مرجعيت علمى

 

 

 

 

 

آب از سرچشمه بايد خورد/ميوه را از شاخه بايد چيد/نور از خورشيد بايد خواست/راه را در جاده بايد رفت/ نزد عالم  درس بايد خواند/هر سوالى نزد اهل ذكر بايد برد…/راه جز اين نيست،تا روى بر اوج،تا رسى بر قله دانش…

هيچ عاقلي براي تعليم خط نزد بي سوادان نمى رود و هيچكس دليل راهش را اعمى و كور قرار نمى دهد.اين جاهلان اند كه علاج بيمارى از خبازان خواهند و سوال علمى از جمازان پرسند و طراران را دليل راه خود كنند و هدايت را از شيطان طلب نمايند و نشانى شهر از ره گم كردگان پرسند و مركب خود بر افليج نهند و بر جادو و جمبل اعتماد كنند و از اهل شقاوت،راه و رسم سعادت پرسند و افسار زندگى خويش به خائنان دهند و با همه اين احوال، بر جهل خود فخر فروشند!

 

قرآن مى فرمايد:از آگاهان بپرسيد اگر نمى دانيد(فاسئلوا اهل الذكر إن كنتم لا تعلمون).آيا اين سخن خداوند،كافى نيست كه سوال خود نزد دانايان بريم و اهل ذكر را مرجع علمى خويش سازيم و علم دين را از دانايان وحى طلب كنيم و بر گفتارهاي ديگران اعتماد نكنيم و مدارس “آل الله” را خالى نگذاريم (چنانكه شاعر گرانمايه دعبل خزاعى در قصيده تائيه خويش سرود: مدارس آيات خلت من تلاوة…) و خود را از علم نجات بخش محروم نسازيم و به سوء عاقبت دچار ننمائيم كه شيطان از روبرو و پشت سر در كمين ماست تا به چشم نظاره كند بدبختى و گمراهى ما را ؟ 

 

آيا “اهل ذكر”،جز امامان معصوم اند كه جانشينان بر حق پيامبر ختمى مرتبت اند ؟ آيا علم دين نزد  جز آنان است كه خانه زاد وحى اند ؟ مگر نه اينكه اهل خانه داناترند به امور خانه از ديگران؟ (اهل البيت أَدرىٰ بما فى البيت)…

 

شك نبايد كرد كه هرگونه انحراف از مرجعيت علمى اهل البيت عليهم السلام در امر دين، به ضلالت منتهى است. معارف بجا مانده از ايشان در مجموعه هاي گرانسنگ روائى،پيشاروي ماست.عدم مراجعه به آنها يا مراجعه به غير ايشان در معارف مبدئى و معادى،در حكم انكار آنان است.مگر مى شود كسي آنان را خلفا و حجج الاهى بعد از پيامبر باور كند اما در علم دين به سراغ آنان نرود و از چشمه سار آنان معرفت ننوشد و به سراغ هرزآب هاي متعفن و آلوده رود؟ امام باقر سلام الله عليه فرمودند: به شرق و غرب عالم برويد (و همه جا را جستجو كنيد اما بدانيد)دانش صحيح را جز در نزد ما اهل بيت نخواهيد يافت ( شَرِّقا و غَرِّبا لَن تَجِدا عِلماً صَحیحاً إلاّ شَیئاً یَخرُجُ مِن عِندِنا أهلَ البَیتِ )…

پژوهشگران عرصه انديشه و عالمان و مبلغان دين،با قبول مرجعيت علمى ائمه،هر فصل معرفت را كه مى خواهند بگشايند و بيان كنند به ميراث علمى آن پيشوايان علم و معرفت چه در تفسير قرآن يا مباحث اعتقادي يا فقه و اخلاق و اصول زندگى و اقتصاد و روابط فردى و اجتماعى مراجعه مى كنند كه اين معناي حقيقي “فاسئلوا اهل الذكر” است.علاوه برآن،مقام امامت آن بزرگواران ايجاب مى كند كه ايشان را حتى پس از مرگ جسمانى امام و هادي دانسته از آنان طلب علم نمائيم و همچون مقدس اردبيلى ها از باب مدينه علم پيامبر،پاسخ گيريم .اضافه كنيم استمداد علمى از حجت دوران خويش -حضرت مهدى ارواحنا فداه- كه در عصر غيبت شان در بسيارى از موارد، متوسلان و متمسكان به خويش را هدايت علمى و معرفتى نموده اند و دستگيرى فرموده اند و مى فرمايند و خواهند فرمود…

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *