رسانه

 
 
 
 
 
اگر رسانه ها از هدايت خالى شوند،ضلالت در يك چشم به هم زدن از طريق همان رسانه ها انبوهى از مردم را جذب خود خواهند نمود. هرچقدر از اهميت رسانه گفته شود بازهم كم است.رسانه به نظر بعضي ارتش دوم و در نگاه بعضى ديگر ارتش اول هر كشور محسوب مى شود كه با آن تغييرات سياسي و مورد نظر خود را مى توانند انجام دهند.اينكه گفته اند:”آدمى فربه شود از راه گوش” و يا”هرآنچه ديده بيند دل كند ياد”ويا “هر دروغى را دوبار بگو تا ديگران باور كنند و سه بار بگو تا خودت هم باور كنى”،حكايت نقش رسانه هاست كه اين روزها در دنيا،به همين وظيفه مشغولند! تلقين مداوم با استفاده از جاذبه هاي بصرى، كلامى ،تنوع و نوشدن و تغيير، واقعيت مجازى، جلوه هاي هنرى،رنگ و نشاط و رويا پردازى،چنان قدرتى به رسانه داده كه هيچ تريبون ديگرى حريف آن نيست….
 
شايد ديده باشيد موقع پخش يك برنامه خاص،چطور خيابان ها خلوت و ترافيك ،روان مى شود.كارها تعطيل و همه گرد گيرنده ها جمع مى شوند و از طريق اهداف آن برنامه بطور نامحسوس،رفتار و گفتار و آرزوهاشان رنگ مى گيرد.ديده ايد چطور يك صداي خفيف را چنان در بوق هاي رسانه اى،بزرگ مى كنند تا پنداشته مى شود اين صداي همه مردم است و بر عكس يك حركت بزرگ را پوشش نداده يا با يك تفسير مغرضانه،كم ارزش جلوه مى دهند! البته ، هدايت و ايمان، چيزى نيست كه همچون يك كالا تبليغ شود اما چنان مى توان آن را هنرمندانه در قالب جاذبه هاي رسانه اي مطرح كرد كه در دل انسان ها نفوذ كند و در يك زمان كوتاه قلب ها را به تسخير خود درآورد…
 
گروه هاي هدايت محور بايد براي رسانه دار شدن اهتمام جدى به عمل آورند.مى شود از وب سايت و نشريه و پايگاه خبرى شروع كنند تا كم كم به كليپ و فيلم و نمايش و راديو و تلويزيون و سينما برسند.يعنى ابتدا محتوا پردازي كنند و سپس با استفاده از متخصصان فنى و هنري يا آموزش كادرهاي خود به اين فنون،به عرصه هريك از آنها ورود نمايند و آن محتواها را در قالب رسانه اى ارائه نمايند.كارى كه متاسفانه چندين دهه است رسانه هاي گمراه ساز شيطانى از سوى سوداگران بي ايمان و زرمدار و زورسالار با جديت و فراوانى به آن مشغولند و بر افكار و رفتار مردم اين عصر عليرغم فرهنگ هاي متفاوت ،هرچه بخواهند تلقين نموده يك سبك زندگى را بر آنها تحميل مى كنند…
 
البته اين به معناي آن نيست كه پديده قدسي دين و ايمان را با هر وسيله ناپاكى و به هر شكل نامشروعى تبليغ كنيم. البته هنرمندان مومن،خطوط قرمز را بايد رعايت كنند و نخواهند به هر قيمتى،آن پيام قدسى را رسانه اى كنند بلكه بايد به شكل فاخر و مشروع و مطابق شأن آنها، ارائه نمايند.هرچه كارگزاران مومن تر باشند اثرى كه از آنها مى تراود تأثيرگذارتر خواهد شد.بايد از نوجوانى نسل مومن را در كنار آموزش هاي دينى،به توليد رسانه اي علاقمند كرد و آموزش داد تا وقتى بزرگ شدند با شاكله ايمانى خود ،آموزه ها را بتوانند هنرمندانه ،رسانه اى سازند.از چنين فرايند هاي تربيتى،كارگردان هاى رسانه اى بيرون خواهد آمد كه با كارهاي متفاوت و فاخر هدايتى ،چشم جهانيان را به سوي ارزش هاي دينى و آرمان مهدوى، خيره خواهند نمود و به اعجاب خواهند آورد…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *