جنگ را خاموش فرما و میان ما و آنها را اصلاح کن و آنان را از گمراهی شان هدایت نما تا کسانى که جاهلند حق را بشناسند و آنها که گمراهند و بر دشمنى با حق اصرار می ورزند از آن دست بردارند و به راه راست باز گردند.

 

ادب و متانت و خير خواهى بايد دستمايه نوشتارهاي دينى باشد تا ميوه هدايت دهد و دلهائى را نرم كند.از زيبائى هاي سخن بهره گيرد؛ از شعر و نثر و مثل و قصه و نكته و خلاصه هر كلام شيوا، وام ستانى كند تا سخنش دلنشين تر شود:اينك به ارمغان، اينجا به دشت مهر،هرچه گل داغ،هر غنچه شكفته در اين باغ ، هر سنبل سپيده اميد؛هر جا كه ديده ام ،با عشق و شور و مهر، با داس هر كلام ، بهر تو چيده ام…ادبيات مهدوي،چنين رنگ و بوئى دارد زيرا تقديم به ساحت نورانى محبوب عالميان و امام كروبيان و مقتداي فرشتگان ،آسمانيان و زمينيان يعنى حضرت صاحب الزمان (ع)مى شود و بايد همه زيبائى ها را در خود داشته باشد تا دلهاي منتظرانش را تسخير كند و مهرش را افزون نمايد…

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *