انصاف نيست سرزمين هائى تشنه هدايت باشند و هاديان به سوي آنان نشتابند. روا نيست جائى وفور نعمت باشد و جاي ديگر، محروم از آن باشند. بايد همچون رود، روان گشت و تشنه كامان را در مسير اين رفتن، سيراب نمود؛سفرهاي تبليغى با انگيزه الاهى،اگرچه از رنج خالى نبوده اما هماره داراي بركت بوده است.در سفر پيامبر به طائف ،عليرغم اعراض مشركان و رفتار زشت طائفيان، در راه بازگشت،خدمتكارى به نام عداس ،ايمان آورد و بركت اين سفر شد. ايمان آوردن بسيارى از شهرها و حتى كشورها نتيجه سفرهاي مبلغانى بوده كه به انجا سفر كرده و به دعوت مردم پرداخته اند.اسلام از همين طريق به كشورهاي آسياي جنوب شرقى،همچون مالزى و اندونزي و تايلند و نيز اروپا و نقاط ديگر رفته است.اگر سفر و هجرت نمى بود چه بسا اسلام از مكه، فراتر نمى رفت…
اصولاً سفر عامل پختگى،تجربه اندوزي و توسعه نگاه و جامعيت و گشايش است.تفاوت ديدگاه مبلغانى كه در يك جا مى مانند و مبلغانى كه به سفرهاي تبليغى مى روند كاملاً محسوس است.مبلغ در اين سفرها ،هم فايده مى رساند و هم خود چيزهاي جديد مى آموزد كه در كار هدايتش موثر است.بسيار شده است كه يك مبلغ در ديار خودش خيلى جلوه نكرده اما در شهر ديگر از اقبال زيادي برخوردار شده است.هدايتگربا اخلاصى كه از شهر خود كوچ مى كند تا سرزمينى ديگر را از دانش خود بهره مند سازد از مصاديق همان “مهاجر إلى الله” است كه خدا خود پاداش او را به عهده گرفته است:هر كه در راه خدا هجرت كند، در زمين اقامتگاه هاى فراوان و گشايش ها خواهد يافت و هر كس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پيامبر او از خانه اش به درآيد سپس مرگش دررسد پاداش او قطعا بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است(وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا)
سفرهاي هدايتى و تبليغى،گاهى به منظور روشنگرى و مقابله با مخالفان و دفع شبهات آنهاست تا از گمراه شدن مومنان جلوگيرى نمايد.عالمان و مبلغان زيادي به چنين ماموريت هائى رفته اند و توفيقات زيادي بدست آورده اند.از قدما،مى توان به سفر شيخ صدوق قدس سره به همين منظور به بسياري از شهرها از جمله نيشابور براي آموزش و شبهه زدائى و رفع تزلزل نام برد (كه خود در مقدمه كتاب كمال الدين به ان اشاره كرده است)و از معاصران به سفر سلطان الواعظين به پاكستان ياد كرد كه كتاب گرانسنگ شبهاي پيشاور،دستاورد آن است.سفر به شهرهاي ديگر در داخل كشور براي ارشاد و آموزش و مقابله،و نيز سفربه كشورهاي ديگر به همين منظور،داراي نتايج بسيار عالي بوده و خواهد بود.ديگر اينكه از سفرهاي مجازي نيز نبايد غافل شد.به مدد تكنولوژى روز مى توانيد از خانه خود كلاس و كنفرانس و مصاحبه و پاسخ به سوالات و شبهات براي ساكنان ديگر شهرها و كشورها داشته باشيد.بايد سفر براي مبلغان آسان بوده و باصطلاح مبلغ بايد ساكش براي سفر هميشه آماده باشد.نوشتن گزارش سفرها براي انتقال تجربيات به مبلغان ديگر، بسيار موثر و كاربردى است…
در امر مرزبانى مهدوى،سفر يك امر راهبردي است.همه شهرها از امكانات كافى اموزشي و تبليغى و مقابله اى در مصاف با دشمنان مهدويت،برخوردار نيستند يا نيروهاى آنجا نياز به آموزش دارند.بايد با سفر معلمان و هاديان به آن شهرها، اين نقيصه را برطرف نمود و هرچندگاهى نيز براي سركشي و تشويق و رفع اشكال و آموزش هاي جديد به آن شهرها سفر نمود.درسفرهاي خارجى نيز يا به دعوت مقيمان آنجا و يا با برنامه هاي حساب شده براي هدايت ساكنان آن محيط ها،مشعل تبليغ مهدوى را براي اعلاي نام و ياد و راه آن مولاي مهربان فروزان داشت و با فعاليت هاي معاندان و مخالفان مقابله نمود.دردمندانه بايد گفت در اين زمينه بر خلاف دشمنان كه در اين راه خيلى فعاليت مى كنند،ما بسيار قصور و تقصير داريم و چنانكه بايد و شايد در زمينه سفرهاي هدايتى و تبليغى اهل برنامه و اقدام نيستيم و فرصت هاي زيادى را از دست مى دهيم.بايد متذكر شويم كه اگر با كم كارى و قصور ما كسانى در مناطق ديگر به گمراهى در غلطند،چه پاسخى خواهيم داشت…
