موعظه نيكو

 
 
 
 
 
اصل دوم دعوت پس از “رعايت حكمت”(كه در يادداشت قبل آمد)، “موعظه حسنه” يا همان “پند نيكو” است.روش تربیتی موعظه ونصیحت ازروش های مهم و مؤثر درحوزه ی تعلیم وتربیت است و درقرآن کریم بارها مورد استفاده قرارگرفته بطوری که خداوند منان خود را موعظه کننده، و قرآن کریم را کتاب موعظه معرفی نموده و به پیامبر نيز دستور موعظه به دیگران  داده است.موعظه ونصیحت فطرت آدمی را بیدار می کند، به همین دليل خدای منان فطرت موعظه پذیری را دردل وجان انسان به ودیعه نهاده و او را برای قبول تربیت آماده کرده است. بنابراین موعظه پذیری ونصیحت پذیری نیاز ذاتی انسان است وکسی ازآن بی نیاز نیست. حتى افراد صالح وپاک درشرایط وموقعیت های خاصی نیازمند موعظه ونصیحت هستند…
 
امير مومنان(ع)فرمود:موعظه ها،نفس انسان ها را صفا مى بخشد و قلب ها را نورانى می کند(المواعظ صقال النفوس، وجلاء القلوب).گزارش قرآن از موعظه هاي دلسوزانه و تربيتى لقمان، به عنوان پدرى مهربان وشایسته ، جالب و خواندنى است.اصل موعظه به معنای منعی است که با بیم دادن همراه است و نیز به معنای  یاد آوری قلب است به خوبی ها درچیزهایی که باعث نرمی و رقت قلب است نسبت به ثواب وعقاب و طبیعتا انسان رامتاثر می سازد و او را از بدیها بازمی دارد وبسوی خوبی ها اشتیاق می بخشد.علی (ع) می فرماید:( الموعظة النافع ما ردع) موعظه سودمند آن است که باز دارنده باشد و از کجی ها و پلیدی ها باز دارد و به خوبی ها سوق دهد…
 
قرآن ،خود هم موعظه و هم شفاي سينه ها و هم هدايت و رحمت است(قدجاءتکم موعظة من ربکم وشفاء لما فی الصدور وهدی ورحمة للمؤمنین).موعظه اي داراي صفت نيكو (موعظة الحسنه)مى شود كه به اين اهداف يعنى تغيير در جهت هدايت ،منتهى شود.بنابراين ،گفتارى كه نتواند در قلب افراد نفوذ كند و موجب نرمى و رقت و تغيير نشود، موعظه نيكو نيست. موعظه ممكن است در قالب قصه ها و داستان های پندآموز و حکمت آمیز از پيامبران گذشته به منظور ثبات قلب و يادآوري بيان شود چنانكه قرآن از اين شيوه بهره برده است( وکلا نقص علیک من ابناءالرسل ما نثبت به فؤادک وجائک فی هذه الحق وموعظة وذکری للمؤمنین) زيرا قرآن خود را کتاب موعظه مى شمرد( هذا بیان للناس وهدی وموعظة للمتقین)…
 
داعيان موفق همان هنرمندانى هستند كه راه نفوذ در دل ها را مى شناسند و از اين هنر براي هدايت جان ها بهره مى برند.هنرمند مى تواند اشك در چشم ها جارى كند و موجب نرمى و رقت قلب شود؛مى تواند شكار لحظه ها كند و در فرصتى كه حالت روحى مخاطب آماده پذيرش است،با نكته و پيام خويش، او را منقلب سازد و به يك تصميم خوب برساند؛مى تواند با يك تذكر بهنگام او را به توبه رهنمون شود؛ مى تواند با يك يادآورى مهربانانه،او را متذكر يك حقيقت فراموش شده نمايد و به جبران ترغيب نمايد؛مى تواند جماعتى را از غفلت هشيار نمايد و به راه صحيح بكشاند؛مى تواند مردم را متوجه غربت امام در اين روزگار و وظايف فراموش شده خود نمايد و پيوندشان را با آن پيشواي مهربانى،مستحكم تر سازد.اين هنر واعظان متعظ است…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *